بررسی یک پدیده انتخاباتی؛
از ۱۰۰ روز اونا تا ۱۰۰ روز ما!
ترامپ میگوید که زندگی قبلیاش را بیشتر دوست دارد؛ چون این سبک زندگی سنگین است در حالی که فکر میکرده سادهتر باشد![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، در مناظره روز جمعه آقای رئیس جمهور به نکتهای اشاره کرد که شاید کمتر شنیده شده باشد. آقای رئیسجمهور درباره وعده صد روزهاش به مردم گفت که «در همهجای دنیا مرسوم است که ابتدا یک برنامه 100 روزه اعلام میکنند و سپس یک برنامه چهارساله» البته موضوع این نوشتار این نیست که برخی از کاندیداها حتی در وعده دادن به مردم هم از سبکهای غیربومی استفاده میکنند و همچنین این مقاله به موضوع تفسیرها و تعبیرهایی که مفسران، ریاضیدانان، منجمان و سایر دانشمندان عالیرتبه ایران از مفهوم «100 روز» کردهاند هم ربطی ندارد!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از مرآت,موضوع این نوشتار حال و روز صد روزگی ریاست جمهوری ترامپ است! ظهر روز جمعه خبرگزاری رویترز مطلب جالبی را درباره 100 روزگی ریاستجمهوری ترامپ به قلم Jeff Mason منتشر کرد. خبرنگاران رویترز روز پنجشنبه به دفتر کار دونالد ترامپ در واشنگتن رفتند تا در 100 روزگی مسئولیت او به عنوان رئیسجمهور، حالش را بپرسند! ترامپ اما بر خلاف برخی از همتایانش در 100 روزگی، چندان دل خوشی از ریاست جمهوری ندارد و حسرت زندگی پیش از ورود به کاخ سفید را میخورد!
, Jeff Mason,ترامپ در صد روز اول ریاست جمهوری دلش برای رانندگی تنگ شده! چون حالا همیشه مجبور است به دلایل امنیتی راننده داشته باشد و نمیتواند خودش رانندگی کند. پنج ماه از پیروزی ترامپ در انتخابات میگذرد و 100 روز هم از نشستنش بر صندلی رئیسجمهور پیشین آمریکا، اما ذهن ترامپ هنوز مشغول انتخابات و پیشی گرفتن از رقبا و مغلوب کردن آنهاست!
,این حس رقابتجویی البته مغلوب حس حسرت ترامپ است! او میگوید مثل کرم ابریشم در پیله است! با وجود این حس، او هنوز نقشه ایالتهای آمریکا را با میزان رأیی که به او دادهاند روی میز کارش در دفتر بیضیشکل رئیسجمهور گذاشته و آن را با افتخار به خبرنگاران رویترز نشان میدهد! او مناطقی را روی نقشه با رنگ قرمز مشخص کرده و میگوید:«خب! مشخص است که ما در این مناطق پیروز شدهایم!» اما او حالا فهمیده که شرایط ریاست جمهوری سخت است و ابایی ندارد که آن را به زبان بیاورد!
,ترامپ میگوید که زندگی قبلیاش را بیشتر دوست دارد؛ چون این سبک زندگی سنگین است در حالی که فکر میکرده سادهتر باشد! او میگوید من در زندگی قبلیام هم خیلی حریم شخصی نداشتم اما حالا میفهمم حریم شخصی نداشتن یعنی چه!
,ترامپ خیلی زود فهمیده که نه ریاستجمهوری به دردش میخورد و نه او به درد ریاست جمهوری میخورد! اما در ایران اوضاع کمی متفاوت است. برای ما صد روز کافی نیست تا بفهمیم این شیفتگی قدرت بوده که ما را به صندلی ریاست جمهوری رسانده یا تشنگی خدمت؟ صد روز برای ما کافی نیست تا تواناییهای خود بسنجیم و صادقانه با خودمان ضرب و تقسیم کنیم(نمیگویم انتگرال بگیریم) که به درد ریاستجمهوری میخوریم یا نه!
,ما در صد روز یعنی 2 هزار و 400 ساعت، متوجه نمیشویم که تلاشمان برای نفس کشیدن در اتاق هوسبرانگیز ریاست جمهوری بوده یا به دست آوردن مجالی برای بهبود وضعیت ایران...
,ما دلمان برای رانندگی تنگ نمیشود چون نگاه کردن به مردم و ایضا کارگران را از پشت شیشه دودی ماشینهای لوکس دوست داریم! و از قطار شدن ماشینهای تیم حفاظت در پس و پیشمان! لذت میبریم اما این این نیمهاشتراک را با ترامپ داریم که نه پنج ماه، بلکه 64 ماه فکر و ذکرمان هنوز در رقابتهای انتخاباتی باقی میماند و اندیشهی از میدان به در کردن رقبا برایمان خستهکننده نیست!
,ما محبوس شدن مثل کرم در ابریشم در پیله اتاقهای سلطنتیمان را به آزادی در کنار مردم عادی جامعه ترجیح میدهیم! خب حق هم داریم! لابد کِیف میدهد! اما این اشتراک را با ترامپ داریم که مناطقی که در آنها رأی بیشتری آوردهایم و در آنها هواخواهان بیشتری داریم را بیشتر دوست داشته باشیم و هنوز این دست قبیلهگراییها ما را آزار نمیدهد!
,ما حتی اگر بفهمیم که رئیس جمهور بودن خیلی دشوار است، اما زشت است که آن را به زبان بیاوریم، مردم چه میگویند؟ تازه رقبا چه فکر میکنند؟ ما باید نشان دهیم که از همه بهتریم و همهچیز در امن و امان است و همه شاخصها رو به صعود است و همه «مردم» راضی هستند و لبخند میزنند و هشتشان اصلا گرو نهشان نیست!
,ما بر خلاف ترامپ سبک زندگی پیش از ریاستجمهوریمان را دوست نداریم و از هر فرصتی حتی اگر به ضرر کشور باشد برای بازگشت به قدرت استفاده میکنیم!
,راستی میبینید میان صد روز ما تا صد روز آنها، تفاوت از ولنجک تا نازیآباد است؟
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه