سی‌اُمین چراغِ نمایشگاهِ سالیانه‌ی بین‌المللیِ کتاب روشن شد؛

و اما بهار کتاب...

و اما بهار کتاب...
دیگر از ازدحامات خسته کننده‌ی لابلای غرفه‌ها خبری نیست و لذت قدم زدن در هوای کتاب و استشمام بوی نوئیِ کاغذ به ‌آدمی حس عجیبی می‌بخشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، باز در یکی از سیاسی‌ترین بهارهای بعد از انقلاب، وقتی همه‎ی آن‌ها که سرشان به تن‌شان می‌ارزد مشغول زنده باد و مرده باد پراکنی‌اند بر له و علیهِ نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و البته شوراهای اسلامی‌اند و اولویت موقت همه‌شان، تلاش برای پیروزی و شکستِ هم در معرکه‌ی انتخابات بیست و نهِ اردی‌بهشت است، سی‌اُمین چراغِ نمایشگاهِ سالیانه‌ی بین‌المللیِ کتاب روشن شد به لطف حیِ لایزال.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

نمایشگاهی که ایده‌ی شکل‌گیریش در ایام ریاست جمهوری حضرت آقا و البته به گواهیِ شاهدان و مجریان، به پیشنهاد و همت خود ایشان شکل گرفت و از اردی‌بهشت 66 تا اردیبهشت 85 در محل نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در بزرگراه شهید چمران برپا می‌شد و از سال بعدش، 86 تا 94 مستاجر مصلای نیمه‌ تکمیل تهران بود و از پارسال بار در محل دائمی و ان شاءالله ابدیش؛ شهر آفتاب می‌اندازد.

,

تجربه‌ی گردش در بهاریه‌ی کتاب از جنب بزرگ‌راه شهید چمران تا مصلا و تا شهر آفتاب و مقایسه‌ی این محل‌های سه گانه، شهر آفتاب را بهترین و دنج‌ترین محلی می‌نمایاند که نمایشگاهی مثل نمایشگاه کتاب می‌تواند داشته باشد.

,

دوری از ترافیک بی‌امان تهران و دسترسیِ آسان و بودن در حاشیه‌ و رسیدن خط مترو به آن و امکانات ترددیِ بسیار و رایگان از ایستگاه مترو تا غرفه‌ها و سازه‌های استانداردی که بلحاظ تهویه و تردد با ملاحظه‌ی انبوه بازدید کنندگان ساخته و چیده شده‌اند، شهر آفتاب را خانه‌ی امنی برای کتاب و کتاب‌خوانان و کتاب دوستان کرده و دیگر از ازدحامات خسته کننده‌ی لابلای غرفه‌ها خبری نیست و لذت قدم زدن در هوای کتاب و استشمام بوی نوئیِ کاغذ در لابلای غرفه‌ها و دیدار نوشته‌های کتابِ شده‌ی نو از نویسندگان و ناشرانی که دوست‌شان داری و دیدار تازه کردن با دوستانی که سالهاست بواسطه کتاب باهاشان رفیق شده‌ای و فقط در بهاریه کتاب می‌توانی ببینی‌شان و یک صبح تا غروب سرک کشیدن به غرفه‌ها و خریدن و تلنبار کردن بیست سی کیلو کتابی که لیستش را از ماه‌ها قبل تنظیم کرده‌ای و خریدن کتاب‌هایی که نه از چاپ‌شان خبر داشتی و نه قصد خریدنشان را و همه و همه فقط و فقط در بهارِ اردی‌بهشتی کتاب ممکن است؛ هر سال، ده روز از دومین ماهِ بهار. و فقط همین ده روز.

,

بهار با اردیبهشت به بار می‌نشیند و یار با بهار و کتاب یار مهربان ماست... . عیشش مدام... .

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه