ماه رمضان درنگین زاگرس
رمضان ماه دوستی و نزدیکی مردم با یکدیگر بود، زیرا مردم معتقد بودند که قهر و دشمنی با برادران دینی به روزه و نماز آنها لطمه میزند و عبادتشان مورد قبول قرار نمیگیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مارگون ؛درگذشته های دور در شهر وروستا که خبری از تجهیزات امروزی مانند رادیو وتلویزیون وحتی برق هم نبود مردم برای مهیا شدن در ماه رمضان یا همان ماه روزه برنامه هایی بسیار زیباوجالبی داشتند .بافرارسیدن نیمه شعبان وبرپایی مراسمات جشن وشادی امام عصر(عج) ؛ مردم شهر وروستا خودرابرای ماه روزه ،ماه میهمانی خدا اماده می کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مارگون,زنان مایحتاج وتدارک نان ونان پزی راراه می انداختند ودر دورهمی هایشان مقادیر زیادی نان می پختند ومردان هم برای فراهم نمودن آذوقه ماه رمضان دل به کوه وجنگل میدادند تاهم چوب وهیزم برای پخت وپز وهم از شکار آهوو کبک مایحتاج شبهای رمضان رافراهم کنند ویا بافروش شکار وچوب وهیزم بتوانند اندکی از مواد لازم برای این ماه عزیز رادر خانه مهیا کنند.
,در کنار کار پخت نان زنان خانواده مشغول درست کردن قرمه می شدند واندک برنج .گندمی که دربرخی از خانه ها آن هم به ندرت یافت می شد با آسیابهای دستی دستاس می کردند.
,برای دیدن ماه شب اول مانند امروزه دستگاههای ودوربین های فوق پیشرفته نبود پس مردی عادل و عالم ویا پیرمردی شب هنگام وغروب بر بالای بلند ترین پشت بام قرار می گرفت وپس از دیدن هلال ماه با صدای بلند تکبیر می گفت وصدای تکبیر در میان خانه ها وکوچه ها بلند وبلند تر می شد ونوید ماه رمضان را باخود به ارمغان می آورد وجارجی ها پیام آمدن بهار دلهارانوید می دادند.
,در ماه رمضان وظیفه مادران وزنان خانه از همه سنگین تر بود زیرا برای هر وعده غذایی افطاری وسحر باید نان داغ را مهیا می کردند وچاله آتش را برای گرم نگه داشتن غذا مواظبت می کردند پس از افطاری ساده اما پرازمهر تازه کاربانوان خانه شروع می شد وباید از میهمانانی که از قبل از افطار ویا پس از افطاری در خانه بودند پذیرایی می کردند و چون در زمان قدیم برق نبود وامکانات هم مانند امروز وجود نداشت بزرگ خانواده به خواندن دعا وبیان روایت از اهل بیت (ع) مشغول می شدند واین برنامه ها وشب نشینی های عبادی تا شب های احیا ادامه داشت و در برخی از روستا ها ودر برخی از محله ها این قرآن خوانی وبیان مسائل دینی به مساجد وشبستانهای مساجد منتقل می شدو این خود یکی از دلایل افزایش تعداد مساجد در شهر اردکان است واین شهر را شهر هزار مسجد نام نهاده اند.
,رمضان ماه دوستی و نزدیکی مردم با یکدیگر بود، زیرا مردم معتقد بودند که قهر و دشمنی با برادران دینی به روزه و نماز آنها لطمه میزند و عبادتشان مورد قبول قرار نمیگیرد. به همین دلیل قبل از آغاز ماه رمضان به دیدار یکدیگر میرفتند و طلب بخشش میکردند، ضمنا در طول ماه نیز با گستردن سفره افطار از دوستان و آشنایان، مخصوصا مستمندان پذیرایی میکردند. این رسم در حال حاضر بیش و کم برقرار است.
,با شروع ماه مبارک رمضان،برنامهریزی زندگی مردم تغییر میکرد. با توجه به عدم دسترسی به امکانات امروزی برای اعلام اوقات شرعی مردم یا از خروس خوان (آواز خروس)ویا هم شخصی که از نیمه های شب در کوچه ها حرکت می کرد ویا برخی برروی پشت بام ها وقت اذان وافطار وسحر رااعلام می کردند. در برخی از مواقع اشخاصی هم برروی طبلهامی نواختند ومردم رابرای شب زنده داری وخوردن سحری بیدار می کردند که هنوز هم در برخی مناطق رایج است .صدای طبل اول زمان تناول سحر را اعلام میکرد یعنی مردم از خواب بیدار شده و مشغول خوردن سحر میشدند و صدای طبل های بعدی وتند تر شدن آهنگ ضرب ان هم نشانه نزدیک شدن به وقت اذان و خودداری از خوردن و آشامیدن بود.
,مردم شهر وروستا بدینترتیب ساعتهای افطار و سحر را تنظیم کرده و به عبادت خداوند تبارک و تعالی میپرداختند. مردم در گذشته برای افطار هم برنامههای جالبی داشتند پس از خوردن افطار به مسجد رفته و خواندن ادعیه مخصوص ماه مبارک رمضان میپرداختند. از جمله این دعاها دعای افتتاح و دعای توسل بود. سپس افرادی که مایل به خواندن قرآن بودند و تعدادشان به حدود 30 نفر میرسید، در مسجد مانده و به تلاوت قرآن کریم میپرداختند. برنامه های قرائت قرآن وخواندن دعا تا پاسی از شب بطول میانجامید و حاضران در این برنامه قرآنی تا ساعاتی مانده به اذان صبح به خواندن دعا وقرآن میپرداختند و سپس برای صرف سحری به منازل خود باز میگشتند. البته در شبهای احیاء این مراسم رنگ و بویی دیگری به خود میگرفت.
,
یکی از سنتهای قدیمی مردم که بیشتر در این شهر برگزار میشد سنت قدیمی ندای سحری(چاووش خوانی) بود که توسط افرادی به اجرا گذاشته میشود.این سنت قدیمی در زمانی که امکانات پیشرفته ای مثل ساعت زنگ دار، رادیو، تلویزیون نبوده که در سحرهای ماه مبارک رمضان، مردم با صدای آن بیدار شوند، اجرا میشده است.افرادی که چاووش خوانی را اجرا می کرده اند، معمولا سه تا چهار نفر بودهاند و درحالی که یکی چراغ فانوسی به دست دارد ودیگری طبلی کوچک را به دوش می کشد به صورت گروهی اشعاری در وصف ماه رمضان میخواندند. وچاووشی می کردند ومردم رابرای سحر وراز ونیاز با خدا فرا می خواندند
غذاهای سحر بیشتر از برنج درست میشد چون تشنگی به دنبال نداشت و به قول قدیمیها آب نمیکشید. در تابستان موقع سحر از خوردن دوغ و ماست خودداری میکردند، زیرا تشنگی ایجاد میکرد و به جای آن هندوانه و خربزه میخوردند.
,
در قدیم برای بیدار شدن در سحرهای ماه مبارک رمضان و تشخیص و دقت دقیق و انجام اعمال مخصوص سحر از وسایل و روشهای گوناگون استفاده میکردند.
,
بانگ خروس: یکی از راههایی که از قدیمی ها برای بیداری سحر از آن استفاده میکردند صدای بانگ خروس بود. از این رو وجود خروس را در خانه خوشیمن میدانستند، بهخصوص خروس سفید چهلتاج که نشانه خیر و برکت بود.
چراغ روشن: قبل از آمدن برق در شهر، بعضی از خادمین مساجد یکی دوساعت به سحر چراغهایی نفتی را روشن میکردند و در نقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد میگذاشتند ویا برخی پشت بامها قرار میدادند تا مردم با دیدن نور چراغ به نزدیک شدن سحر پی ببرند.
,
,
کوبیدن دیوار همسایه: در ماه رمضان همسایهها با هم قرار میگذاشتند هر کسی سحر زودتر بیدار شد، همسایههای دیگر را هم بیدار کند. در صورتی که خانهها دیوار به دیوار بود، با کوبیدن مشتهای پیاپی به دیوار، در غیر این صورت به درخانه همسایه میرفتند و کوبه در را میکوبیدند تا از خانه صدای بلند شود و مطمئن شوند اهل خانه بیدارند.
,
صدای مناجات: بسیاری از مردم قدیم با صدای مناجات یک ساعت مانده به سحر که از گلدسته مساجد و پشتبامها بلند میشد از خواب بیدار میشدند. این مناجات غالبا سوره های قران ویا دعابود. در شب های احیا مردم هر محله در مسجد همان محله جمع می شدند وبه سوگواری وعبادت می پرداختند و درآخرهم صبح عید فطرخانم های خانه با پختن نان ودرست کردن حلوای آردی و نان شیرین یکماه میهمانی خدا واطاعت اورا گرامی میداشتند.
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه