یادداشت/

شرحی بر سریال هفت سنگ

شرحی بر سریال هفت سنگ
کارگردان سریال هفت سنگ در گفتگو اخیرش از ایرانیزه کردن مجموعه خانواده مدرن و همچنین از تفاوت قابل ملاحظه قسمت های بعدی سریال با نسخه آمریکایی اش سخن گفته است اما.....
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از تبریزبیدار   

, شبکه اطلاع رسانی دانا,
سریال سازی مناسبتی برای مخاطبینی که بدنبال"لاست" نمی روند 
با شروع سریال "هفت سنگ" در ابتدای روز ماه مبارک رمضان، تنها مخاطبان سریال های خارجی و رسانه های داخلی و خارجی خبر از اقتباسی بودن  سریال از مجموعه پر طرفدار "خانواده مدرن" ندادند بلکه بیش تر مخاطبان داخلی تلویزیون که بدنبال "بریکینگ بد" و" لاست" نمی روند و برای رمضان امسال هم به دنبال سریالی همچون "دود کش" بودند متوجه شدند که این سریال با بیشتر سریال های مناسبتی و غیر مناسبتی تلویزیون فرق دارد. اگر چه کارگردان و نویسنده بعضی قسمت های مجموعه _ البته با این حجم بالای اقتباس دقیقا مشخص نیست چه چیزی را نوشته است_ در گفتگو اخیرش از ایرانیزه کردن مجموعه خانواده مدرن و همچنین از تفاوت قابل ملاحظه قسمت های بعدی سریال با نسخه آمریکایی اش سخن گفته است اما به گمان بیشتر مخاطبین و منتقدان، "هفت سنگ"  اثری است که با فرم و محتوای زندگی بسیاری از ایرانیان تفاوت دارد و این یادداشت مدعی پرداخت به این تفاوت هاست:
 
از معماری و آکساسوارهای غیر ایرانی تا روابط آدم های سریال
 
اگر چه معماری و طراحی داخلی خانه های این مجموعه ممکن است به خانه ها و آپارتمان های بعضی از ما نزدیک باشد اما شکل زندگی متفاوت ایرانی در این نوع مبلمان و طراحی فضای داخلی به درستی دیده نمی شود؛ براستی چه کسی بر روی میز ناهار خوری " یه قل دو قل "  بازی می کند؟ چرا هیچ کدام از این خانه ها المانی از زندگی ایرانی و دینی ما ندارند؟ نشان دادن  میل زورخانه در خانه یکی از شخصیت ها  و یا ارجاع به سریال "روزی روزگاری" نشانه ایرانیزه کردن داستان و فضای سریال است؟  روابط آدم های داستان هم به همین گونه است برای مثال در نظر بگیرید: ارتباط تلفنی بابا نصیر  با " هادی" همسر سابق همسرش که با توجه به زمینه ی فرهنگی ما بسیار دور از ذهن به نظر می رسد. حل شدن مشکل عمه فرصت با ازدواج هم چیزی در همین مایه هاست
 
فرزندان ایرانی یا تین ایجرهای آمریکایی؟
 
شخصیت نوجوان پسر داستان که تمامی نگرانی های مادر خانواده هم به ارتباطات دوستانه او منتهی می شود نه تنها شبیه نوجوانان ایرانی نیست بلکه نوجوانی است کودک سال که درک درستی از مسایل اطرافش ندارد. این مسأله در شخصیت پردازی دختر خانواده هم نمود دارد و  دغدغه این دختر هم چیزی جز درس خواندن نیست. شاهین پسر کوچک خانواده شاید تنها استثنا این ماجرا باشد که البته این مسأله به غیر از بازیگری خوب این بازیگر به رفتارهای کاملا کودکانه این شخصیت نیز بر می گردد و شیرینی حاصل از رفتارهای او ! شخصیت حامد هم در همین روند دیده شده است و ما متوجه نمی شویم که چرا و چطور حامد درک پیش رویی از مسایل زندگی اش را پیدا کرده است. بچه ها هیچ داستان فرعی و ارجاعات اجتماعی دیگری از زندگی شان را نمود نمی دهند. آنها مانند اشیا تزیینی جذاب اما تو خالی هستند که در بهترین حالت قالب هایی برای پیشبرد داستان، نشان دادن نگرانی های بزرگترها و تکرار حرف های آن ها هستند . به راستی بچه های ما این گونه زندگی می کنند؟ مقایسه کنید با خردسالان سریال دودکش که داستان های فرعی کودکانه شان نه تنها به پیشبرد داستان کمک می کرد بلکه بعضی قسمت های داستان به دلیل پتانسیل بچه ها به داستان خود آنها تبدیل می شد. 
 
پدر کاریکاتوری، پدر بزرگ در خلا !
   شخصیت پدر بچه ها هم در این میان جای خود را دارد. محسن، پدری که قرار است امروزی باشد چت می کند، عاشق بازی کامپیوتری است و در تلاش است رفتارهایش را خونسردانه تنظیم کند در ذات خود شخصیتی بدون کاریزمای پدرانه است که بر خلاف پدر های ایرانی کنترلی بر موقعیتش ندارد و توپ و تشرهایش نمی تواند شخصیت منسجمی از او را برای مخاطب قابل باور کند.  در واقع شاید پدری خونسرد _شما بخوانید منفعل_ مانند او در فرهنگ غربی قابل پذیرش باشد اما  در ساخت زندگی ما این پدر قابل باور نیست. این تناقض در مورد " بابا نصیر" پدر بزرگ سریال بیشتر از همه نمود دارد؛ بابا نصیر که در تعریف های اولیه پسر و عروسش از او به پدر بزرگی سنتی تشبیه شده بود که حتی از رشته تحصیلی پسرش" گرافیک" راضی نیست_ گریم و طراحی لباسش و نریشن گویی پایانی هم همین تصویر را از او می دهد_ در واقعیت سریال موجودی در خلا و بدون نشانه های پدربزرگی ایرانی است. مقایسه کنید  برای مثال با  پدربزرگ مهربان متین و حتی شوخ و شنگ سریال "خانه سبز" که خالقان "هفت سنگ" بارها در مصاحبه ها ادعای نزدیکی با آن را مطرح کرده اند! 
 
مادرها، باز جای شکرش باقیست
 
شاید مادران سریال در مورد شخصیت پردازی و اجرا موفق ترین نقش های سریال باشند. دراین مورد تجربه بازیگری پاوه نژاد در سریال هایی نظیر خانه سبز و همسران و آشناییش با فرم با کیفیتی از این نوع سریال سازی از یک طرف و شخصیت پرداری مناسب شبنم مقدمی از ویژگی های عمده کار است. شاید هم این مسأله به خاطر مادر بودن بازیگرهای سریال باشد، مادر هایی که بازی نمی کنند و  "خودشان بودن" برای خوب بودنشان کافی است.
 
زوج جوان: بیکاری، تعدیل از شرکت و اما و اگر هایش
 
 بهنام تشکر که در سریال های اخیر نظیر "ساختمان پزشکان" و "دود کش" بازی خوب و متفاوتی را در کاراکترهای مختلف اجرا کرده بود، در این سریال در نقش مردی که کارش را از دست داده ظاهر شده است. این شخصیت اما در داستان ها هیچ نشانه ای از خلاقیت را در اجرای تنگناهای چنین کاراکتری بروز نمی دهد. ترس از  بیکاری و عدم امنیت اقتصادی به غیر از صحبت در هیچ جای زندگی او جاری نیست. ارتباط این زوج با یکدیگر و  با بچه ای که به سرپرستی گرفته اند، کاریکاتوری است و نه از شکل کمدی و طنز. نگاه کنید به تصمیم برای برگرداندن بچه به پرورشگاه به خاطر گریه نکردنش! ضعف های شخصیت پردازی مادر و پدر جوان در ارتباط با فرزنداشان شاید برای این است که در نسخه اصلی خبری از مادر نیست و سازندگان سریال هم برای نسخه ایرانیزه شده تلاش زیادی نکرده اند! 
 
زندگی: ایرانی. سریال سازی: انیرانی*
 هفت سنگ تا حالا کپی متوسط از سریال خانواده مدرن است و بهترین شوخی هایش هم در واقع همان شوخی هایی موفق نسخه آمریکایی است که تلویزیون ما  توانسته آن را نشان دهد. مانند تیر اندازی پدر به شاهین در واکنش به تیراندازی شاهین به خواهرش. در نهایت نه تنها  خبری از ایرانی شدن فضا در سریال  نیست بلکه همان ته مایه زندگی ایرانیمان هم در این سریال "انیرانی" شده است!
 
انتهای پیام/
 
 

 

,
سریال سازی مناسبتی برای مخاطبینی که بدنبال"لاست" نمی روند 
,
با شروع سریال "هفت سنگ" در ابتدای روز ماه مبارک رمضان، تنها مخاطبان سریال های خارجی و رسانه های داخلی و خارجی خبر از اقتباسی بودن  سریال از مجموعه پر طرفدار "خانواده مدرن" ندادند بلکه بیش تر مخاطبان داخلی تلویزیون که بدنبال "بریکینگ بد" و" لاست" نمی روند و برای رمضان امسال هم به دنبال سریالی همچون "دود کش" بودند متوجه شدند که این سریال با بیشتر سریال های مناسبتی و غیر مناسبتی تلویزیون فرق دارد. اگر چه کارگردان و نویسنده بعضی قسمت های مجموعه _ البته با این حجم بالای اقتباس دقیقا مشخص نیست چه چیزی را نوشته است_ در گفتگو اخیرش از ایرانیزه کردن مجموعه خانواده مدرن و همچنین از تفاوت قابل ملاحظه قسمت های بعدی سریال با نسخه آمریکایی اش سخن گفته است اما به گمان بیشتر مخاطبین و منتقدان، "هفت سنگ"  اثری است که با فرم و محتوای زندگی بسیاری از ایرانیان تفاوت دارد و این یادداشت مدعی پرداخت به این تفاوت هاست:
,
 
,
از معماری و آکساسوارهای غیر ایرانی تا روابط آدم های سریال
,
 
,
اگر چه معماری و طراحی داخلی خانه های این مجموعه ممکن است به خانه ها و آپارتمان های بعضی از ما نزدیک باشد اما شکل زندگی متفاوت ایرانی در این نوع مبلمان و طراحی فضای داخلی به درستی دیده نمی شود؛ براستی چه کسی بر روی میز ناهار خوری " یه قل دو قل "  بازی می کند؟ چرا هیچ کدام از این خانه ها المانی از زندگی ایرانی و دینی ما ندارند؟ نشان دادن  میل زورخانه در خانه یکی از شخصیت ها  و یا ارجاع به سریال "روزی روزگاری" نشانه ایرانیزه کردن داستان و فضای سریال است؟  روابط آدم های داستان هم به همین گونه است برای مثال در نظر بگیرید: ارتباط تلفنی بابا نصیر  با " هادی" همسر سابق همسرش که با توجه به زمینه ی فرهنگی ما بسیار دور از ذهن به نظر می رسد. حل شدن مشکل عمه فرصت با ازدواج هم چیزی در همین مایه هاست
,
 
,
فرزندان ایرانی یا تین ایجرهای آمریکایی؟
,
 
,
شخصیت نوجوان پسر داستان که تمامی نگرانی های مادر خانواده هم به ارتباطات دوستانه او منتهی می شود نه تنها شبیه نوجوانان ایرانی نیست بلکه نوجوانی است کودک سال که درک درستی از مسایل اطرافش ندارد. این مسأله در شخصیت پردازی دختر خانواده هم نمود دارد و  دغدغه این دختر هم چیزی جز درس خواندن نیست. شاهین پسر کوچک خانواده شاید تنها استثنا این ماجرا باشد که البته این مسأله به غیر از بازیگری خوب این بازیگر به رفتارهای کاملا کودکانه این شخصیت نیز بر می گردد و شیرینی حاصل از رفتارهای او ! شخصیت حامد هم در همین روند دیده شده است و ما متوجه نمی شویم که چرا و چطور حامد درک پیش رویی از مسایل زندگی اش را پیدا کرده است. بچه ها هیچ داستان فرعی و ارجاعات اجتماعی دیگری از زندگی شان را نمود نمی دهند. آنها مانند اشیا تزیینی جذاب اما تو خالی هستند که در بهترین حالت قالب هایی برای پیشبرد داستان، نشان دادن نگرانی های بزرگترها و تکرار حرف های آن ها هستند . به راستی بچه های ما این گونه زندگی می کنند؟ مقایسه کنید با خردسالان سریال دودکش که داستان های فرعی کودکانه شان نه تنها به پیشبرد داستان کمک می کرد بلکه بعضی قسمت های داستان به دلیل پتانسیل بچه ها به داستان خود آنها تبدیل می شد. 
,
 
,
پدر کاریکاتوری، پدر بزرگ در خلا !
,
   شخصیت پدر بچه ها هم در این میان جای خود را دارد. محسن، پدری که قرار است امروزی باشد چت می کند، عاشق بازی کامپیوتری است و در تلاش است رفتارهایش را خونسردانه تنظیم کند در ذات خود شخصیتی بدون کاریزمای پدرانه است که بر خلاف پدر های ایرانی کنترلی بر موقعیتش ندارد و توپ و تشرهایش نمی تواند شخصیت منسجمی از او را برای مخاطب قابل باور کند.  در واقع شاید پدری خونسرد _شما بخوانید منفعل_ مانند او در فرهنگ غربی قابل پذیرش باشد اما  در ساخت زندگی ما این پدر قابل باور نیست. این تناقض در مورد " بابا نصیر" پدر بزرگ سریال بیشتر از همه نمود دارد؛ بابا نصیر که در تعریف های اولیه پسر و عروسش از او به پدر بزرگی سنتی تشبیه شده بود که حتی از رشته تحصیلی پسرش" گرافیک" راضی نیست_ گریم و طراحی لباسش و نریشن گویی پایانی هم همین تصویر را از او می دهد_ در واقعیت سریال موجودی در خلا و بدون نشانه های پدربزرگی ایرانی است. مقایسه کنید  برای مثال با  پدربزرگ مهربان متین و حتی شوخ و شنگ سریال "خانه سبز" که خالقان "هفت سنگ" بارها در مصاحبه ها ادعای نزدیکی با آن را مطرح کرده اند! 
,
 
,
مادرها، باز جای شکرش باقیست
,
 
,
شاید مادران سریال در مورد شخصیت پردازی و اجرا موفق ترین نقش های سریال باشند. دراین مورد تجربه بازیگری پاوه نژاد در سریال هایی نظیر خانه سبز و همسران و آشناییش با فرم با کیفیتی از این نوع سریال سازی از یک طرف و شخصیت پرداری مناسب شبنم مقدمی از ویژگی های عمده کار است. شاید هم این مسأله به خاطر مادر بودن بازیگرهای سریال باشد، مادر هایی که بازی نمی کنند و  "خودشان بودن" برای خوب بودنشان کافی است.
,
 
,
زوج جوان: بیکاری، تعدیل از شرکت و اما و اگر هایش
,
 
,
 بهنام تشکر که در سریال های اخیر نظیر "ساختمان پزشکان" و "دود کش" بازی خوب و متفاوتی را در کاراکترهای مختلف اجرا کرده بود، در این سریال در نقش مردی که کارش را از دست داده ظاهر شده است. این شخصیت اما در داستان ها هیچ نشانه ای از خلاقیت را در اجرای تنگناهای چنین کاراکتری بروز نمی دهد. ترس از  بیکاری و عدم امنیت اقتصادی به غیر از صحبت در هیچ جای زندگی او جاری نیست. ارتباط این زوج با یکدیگر و  با بچه ای که به سرپرستی گرفته اند، کاریکاتوری است و نه از شکل کمدی و طنز. نگاه کنید به تصمیم برای برگرداندن بچه به پرورشگاه به خاطر گریه نکردنش! ضعف های شخصیت پردازی مادر و پدر جوان در ارتباط با فرزنداشان شاید برای این است که در نسخه اصلی خبری از مادر نیست و سازندگان سریال هم برای نسخه ایرانیزه شده تلاش زیادی نکرده اند! 
,
 
,
زندگی: ایرانی. سریال سازی: انیرانی*
,
 هفت سنگ تا حالا کپی متوسط از سریال خانواده مدرن است و بهترین شوخی هایش هم در واقع همان شوخی هایی موفق نسخه آمریکایی است که تلویزیون ما  توانسته آن را نشان دهد. مانند تیر اندازی پدر به شاهین در واکنش به تیراندازی شاهین به خواهرش. در نهایت نه تنها  خبری از ایرانی شدن فضا در سریال  نیست بلکه همان ته مایه زندگی ایرانیمان هم در این سریال "انیرانی" شده است!
,
 
,
انتهای پیام/
,
 
,
 
,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه