ایکاش هرگز تحصیل نمی کردم
اوضاع کسب و کار در کشور مدت ها است که مناسب نیست وجوانانی که با هزاران امید تحصیل کرده اند اکنون خسته از تمام تلاش ها به آینده مبهم خود چشم دارند تا شاید کور سوی امیدی نمایان گردد[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از شیروان ، جمعیت جوان فرصت و موهبتی تاریخی برای کشور محسوب میشود اگر نیروی عظیم جوانان را در تولید به مثابه سرمایه انسانی و حاملان دانش تلقی کنیم و مدیریت صحیح منابع انسانی را در پیش گیریم می توان بیکاری و معضلات ناشی از این پدیده را از بین برد بیکاری به عنوان یک پدیده مخرب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مطرح است و یکی از اهداف کلان توسعه در اغلب کشورها و از جمله کشور ما، کاهش بیکاری و توسعه فعالیت های شغلی است
یکی از شهروندان میانسال شیروانی در گفتگو با خبرنگار ما از وضعیت بیکاری ابراز ناراحتی کرد و گفت : در حال حاضر سه جوان تحصیل کرده در منزل دارم که دو پسر و یک دختر هستند .
وی اظهار داشت : یک پسرم تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرده ویک پسر دیگرم لیسانس حقوق دارد و دخترم هم لیسانس پرستاری دارد اما متاسفانه هر سه نفرشان بیکار هستند
حسین زاده اظهار داشت : هر موقع که به خانه میرم و با دیدن وضعیت فرزندانم حالم بد می شود و من و همسرم با این سن و سال باید نگران آینده فرزندانمان باشیم و امیدواریم که شرایط بازار کار طوری پیش برود که همه جوانان شغل مناسب پیدا کنند.
موسی 42 ساله که الان در آژانس مشغول به کار می باشد به ما می گویید: قبلا در صنعت ساختمان مشغول بکار بودم اما هر جایی که کار کردم پولم را ندادند و اگر بخواهم دنبال مراحل اداری باشم باید حداقل شش ماه تمام کار و زندگی را رها کنم تا شاید بتوانم در اداره کار حکمی بر علیه کارفرما بگیرم که بازهم فرقی نمی کند چون هیج اداره ای از کارگر ها حمایت نمی کنند و حق و حقوق ما کارگرها همیشه ضایع می شود.
وی افزود: قبلا در شرکت پدیده کار کردم که هنوز به طلب هایم نرسیده ام در نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان هم قبل از عید کار می کردم که بدون پرداخت حقوقم من را از کار بیکار کردند و الان مجبورم با ماشینم کار کنم که تعداد افرادی که مثل من هستند هم زیاد است و ما طبقه پایین جامعه همیشه جلوی همسر و فرزندانمان خجل هستیم.
جوانی 32 ساله نیز به خبرنگار ما می گویید : با اینکه لیسانس دارم اما بازار کار اصلا وضع خوبی ندارد و الان نزدیک به 7 ماه است که بیکارم
عارفخانی می گویید : با هزاران زحمت و با کارگری هزینه تحصیل در دانشگاه را دادم و بسختی هم کار میکردم و هم تحصیل میکردم تا شاید پس از مدرک گرفتن بتوانم کار خوبی پیدا کنم اما صد حیف که با تحصیل هم عمر را به باد داده ام و هم سرمایه ای را که با هزاران سختی به دست آورده بودم اگر میدانستم شرایط اینطور قرار است بشود هرگز تحصیل نمی کردم.
وی اظهار داشت : الان با هرکسی که همسن و سال من است صحبت کنید ناراضی است چون یا بیکار است و یا اگر خوش بینانه نگاه کنیم کاری دارد که مرتبط با رشته تحصیلی اش نیست.
قوامی جوان 25 ساله شیروانی نیز می گویید: فوق دیپلم حسابداری دارم و چند ماهی بیکار بودم تا اینکه برای کار به شرکتی در شهرک صنعتی شیروان توسط یکی از آشنایان معرفی شدم
وی افزود: در آن شرکت به عنوان کارگر ساده مشغول به کار شدم پس از یک ماه گفتند بیا قرارداد کار امضاء کن و من خوشحال از اینکه بلاخره کاری پیدا کرده ام راهی ساختمان اداری شدم اما پس از امضاء قرارداد چند برگه دیگر را جلوی من گذاشتند و گفتند که باید این برگه هارا نیز امضاء کنی پس ازبررسی دیدم که برگه تصویه حساب است وقتی هنوز هیچ پولی دریافت نکرده ام چطور می توانم برگه تصویه حساب را امضاء کنم.
وی در ادامه گت : این موضوع را به اداره کار شهرستان به صورت تلفنی منتقل کردم اما در عین ناباوری کارمند اداره کار گفت : آنها حقوق را پرداخت می کنند و این کار احتمالا برای این است که سنوات و مرخصی ودیگر مزایای پایان کار را به شما پرداخت نکنند.اداره کاری که باید از حق کارگران در مقابل کارفرما دفاع کند در واقع شده است نماینده کارفرما تا حق کارگر ضایع شود.
انتهای پیام /
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه