یادداشت/
فقیر بی عرضه نیست!
از شروط مهم و اساسی مدیریت ، رهبری و زمامداری در اسلام، پاک بودن از خصلت های ناپسند است و هیچ چیز مانند دنیا طلبی ، ریاست طلبی و خود محوری ، مدیریت را تباه نمی کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ملکشاهی خبر، آقای قالیباف در مناظره دوم کاندیداهای ریاست جمهوری و خوستار اعلام ثروت هر کدام از کاندیداها و اطرافیانشان شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ملکشاهی خبر,بعد از این درخواست وی، یکی دیگر از کاندیداهای ریاست جمهوری اظهاراتی داشته به این مضمون که شاید کسی که فقیر است و عرضه نداشته برای خودش چیزی جمع کند بعد از انتخاب ، فرصت را غنیمت شمارد و از بیت المال برداشت کند و کسی که مکنت دارد ممکن است سیر باشد و به بیت المال دست درازی نمی کند. لذا بر آن شدیم که در مورد زهد و جایگاه آن در اسلام بحث کنیم و اینکه فقر نشانه بی عرضگی نیست.
,زهد عبارت است از بی رغبتی به دنیا و اینکه قلب طالب دنیا نباشد مگر به ضرورت جسم. زاهد ، نه رسیدن به نعمتهاى ظاهرى دنیا او را سرمست و مغرور مىکند و نه از دست دادن آنها او را مأیوس و سرخورده می گرداند. اوآخرت را بر دنیا ، عزت را بر ذلت، کوشش را بر راحتی ، گرسنگی را بر سیری و سلامتی عقبی را بردنیا ترجیح می دهد . مراد از زهد در اصطلاح، رویگردانى قلب از دنیا و توجه دادن آن به آخرت است البته زهد در ترک دنیا خلاصه نمىشود. زهد کامل و تام عبارت است از رویگردانی دل از آنچه انسان را از خدا غافل کرده و از توجه به او باز مىدارد. در نظام اخلاقى و تربیتى اسلام، واژه زهد کاربردهاى بسیارى دارد. این کلمه در عین برخوردارى از مفهومى عالى و انسانى، معنایش تحریف گردیده در مفهوم این کلمه، غالباً تحریف و اشتباه کارىهایى به عمد یا سهو رخ داده؛ گاهى مساوى با تظاهر و ریا معرفى شده و گاهى مرادف با رهبانیت، عزلت و گوشهگیرى تلقّى شده است.
,زهد در روند تاریخى خود، شاید بهدلیل تقارن و تشابهش با رهبانیت و نیز به دلیل فاصله تدریجى مسلمانان و دور شدن از تعالیم اسلام ناب ، تحریف معنوى شد و افراد تنپرور و سست عنصر زهد را سپرى براى سستى خود قرار دادند و به بهانه زهد و بىرغبتى به مظاهر دنیا، از فعالیتهاى علمى، اقتصادى، آبادانى و مانند آن دست شستند و به عکس، بیگانگان به این فعالیتها پرداختند و در صنایع و فنون و در ابعاد اقتصادى پیش رفتند و مسلمانان همچنان در فقر و زبونى و ذلّت و بدبختى ماندند اما واقع آن است که زهد اسلامى غیر از رهبانیت مىباشد.رهبانیت بریدن از مردم و روىآوردن به عبادت است . براساس این اندیشه که کار دنیا و آخرت از یکدیگر جدا و اینها دو نوع کار بیگانه از هم است، از دو کار یکى را باید انتخاب کرد: یا باید به عبادت و ریاضت پرداخت تا در آن جهان به کار آید و یا باید متوجه زندگى و معاش بود تا در این جهان به کار آید. از این رو، رهبانیت مخالف زندگى و جامعهگرایى است ؛ زیرا مستلزم کنارهگیرى از خلق و بریدن از مردم و سلب هرگونه مسؤولیت و تعهّد از خود است ؛ اما زهد اسلامى در عین اینکه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بىتکلّف و مبتنىبر پرهیز از تنعّم و تجمّل و لذّتگرایى است، در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عین جامعهگرایى است، براى خوب از عُهده مسؤولیتها برآمدن است و از مسؤولیتها و تعهّدهاى اجتماعى سرچشمه مىگیرد .
,
بنابر آنچه گفته شد، زهد را مىتوان این چنین تعریف کرد:
«زهد عبارت است از برداشت کم براى بازدهى زیاد.پس واسطهاى است میان کم برداشت کردن و زیاد بازدهى دادن ».
طبق روایتى، جبرئیل در پاسخ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که تفسیر زهد را از او پرسیده بود، گفت :
« الزَّاهِدُ یُحِبُّ مَنْ یُحِبُّ خَالِقُهُ وَ یُبْغِضُ مَنْ یُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ یَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْیَا وَ لَا یَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ یَرْحَمُ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ کَمَا یَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ یَتَحَرَّجُ مِنَ الْکَلَامِ کَمَا یَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَیْتَةِ الَّتِی قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ یَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْیَا وَ زِینَتِهَا کَمَا یَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ تَغْشَاهُ وَ أَنْ یُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ کَانَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ أَجَلُه ، زاهد، دوست دارد هر آنچه را که خالقش دوست دارد و بد دارد هر آنچه را که خالقش بد دارد. از حلال دنیا دورى مىکند و توجهى به حرامش ندارد، چون حلالش حساب دارد و حرامش عقاب. بر هر مسلمانى ترحم مىورزد آنچنان که بر خود ترحم مىکند. از سخنان بیهوده و بىفایده نیز دورى مىکند چنان که از مردارى که بوى گندش شدّت یافته، دورى مىکند. از نعمتها و زینتهاى دنیا دورى دارد آنچنان که از فرا گرفتن آتش، دورى مىورزد. آرزوهایش کوتاه و مرگ در برابر چشمانش حاضر است » .
,
,
,
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در تفسیر زهد می فرماید : « أَیُّهَا النَّاسُ الزَّهَادَةُ قِصَرُ الْأَمَلِ وَ الشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ وَ التَّوَرُّعُ عِنْدَ الْمَحَار ، ای مردم زهد یعنی کوتاهی آرزو ، و شکر در برابر نعمت و پارسایی در برابر گناهان » .
,
از شروط مهم و اساسی مدیریت ، رهبری و زمامداری در اسلام ، پاک بودن از خصلت های ناپسند است و هیچ چیز مانند دنیا طلبی ، ریاست طلبی و خود محوری ، مدیریت را تباه نمی کند و این خصلت ها ریشه در دنیا دوستی دارد چنانچه از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده که فرموده اند: « حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ ، دوستی دنیا منشأ همه خطاهاست »
سادهزیستى و زهد و پرهیز از زرق و برق و تجملات و جلوههاى دنیوى از بارزترین ویژگىهاى پیشوایان دینى است. شاید بتوان گفت یکى از عوامل مهمّ جذب مردم به دین مقدس اسلام ، بىپیرایگى رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و رویگردانى وى از دنیا بوده است . امیر مؤمنان علیه السلام در وصف وى مىفرماید: « لَقَدْ کَانَ ص یَأْکُلُ عَلَى الْأَرْضِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ یَخْصِفُ بِیَدِهِ نَعْلَهُ وَ یَرْقَعُ بِیَدِهِ ثَوْبَه... ، پیامبر(ص) بر زمین خوراک مىخورد ، و همچون بردگان مىنشست ، و بر کفش خود به دست خویش پینه مىدوخت، و جامهاش را به دست خود وصله مىزد » .
معصومان علیهم السلام نیز زندگى فوقالعاده سادهاى داشتند و تاریخ پر است از رویدادهاى مؤید این مطلب. امیرمؤمنان علیه السلام گهگاه در نامهها و خطبههاى خویش به زندگى ساده خود اشاره کرده، مىفرماید:
« وَاللَّهِ لَقَدْ رَقَعْتُ مِدْرَعَتى هذِهِ حَتَّى اسْتَحْیَیْتُ مِنْ راقِعِها وَ لَقَدْ قالَ لى قائِلٌ الا تَنْبِذُها عَنْکَ؟ فَقُلْتُ: اغْرُبْ عَنّى فَعِنْدَ الصَّباحِ یَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرى ، به خدا سوگند، این جامه پشمین خود را چندان پینه کردم که از پینه کننده، شرمسارى بردم. یکى به من گفت: آن را دور نمىافکنى؟! گفتم از من دور شو، که بامدادان، مردم، مسافران شب را مىستایند ».
,
,
,
زهد اسلامى برخلاف رهبانیت مسیحى، داراى فلسفه خاصى است و آثار مثبت فراوانى دارد ؛ از جمله : ایثار و ترجیح دیگران بر خویشتن و مقدم داشتن مشکلات جامعه اسلامى و برادران دینى بر مشکلات شخصى خود که از آن به «ایثار» تعبیر مى شود و از پرشکوهترین مظاهر جمال و جلال انسانیت است ؛ همدردى و شرکت عملى در غم و حزن مستمندان و هماهنگ شدن با محرومان و تسکین دادن بخشى از آلام اجتماع ، کسب آزادگى ، بدین معنا که نیازهاى غیر ضرور ، که از سوى جامعه و محیط بر انسان تحمیل مىشود ، اگر به صورت یک نیاز درونى درآید، او را به زنجیر مىکشد و آزادیش را مىگیرد . «زهد» سپرى است در مقابل بردگى و ضعف و زبونى ؛ زیرا زندگى حرکت بر روى آب است؛ هر چه وابستگىها کمتر باشد، امکان شناورى بیشتر است .
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه