طنزنامه؛

تقصیرهای شاه اسماعیلی و نفرین ترک‌ها!

تقصیرهای شاه اسماعیلی و نفرین ترک‌ها!
مادربزرگ اصغر گفت: همیشه کمک کردن به دیگران نباید برای پر کردن شکمشان باشد و سبد کالا به آنها بدهند، باید مثل وزیر نفت، لارج و دست و دلباز بود و به فکر سرما و گرمای ملت همسایه هم بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، موضوع انشا: چرا باید به دیگران کمک کرد؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,

ما خیلی راجع به کمک کردن به دیگران و نتیجه آن و کمک نکردن به دیگران و نتیجه آن می‌دانیم و همه را مدیون تلویزیون و صدا و سیما هستیم که قرارداد بست و کلید اسرار را از ترکیه برای پخش و درس عبرت‌گیری به ایران آورد.

اصغر هم کلید اسرار را دیده بود و با نظر ما موافق است، اصغر می‌گوید ما باید از جومونگ هم چیزهای زیادی یاد بگیریم و سعی کنیم مثل ارتش دامول به همه کمک کنیم و نباید مثل چینی‌ها باشیم که الان هم ستمگر هستند و پول‌های ما را بلوکه کردند، ما نمی‌دانستیم اطلاعات سیاسی اصغر انقدر بالاست.

به نظر ما به همه جای دنیا که نگاه کنیم آثار زیادی از کمک کردن به دیگران را می‌بینیم، مثلا یکیش همین آمریکایی‌های بدبخت که رئیس جمهورشان با زن و بچه‌اش به عربستان آمد و با بدبختی زیاد و خار و خفیف شدن و رقصیدن با پادشاه عربستان، جنس به اینها فروخت تا برود و به زخمش بزند.

به نظر ما مردمان بدبخت و فقیر در دنیا خیلی زیاد هستند و برخی صورتشان را با سیلی سرخ نگه می‌دارند.

یکی از این ملت‌های بدبخت و فلک زده، ملت ترکیه هستند که ما خودمان در کلید اسرار شاهد بودیم اینها حتی نفت هم ندارند و در سرمای زیاد ترکیه مجبورند با هیزم خود را گرم کنند.

ما در این رابطه از مادربزرگ اصغر نظرخواهی کردیم و چون او خیلی آدم دست به خیری است، خیلی ما را راهنمایی کرد.

مادربزرگ اصغر گفت: همیشه کمک کردن به دیگران نباید برای پر کردن شکمشان باشد و سبد کالا به آنها بدهند، باید مثل وزیر نفت، لارج و دست و دلباز بود و به فکر سرما و گرمای ملت همسایه هم بود.

مادربزرگ اصغر می‌گوید: آدم نباید کینه‌ای باشد و کینه گذشته را به دنبال خودش بکشد، عثمانی مال گذشته بوده و الان وضع فرق کرده است، باید جنگ چالداران را فراموش کرد.

مادربزرگ اصغر گفت: تقصیر خود شاه اسماعیل بوده که هی اَنگولک کرده و جنگ شده و بقیه بچه‌ها و نوه نتیجه‌ها و حتی بقیه شاه‌ها مثل نادرشاه و فتحعلی شاه هم از او یاد گرفته‌اند.

او به ما گفت: آخرش یک وجب خاک است و یک متر پارچه سفید، مگر اینها نمرده‌اند، چه چیزی گیرشان آمده، پس آدم نباید کِنِس باشد و گدا بازی در بیاورد.

مادربزرگ اصغر می‌گوید: گاز که باد هواست، حالا ما که زمین به اینها ندادیم، خدا به آدم نعمت داده تا ببخشد، حالا به دو سه تا عهدنامه که نباید گیر داد، مثلا در برجان(برجام) ما آمدیم در اراک سیمان‌ریزی کردیم، چیزی از ما کم شد؟ نه! عوضش غرور رئیس جمهور آمریکا حفظ شد.

مادربزرگ اصغر به ما گفت: خدا خیلی ترکیه‌ای‌ها را دوست دارد و همه‌اش در کلید اسرار سر دشمنانشان بلا می‌آورد، توی سریال‌های ترکیه هم اینها خیلی به خدا نزدیک هستند و همه‌اش خدا خدا می‌کنند، من که از آه اینها می‌ترسم.

ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که گاز مفت دادن به ترکیه کار خوبی است، چون اگر ندهیم اینها یک نفرین می‌کنند و ما پودر می‌شویم و به فنا می‌رویم، اصغر هم با نظر ما موافق است و می‌گوید از نفرین ترکیه‌ای‌ها می‌ترسد.

این بود انشای ما
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
انتهای پیام/
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه