لزوم انتخاب اصلح در شورای شهر
یکی از تحلیلگران اجتماعی سردشت با مطرح کردن بحث “چالش گزینش اصلح” می خواهد شهروندان را به درک درستی از نحوه انتخاب شوراهای شهر هدایت کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بُلفَت، ناصر سلطانی – با اینکه امر انتخابات را از دیرباز یکی از اساسی ترین شاکله های شکیل حکومت های مردمی برشمرده اند، پیاده کردن آن در جوامع مختلف دارای فرهنگ های گوناگون، بدون در نظر گرفتن پیش زمینه های آن قادر به تداعی موهبت جوهری آن نخواهد بود
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بُلفَت,به دیگر سخن یکی از پیش شرط های تجلی معنای واقعی مفهوم انتخابات، وجود احزاب و نهادهای جامعه مدنی و انجام کار ویژه های آنان از جمله گزینش سیاسی و معرفی افراد تربیت شده از سوی آنها میباشد کمااینکه گزینش صرفا نسخه برداری شده از ساختارهای جوامع پیشرفته از جانب اغلب کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه بدون طی کردن مراحل الزامی تاریخی معرفتی، نهایتا این جوامع را به سوی نوعی شکنندگی و آنارشیسم اجتماعی به لحاظات مختلف سوق میدهد که اندک ماحصل آن را به مثابه یکی از شاخص های منفی توسعه میشود در هجوم سلیقه ای و حساب ناشده نامزدهای نامطلوب از طیف های متفرق و اغلب غیر مرتبط و تهی از تربیت و تجربه سیاسی به منظور تصاحب غالبا هدف دار کرسی های وکالت مردم بازشناخت.
اکنون با عدول از واقعیت فوق و تمرکز بر جهان بینی و فرهنگ سیاسی جوامع غیر مدرن، طرح این پرسش ضروری است که:
رهیافت برون رفت از چالش ناشی از ناهمگونی اخیرالذکر و تبعات سلبی آن کدام است…؟
در واقع نیک پیداست که فقدان پیش فرض های انتخاباتی ((میزان شعور سیاسی جامعه یا توسعه و رفاه اقتصادی))، تحصیل نتیجه ای کیفی و مورد انتظار را در جوامع توسعه نیافته با چالش جدی روبه رو کرده است. بر همین اساس پرداختن به این سؤال ناگزیر است که طرد و عدم توجه به مقوله ی انتخابات در جوامع مورد بحث با توجه به دلایل و براهین اخیر منطقی است…؟
در واقع با تراجع به تجربیات متأخر سیاسی اجتماعی و حتی برایند چهار دوره جاری “به ویژه در نبود الترناتیو و جایگزینی مناسب” به وضوح خاطر نشان میکند که بایکوت به طور کلی و انتخاب “غیرهوشیارانه” به طور اخص را میتوان به سان کارت طلایی صعود غیراخلاقی افراد و گروه های معلوم الحال و در پی آن سقوط فراگیر جامعه در حوزه های گوناگون اجتماعی برشمرد.
با این وجود مشارکت در پروسه ی چنان آشفته مستلزم تأمل_ی خاص مبتنی بر شناخت موانع و منابع نیل به یک تصمیم عقلانی است.
در دایره “موانع”، اشاره به روح “فریبنده”ی عرصه انتخابات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به گونه ای که به کنایه گفته اند: شمارش آراء در انتخابات بر وزن آن مرجح است…؟!
از لطایف الحیل مزور و اغواکننده از سوی کاندیداها میتوان به استراتژی “ترس” و “امید” و تزریق آرام و بدون درد آن به توده ها پرداخت به نحوی که وضعیت موجود را هراس انگیز جلوه دهند و در عین حال آنان را به آینده ای آرمانی امیدوار گردانند ( البته مشروط به حضور خودشان). (( مضحک آنکه استعمال و به کارگرفتن بی شرمانه ی شگرد مزبور را از سوی بسیاری اعضای منفعل دوره های اخیر نیز ( گویا ماکیاولی گونه…؟! و در عین حال به دور از فهم واقعی اندیشه اندیشمند مذکور ) غافل از إشراف آشکار و پنهان افکار عمومی بر کارنامه کریه شان شاهد هستیم.))
بدیهی است نقش تکنولوژی و رسانه های گوناگون در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است به علاوه اینکه تاثیر سلبی پروسه ی تدلیس و فریب فوق را در جوامع غیر مدرن به دلیل نبود یا ضعف آگاهی سیاسی به گونه ای مضاعف شاهد هستیم به نحوی که به لحاظ کیفی، محلی از إعراب در “گردش نخبگان” پاره تویی باقی نمی ماند.
در حوزه ی “منابع” گزینش عقلانی شایسته محور نیز به ویژه در جوامع سنتی یا شبه مدرن، تأمل بر عناصری چون کارنامه، تجربه، ظرفیت، قابلیت و ویژگی های فردی و جمعی فرد کاندیدا مفید فایده خواهد بود.
به باور نگارنده از جمله موارد کاربردی مهمی که بسیار کمتر مورد تدقیق و مداقه قرار گرفته اند و کاربردی کردن آنها تاثیر شگرفی بر نتیجه ی انتخابات لااقل در میان مدت و درازمدت خواهد داشت را میتوان در ذیل این عناوین نظاره گر بود:
* ترجیح شعور بر شور
* برخلاف باور عمومی، مرجح انگاشتن و برتری دادن به متخصص حوزه ی علوم انسانی در مقابل دیگر علوم تجربی و طبیعی از قبیل مهندسی، پزشکی و غیره و ذلک در فرایند انتخاب (( که دلیل عمده ی آن را میتوان در غایت علمی علوم مذکور بازشناخت به نحوی که چند و چون دست یازیدن به سعادت و رفاه بشری سرلوحه ی تحصیلات در علوم انسانی است و تطبیق محتوای آن با مضامین شور و مشورت و شورا منطقی مینمایاند در عین حال محتوای علوم طبیعی غالبا در مباحث فنی خلاصه میشود که با توجه به تجربه ی تکنوکراتیک کشورهای پیشرفته، نقش آفرینی آنان به سان مشاور در حوزه های مربوطه بیشتر مثمر ثمر خواهد بود ))
* خودداری از انتخاب مجدد افرادی که ضعف و انفعال آنها در دوره های قبلی و جاری مبرز و محرز است
* دارای منبع درآمد مستقل از نمایندگی (( شغل دوم ))
* دارای “شخصیت”، منبعث از تربیت و اصالت
* حد شناس
* خودشناس
* خود اتکا
* مطمئن از خود
* آزاد از قاعده “حجر” ( اندیشه ی ماوردی ). منظور از حجر آن است که چندی از یاران و نزدیکان فرد نماینده بدون تظاهر به معصیت به گونه ای عمل کنند که نماینده چندان اختیاری از خود نداشته باشد.
* برخوردار از سلامت جسمی و عقلی
*جو ناپذیر
* پرکار
* بدون هیاهو
* قاعده مند و سازمان پذیر
* باور مند به خرد جمعی
* با حس تعلق به سرزمین
* آشنا به تاریخ و فرهنگ محلی
* مطلع از چشم انداز و سیاست های خرد و کلان قانون و سیستم سیاسی نسبت به جغرافیای منطقه ای خود
* ارزیابی کمی و کیفی منطقه و فعالیت های خود با استانداردهای جهانی و تلاش در راستای تعمیم حتی الامکان معیارهای مورد نظر با مقتضیات محلی (( که امروزه گستره ی بین المللی تنها شاخص ارزیابی ترقی تلقی میشود ))
* باورمند به اصل اساسی “دانستن حق مردم است”
* باورمند به این اصل روسویی که “نفع در خیر عمومی نهفته است”
* “مهارت” و جسارت در تحقیق تحقق منافع عمومی
* و باز ترجیح شعور بر شور…؟!
** ناصر سلطانی ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ **
انتهای پیام/
به دیگر سخن یکی از پیش شرط های تجلی معنای واقعی مفهوم انتخابات، وجود احزاب و نهادهای جامعه مدنی و انجام کار ویژه های آنان از جمله گزینش سیاسی و معرفی افراد تربیت شده از سوی آنها میباشد کمااینکه گزینش صرفا نسخه برداری شده از ساختارهای جوامع پیشرفته از جانب اغلب کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه بدون طی کردن مراحل الزامی تاریخی معرفتی، نهایتا این جوامع را به سوی نوعی شکنندگی و آنارشیسم اجتماعی به لحاظات مختلف سوق میدهد که اندک ماحصل آن را به مثابه یکی از شاخص های منفی توسعه میشود در هجوم سلیقه ای و حساب ناشده نامزدهای نامطلوب از طیف های متفرق و اغلب غیر مرتبط و تهی از تربیت و تجربه سیاسی به منظور تصاحب غالبا هدف دار کرسی های وکالت مردم بازشناخت.
,اکنون با عدول از واقعیت فوق و تمرکز بر جهان بینی و فرهنگ سیاسی جوامع غیر مدرن، طرح این پرسش ضروری است که:
,رهیافت برون رفت از چالش ناشی از ناهمگونی اخیرالذکر و تبعات سلبی آن کدام است…؟
,در واقع نیک پیداست که فقدان پیش فرض های انتخاباتی ((میزان شعور سیاسی جامعه یا توسعه و رفاه اقتصادی))، تحصیل نتیجه ای کیفی و مورد انتظار را در جوامع توسعه نیافته با چالش جدی روبه رو کرده است. بر همین اساس پرداختن به این سؤال ناگزیر است که طرد و عدم توجه به مقوله ی انتخابات در جوامع مورد بحث با توجه به دلایل و براهین اخیر منطقی است…؟
,در واقع با تراجع به تجربیات متأخر سیاسی اجتماعی و حتی برایند چهار دوره جاری “به ویژه در نبود الترناتیو و جایگزینی مناسب” به وضوح خاطر نشان میکند که بایکوت به طور کلی و انتخاب “غیرهوشیارانه” به طور اخص را میتوان به سان کارت طلایی صعود غیراخلاقی افراد و گروه های معلوم الحال و در پی آن سقوط فراگیر جامعه در حوزه های گوناگون اجتماعی برشمرد.
,با این وجود مشارکت در پروسه ی چنان آشفته مستلزم تأمل_ی خاص مبتنی بر شناخت موانع و منابع نیل به یک تصمیم عقلانی است.
,در دایره “موانع”، اشاره به روح “فریبنده”ی عرصه انتخابات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به گونه ای که به کنایه گفته اند: شمارش آراء در انتخابات بر وزن آن مرجح است…؟!
,از لطایف الحیل مزور و اغواکننده از سوی کاندیداها میتوان به استراتژی “ترس” و “امید” و تزریق آرام و بدون درد آن به توده ها پرداخت به نحوی که وضعیت موجود را هراس انگیز جلوه دهند و در عین حال آنان را به آینده ای آرمانی امیدوار گردانند ( البته مشروط به حضور خودشان). (( مضحک آنکه استعمال و به کارگرفتن بی شرمانه ی شگرد مزبور را از سوی بسیاری اعضای منفعل دوره های اخیر نیز ( گویا ماکیاولی گونه…؟! و در عین حال به دور از فهم واقعی اندیشه اندیشمند مذکور ) غافل از إشراف آشکار و پنهان افکار عمومی بر کارنامه کریه شان شاهد هستیم.))
,بدیهی است نقش تکنولوژی و رسانه های گوناگون در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است به علاوه اینکه تاثیر سلبی پروسه ی تدلیس و فریب فوق را در جوامع غیر مدرن به دلیل نبود یا ضعف آگاهی سیاسی به گونه ای مضاعف شاهد هستیم به نحوی که به لحاظ کیفی، محلی از إعراب در “گردش نخبگان” پاره تویی باقی نمی ماند.
,در حوزه ی “منابع” گزینش عقلانی شایسته محور نیز به ویژه در جوامع سنتی یا شبه مدرن، تأمل بر عناصری چون کارنامه، تجربه، ظرفیت، قابلیت و ویژگی های فردی و جمعی فرد کاندیدا مفید فایده خواهد بود.
,به باور نگارنده از جمله موارد کاربردی مهمی که بسیار کمتر مورد تدقیق و مداقه قرار گرفته اند و کاربردی کردن آنها تاثیر شگرفی بر نتیجه ی انتخابات لااقل در میان مدت و درازمدت خواهد داشت را میتوان در ذیل این عناوین نظاره گر بود:
,* ترجیح شعور بر شور
,* برخلاف باور عمومی، مرجح انگاشتن و برتری دادن به متخصص حوزه ی علوم انسانی در مقابل دیگر علوم تجربی و طبیعی از قبیل مهندسی، پزشکی و غیره و ذلک در فرایند انتخاب (( که دلیل عمده ی آن را میتوان در غایت علمی علوم مذکور بازشناخت به نحوی که چند و چون دست یازیدن به سعادت و رفاه بشری سرلوحه ی تحصیلات در علوم انسانی است و تطبیق محتوای آن با مضامین شور و مشورت و شورا منطقی مینمایاند در عین حال محتوای علوم طبیعی غالبا در مباحث فنی خلاصه میشود که با توجه به تجربه ی تکنوکراتیک کشورهای پیشرفته، نقش آفرینی آنان به سان مشاور در حوزه های مربوطه بیشتر مثمر ثمر خواهد بود ))
,* خودداری از انتخاب مجدد افرادی که ضعف و انفعال آنها در دوره های قبلی و جاری مبرز و محرز است
,* دارای منبع درآمد مستقل از نمایندگی (( شغل دوم ))
,* دارای “شخصیت”، منبعث از تربیت و اصالت
,* حد شناس
,* خودشناس
,* خود اتکا
,* مطمئن از خود
,* آزاد از قاعده “حجر” ( اندیشه ی ماوردی ). منظور از حجر آن است که چندی از یاران و نزدیکان فرد نماینده بدون تظاهر به معصیت به گونه ای عمل کنند که نماینده چندان اختیاری از خود نداشته باشد.
,* برخوردار از سلامت جسمی و عقلی
,*جو ناپذیر
,* پرکار
,* بدون هیاهو
,* قاعده مند و سازمان پذیر
,* باور مند به خرد جمعی
,* با حس تعلق به سرزمین
,* آشنا به تاریخ و فرهنگ محلی
,* مطلع از چشم انداز و سیاست های خرد و کلان قانون و سیستم سیاسی نسبت به جغرافیای منطقه ای خود
,* ارزیابی کمی و کیفی منطقه و فعالیت های خود با استانداردهای جهانی و تلاش در راستای تعمیم حتی الامکان معیارهای مورد نظر با مقتضیات محلی (( که امروزه گستره ی بین المللی تنها شاخص ارزیابی ترقی تلقی میشود ))
,* باورمند به اصل اساسی “دانستن حق مردم است”
,* باورمند به این اصل روسویی که “نفع در خیر عمومی نهفته است”
,* “مهارت” و جسارت در تحقیق تحقق منافع عمومی
,* و باز ترجیح شعور بر شور…؟!
,** ناصر سلطانی ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ **
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه