یادداشت/
زمینی تشنه به دنبال منجی
زمینی تشنه می یابم که به دنبال منجی می گردد، نمی دانم در کدام ثانیه ها شاهد قدمهای بهاریت خواهد بود...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای سرخه، سلام آقا، سلام آقای مهربان، قدم هایم کند است؛ اما می آیم می دانم زبانم یک چیز می گوید و دلم چیز دیگری؛ ولی باز می آیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای سرخه،,قدم هایم پاییزیست و تا بهار آمدنت خیلی مانده ولی باز می آیم هر روز در بلندترین نقطه زمین می ایستم و روی زمین به دنبال نشانی از وجودت هستم و تو را میان مهربانی مردم میابم، از کنار پرنده ها عبور می کنم و در گوش نسیم نام تو را می خوانم و به اندازه یک نفس و برای یک لحظه میان بال شاپرک ها می یابمت ای همه خوبی.
,و هنوز زمین لیاقت قدمهای نازنینت را ندارد ولی باز می آیم میان نسیم و بال شاپرک ها به دنبالت می گردم، روحم را به پرواز در می آورم، زمینی تشنه می یابم که به دنبال منجی می گردد، نمی دانم در کدام ثانیه ها شاهد قدمهای بهاریت خواهد بود.
,ولی باز می آیم و می دانم آنقدر خوب نیستیم تا میزبانت باشیم؛ ولی انتظار شیرین ترین واژه برای سیراب کردن روح خسته مان است.
,میان همهمه دنیای شلوغ؛ سکوت میکنم، اما پر از حرف و سؤال و سکوت می کنم، به احترام دل های شکسته و سکوت می کنم، میان تپش های قلب های منتظر وشاید این جمعه بیایی شاید. "آمین"
,]
ارسال دیدگاه