یادداشت؛

شاخص‌ترین مبارزه مسئولین در نظام اسلامی

شاخص‌ترین مبارزه مسئولین در نظام اسلامی
این که به مردم قول بدهیم و بعد از مدت زمانی برای عملکرد نداشته خویش فرافکنی داشته باشیم . نه شایسته مسئولان محترم و دولتمردان است و نه شایسته مردم فهیم ایران.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محرم غفاری مدرس دانشگاه در اساتیدخبر نوشت/

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اساتیدخبر,

در جوامع امروزی آنچه در رسانه‌ها، نشریات، محافل علمی، جمع نخبگانی و حتی در جمع عوام جامعه بیشترین تکرار را به خود منتسب نموده است مطالبه گری است. مطالبه گری کارگر، کارفرما، مسئولین و مردم، اساتید و دانشجویان…. و همگان به این نکته اذعان دارند که رعایت حقوق متقابل یک اصل ضروری است.
درباره رابطه حکومت و مردم و وجود یا نبود حقوق متقابل میان آن دو، نظریه‌های گوناگونی وجود دارد. و اگر نگاه قرون‌وسطایی داشته باشیم این رابطه و حقوق یک‌سویه یعنی حقوق تنها به مسئولین منحصر است و وظیفه مردم نیز جز اطاعت از حکومت را ندارند. ولیکن در سده‌های اخیر این دیدگاه جایگاه خود را در مغرب زمین ازدست‌داده و دیدگاه مخالف آن رشد کرده است. بر اساس دیدگاه جدید، مردم صاحب حق شمرده می‌شوند و دولت، مطیع و وکیل مردم است، وکیلی که باید نیازهای شهروندان را تأمین کند.
در اندیشه سیاسی مولای متقیان حضرت علی (ع): (نهج‌البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه ۲۰۷) رابطه حقوقی مردم و حکومت متقابل است، اگر حقی هست – که هست – در هر دو سوست، مردم حقوقی دارند که دولت نمی‌تواند به بهانه‌های گوناگون، آن را نادیده بگیرد یا سلب کند. در مقابل حکومت نیز حقوقی دارد و مردم باید آن را رعایت کنند. در مکتب علوی، محق بدون تکلیف و مکلف بدون حق، یافت نمی‌شود. انسان‌ها در زندگی اجتماعی خود نیز حقوق متقابل دارند. هر انسانی که حق دارد، در مقام دیگری نیز مکلف است و تنها آفریدگار جهان است که محق محض است و در برابر دیگران تکلیف ندارد.
با مروری بر سطور صدرالاشاره، نویسنده بر آن است تا نظر نخبگان و فرهیختگان کشورمان را به این نکته معطوف نماید که اگر مغرب زمین را مهد شفافیت و یا دموکراسی و مآمن احترام متقابل در نظر می‌گیریم، بامطالعه مطالب گهربار و اندیشه سیاسی مولای متقیان در امور مدیریت کلان جامعه تا در اول راه هستند. ولیکن این اول راه آنان، مسافت زیادی با وضعیت کنونی جامعه ما دارد.
در بررسی حقوق متقابل مردم و دولت، همچنان که ذکر گردید، هرکدام دارای حق و تکلیفی هستند که بایستی به‌صورت توأمان انجام گردد.
اگر بنا بر آن است که مردم دارای حقی هستند بایستی این نکته را مجدداً یادآوری نماییم که همان مردم در همان موقعیت دارای تکلیفی نیز هستند و تکلیف آنان مشارکت آگاهانه و منصفانه در امورات جامعه است و یکی از شاخص‌ترین مشارکت مردمی حضور در انتخابات است که با حضور خویش سرنوشت کشور را در مقطعی کوچک از انتخابات شوراهای روستا و حتی در مقطع کلان ((انتخابات ریاست جمهوری)) رقم می‌زنند اگر مردم در انتخاب خود دقت نظر نداشته باشند جوابگو هستند، هم در مقابل خلق و هم در مقابل خالق و نمی‌توانند از مسئولیت خویش شانه خالی کنند زیرا که اثرات وضعی انتخاب آنان مدت‌های مدیدی در جامعه رخ خواهد نمود ولیکن تکلیف دولت‌مردان بعد از انتخاب شدن بیشتر از مردم است زیرا که مردم با انتخاب خویش، اصلح‌ترین و شایسته‌ترین فرد را به سکان‌داری کلان کشور اسلامی منصوب می‌کنند و این انتصاب با تنفیذ ولی‌فقیه حکم ولایتی پیدا می‌کند و در جامعه ولایی ارزش‌گذاری به مردم و حقوق شهروندان مورد تأکید احکام دین و ائمه قرارگرفته است.
وظیفه دولت‌مردان جوابگویی به اعتماد مردم است که در برهه فعلی حکم جهاد فی سبیل الله را دارد: همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرموده‌اند امروز شاخص‌ترین مبارزه مسئولین در نظام اسلامی، همان خدمت صادقانه به مردم به‌ویژه اقشار محروم است.
از هر منظری که می‌نگریم وظیفه دولت‌مردان در هر سه قوه کلان کشوری خدمت صادقانه است و مهم‌تر اینکه اگر می‌خواهیم حقوق شهروندی جامعه رواج پیدا کند از عملکرد دولتمردان این امر شدنی است.
ولیکن اینکه به مردم قول بدهیم و بعد از مدت‌زمانی برای عملکرد نداشته خویش فرافکنی داشته باشیم. نه شایسته مسئولان محترم و دولتمردان است و نه شایسته مردم فهیم ایران. البته ناگفته نماند که مشکلات کلان کشور ما، اعم از اقتصاد، اجتماعی و فرهنگی مشکلاتی هستند که بایستی با تعامل دولت‌مردان و مشارکت مردم حل شوند، قطعاً علیرغم تلاش چندساله بازهم مشکلاتی وجود خواهد داشت که بایستی با نگرش سیستمی کلان، نسبت به رفع آن اقدام نمود.
درنتیجه گیری این قسمت: بیاییم حقوق و تکلیف طرفین را به‌صورت توأمان حل کنیم و مشکلات مردم فهیم و زحمت‌کش و جوانان عزیز این مرزبوم را با عمل و اتکا به توان داخلی حل نماییم نه با اتکا به کرامت کدخدا زیرا که کدخدا اصلاً کرامتی ندارد که قابل تکیه کردن باشد.
سعدیا گرچه سخن‌دان و مصالح گویی – به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه