طنز/ باور کنید من هم رأی می‌دهم!

طنز/ باور کنید من هم رأی می‌دهم!
وحید حاج‌سعیدی در یادداشتی طنز به برخی اتفاقات نزدیک به انتخابات در جامعه اشاره کرد و گفت: در راه اداره رادیوی ماشین را روشن کردم. من رأی می‌دهم، تو رأی می‌دهی… آقا به خدا ما هم رأی می‌دهیم. شما این‌قدر خودتان را اذیت نکنید!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نپایگاه اطلاع‌رسانی آستان‌خبر؛ صبح که از خواب بیدار شدم، طبق معمول تلویزیون را روشن کردم. استاد شجریان با چند نفر از دوستان خنیاگر در حال بداهه‌نوازی و اجرای تصنیف «ای شادی آزادی» بودند و آلات و ادوات موسیقی هم بدون محدودیت و سانسور نمایش داده می‌شدند. لباس پوشیدم و به سمت نانوایی راه افتادم. هوا گرگ‌ومیش بود. کارگران شهرداری در حال شستن درب منازل و تابلو و کرکره مغازه‌ها بودند. عده‌ای نیز با وسواس خاصی مشغول وجین و جمع‌کردن علف‌های هرز اطراف گل‌های زنبق و درختچه‌های سیکاس بلوارها بودند. به نانوایی رسیدم. شاطر با خوش‌رویی جلو آمد و سلام و خوشامد گفت و بعد از تحویل نان تا سر کوچه مرا همراهی کرد. عطر نان در خیابان پیچید. تعداد کنجدهای روی نان از سنگریزه‌های آسفالت خیابان هم بیشتر بود. در راه چندین تاکسی جدید هیبریدی که هنوز بوی نویی می‌دادند جلوی پایم ترمز کردند و با خوش‌رویی درخواست کردند تا مرا به منزل برسانند ولی عذرخواهی کردم و پیاده‌روی صبحگاهی در هوای پاک شهر را ترجیح دادم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آستان‌خبر, آستان‌خبر, آستان‌خبر,

بعد از صرف صبحانه در حال پوشیدن لباس بودم که صدای دینگ‌دینگ پیامک گوشی توجه مرا به خود جلب کرد. ازآنجاکه ارسال پیام‌های تبلیغاتی ممنوع است، پیامک را باز کردم. پیامک از بانک بود. مشتری فرهیخته و گرامی، درخواست وام شما واصل گردید. جهت دریافت وام یک‌صد میلیونی با کارمزد نیم درصد عدد یک، وام دویست‌میلیونی با کارمزد نیم درصد عدد ۲، وام سیصدمیلیونی، با کارمزد نیم درصد عدد سه، وام چهارصدمیلیونی با کارمزد نیم درصد عدد چهار را به همین سر شماره ارسال نمایید و در صورت نیاز به وام‌های میلیاردی و بالاتر یک تک‌پا تا بانک تشریف بیاورید. من اصلاً تقاضای وام نکرده بودم. می‌خواستم صفحه گوشی را ببندیم که انگشتم به‌صورت اتفاقی روی عدد یک رفت. بلافاصله پیامک بعدی رسید. مشتری گرامی وام شما آماده گردید. جهت دریافت وام به‌صورت نقدی در منزل عدد یک و در غیر این صورت شماره کارت را ارسال نمایید.

,

برای رفتن به اداره آماده شدم. به پارکینگ رفتم. ماشین با اولین استارت روشن ولی صدای خفیفی از موتور شنیده شد. درب پارکینگ را باز کردم. عده‌ای در حال پیاده کردن یک خودرو از روی جرثقیل بودند. از آن‌ها خواستم خودرو را مقابل درب پارکینگ پیاده نکنند تا بتوانم عبور کنم. مسئول گروه جلو آمد و با لبخند گفت: مأمور نامحسوس خدمات پس از فروش شرکت ما گزارش داده که احتراق در سیلندر شماره سه خودروی شما کمی با تأخیر انجام‌شده است. لطفاً وسایل شخصی‌تان را از داخل خودرو بردارید. این هم سوئیچ ماشین جدید! در ضمن شما به کارتان برسید ما خودمان ماشین را برای اسقاط می‌بریم و درب پارکینگ را هم می‌بندیم!

,

در راه اداره رادیوی ماشین را روشن کردم. من رأی می‌دهم، تو رأی می‌دهی… آقا به خدا ما هم رأی می‌دهیم. شما این‌قدر خودتان را اذیت نکنید!

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه