گفتگو با یک پزشک بهبود یافته از اعتیاد

گفتگو با یک پزشک بهبود یافته از اعتیاد
اعتیاد بلای خانمان سوزی است که خیلی ها را گرفتار و به ورطه سقوط می کشاند اما شاید برای شما جالب باشد که بشنوید یک پزشک که از محبوبیت و شهرت نیز برخوردار است به دام اعتیاد گرفتار شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانادکتر  ه.ف یکی از پزشکانی است که مدت ها اسیر دام اعتیاد بوده و بعد از 22 سال مصرف مواد مخدر اکنون از این دام رهایی یافته و زندگی جدیدی را با پاکی از اعتیاد برای خود شروع نموده است . وی  که 3 سال از ترک و پاکی او می گذرد با فعالیت در مراکز مختلف ترک اعتیاد چه به عنوان پزشک و چه به عنوان معتادی که بهبود یافته و دارای تجربه های فراوان است مصمم است تا با خدمت و کمک به معتادین آنها را به زندگی دوباره بازگرداند. بر همین اساس مرآت گفتگویی با این پزشک رها یافته از دام اعتیاد انجام داده که در ادامه می آید .

, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت ,

مرآت :چه شد که به مصرف مواد روی آوردید؟

,

من تک و توک سیگار می کشیدم اما اولین بار در سن 18 سالگی و در دوران دانشجویی به خاطر اینکه نشان دهم که بزرگ شدم و به خاطر اینکه فکر می کردم انجام رفتارهایی ناهنجار و غلط مثل مصرف الکل یا حشیش آنهم در جمع های دانشجویی و روشنفکرانه که بودم یک فضیلت محسوب می شود و البته یک مقدار هم به خاطر کنجکاوی و همچنین به خاطر به وجود آمدن احساس همسانی با دیگران، شروع کردم به مصرف تفننی الکل و به دنبال آن حشیش و گراس . این اتفاق به شکل یک روند دائمی درنیامد و منحصر بود به زمانهایی که دور هم می نشستیم و چند نفری که سنشان از ما بیشتر بود پیشنهاد الکل می دادند و مابقی هم قبول می کردیم .

,

فکر می کردم به کمک تریاک دانشجوی موفقی خواهم بود

,

در این 7 تا 8 سالی که دانشجو بودم مصرف همیشگی و متناوب نداشتم و غیر پیوسته مصرف می کردم و عمدتا هم مبتنی بر مصرف حشیش و الکل و مواقعی هم تریاک بود . البته مصرف تریاک زمانی بود که امتحانات سخت و سنگین پایان ترم شروع شده بود و یکی از دانشجویان پیشنهاد داد که یک مقداری تریاک مصرف کنیم تا بدون اینکه خوابمان بگیرد و احساس خستگی بر ما غلبه کند بیدار بمانیم و با تمرکز بالایی درس بخوانیم . من این تجربه را انجام دادم و اتفاقا تجربه موفقیت آمیزی بود . اینجا بود که یک باور غلط در من شکل گرفت که من به کمک تریاک دانشجوی بهتر و موفق تر و انسان کامل تری هستم . بر اساس همین تجربه در شب هایی که در بیمارستان کشیک می دادم با توجه به اینکه باید 24 ساعت متناوب در اورژانس کشیک می ایستادم اندازه یک عدس تریاک می خوردم تا بتوانم بدون خستگی کشیک باشم . البته اجبار به مصرف هم به وجود نمی آمد چون یک شب مصرف می کردم و ممکن بود 2 تا 3 ماه مصرف نکنم بنابراین الگوی مصرف من یک شکل دائمی نمی گرفت .

,

اعتیاد را فقط در مصرف تریاک می دیدم

,

مرآت: پس چطور شد که سوء مصرف پیش آمد؟

,

وقتی فارغ التحصیل شدم  برای گذراندن طرح به عنوان پزشک  به یک روستا رفتم و به عنوان مسئول درمانگاه مشغول به کار شدم . با توجه به اینکه ازدواج هم کرده بودم دوری از خانواده و تنهایی و انزوا و شرایط خاصی که برای زندگی در آنجا وجود داشت باعث ایجاد خلا ای در من شد که آزارم می داد این بود که آنجا بازهم شروع کردم به مصرف کردن و یک روز صبح که بلند شدم دیدم اگر مصرف نکنم نمی توانم در محل کارم حاضر شوم و برای اولین بار بود که مصرف من شکل اجباری به خود گرفت و عمدتا هم مصرف تریاک داشتم تا اینکه طرحم تمام شد و به تهران برگشتم و بعد از بازگشتن قطع مصرف کردم ولی چون شناخت درستی از بیماری اعتیاد نداشتم و فکر می کردم مشکل من فقط مصرف ماده مخدر بوده است هیچ کار خاصی انجام ندادم و فقط یک مدتی مصرف نمی کردم و سعی می کردم با کار بیش از حد این خلا را پر کنم اما جوابگو نبود و بعد از مدتی مصرف را به اشکال دیگر شروع کردم در صورتی که فکر می کردم اعتیاد فقط مصرف تریاک است و نمی دانستم که نباید هیچ چیزی مصرف کنم .

,

مرآت: مصارف دیگرتان چه بود؟

,

اگر تریاک مصرف نمی کردم الکل می خوردم، اگرالکل نمی خوردم حشیش می کشیدم، اگر حشیش را قطع می کردم قرص های اعصاب و روان و ضد افسردگی مصرف می کردم . به هر حال من دائما در حال وارد کردن یک مخدر به بدن بودم . این روند سالها ادامه پیدا کرد تا اینکه از اوائل دهه 80  مواد محرک و روان گردان به شکل نسبتا گسترده در مملکت ما عرضه شد و من هم شروع کردم به مصرف قرص های اکستازی و بعد آن هم به مصرف شیشه و بعد کوکائین روی آوردم و بعد از مدتی با مخدر صنعتی به نام کراک آشنا شدم .

,

گمان می کردم مشکل من به همه چیز ربط دارد غیر از مواد مخدر

,

مرآت: هیچگاه سعی نکردید مصرف را کنار بگذارید؟

,

سال 86 بود که به شهرستان کوچکی نقل مکان کردم، در حالی که متقدم به آن به خاطر مصرف زیاد شیشه زندگی در تهران برایم خیلی دشوار شده بود . فکر می کردم مشکل من به همه چیز ربط دارد الا مواد مخدر . به پدرم ربط دارد به همسرم ربط دارد به جامعه ربط دارد به رئیس جمهور ربط دارد غافل از اینکه مشکل در درون من بود و به هیچ کسی ربط نداشت اما تمام دنیا را مقصر قلمداد می کردم بدون اینکه متوجه باشم تمام مشکلات من به خاطر مصرف مواد مخدر است . پدر و مادرم را از دست داده بودم ، برادرم هم به خاطر مصرف زیاد مواد فوت کرد شغل خود را از دست داده بودم، همسرم از من جدا شد وقوع این حوادث دردناک تمام توجیهات و دلایل لازم را برای اینکه من بازهم در مصرف مواد بیشتر از قبل غرق بشوم به وجود آورد . در نهایت به خاطر اینکه پزشک بودم و در آن شهر کوچک سرشناس هم بودم خیلی زود انگشت نما شدم چند بار بازداشت شدم و به خاطر گرفتن جنس از من چندین باز زندانی و بعد از مدتی حبس آزاد شدم .

,

با مرگ فقط به اندازه مصرف یک دود دیگر فاصله داشتم

,

مرآت: بعد از آزادی چه کردید؟ آیا تصمیم خاصی برای رهایی از دام اعتیاد نداشتید؟

,

وقتی آمدم بیرون تا زمانی که هنوز اندوخته حسابم ته نکشیده بود در هتل و خانه های تیمی زندگی می کردم و مصرف را به همان شکل ادامه دادم و هیچ جوری نمی توانستم خودم را از این ورطه دربیاورم تا اینکه تمام سرمایه های مادی و معنوی زندگی ام را از دست دادم و هرچه که داشتم و نداشتم فروختم و خرج مصرف مواد کردم و تا قران آخر زندگی ام را دود کردم در نهایت  آخرین باری که از زندان آمدم بیرون دیدم نه خانه دارم نه خانواده دارم نه پول دارم این بود که کارتن خواب شدم . یک سال در خرابه ها کارتن خواب بودم و به دردناکترین شکل ممکن زندگی ام را گذراندم و آخر سر به جایی رسیدم که با مرگ فقط به اندازه مصرف یک دود دیگر فاصله داشتم اما خواست و اراده خداوند مبنی بر این بود که من نمیرم و در شرایطی که مدت ها بود غذا نخورده بودم و از شدت سرمای زمستان در حال مرگ بودم توسط یکی از دوستانم که از اعضای انجمن معتادان گمنام بود با عشق و محبت به کمک من آمد و به یک مرکز سم زدایی و کمپ ترک اعتیاد انتقال پیدا کردم و آنجا بود که قطع مصرف کردم .

,

مرآت: چطور راضی شدید که به کمپ بروید ؟آیا واقعا تصمیم گرفته بودید ترک کنید ؟

,

من برای اینکه پاک شوم به کمپ نرفتم برای این به کمپ رفتم که از شدت سرما و گرسنگی داشتم می مردم و یک پناهگاهی می خواستم  اما وقتی که وارد آنجا شدم و در جلسات انجمن معتادان گمنام که( یک مرکز مردمی خودگردان است و اعضای آن نیز از معتادان مصمم به ترک یا  بهبود یافته  هستند و برای اینکه انگیزه معتادین برای بهبودی و پاک ماندن را قوی کند جلساتی برگزار می کنند و اعضا با همدیگر گفتگو می کنند )حضور یافتم زندگی ام به شکل باور نکردنی ای تغییر پیدا کرد بالاخره تصمیم گرفتم که پاک بمانم. تغییری که برایم قابل تصور نیست و بعد از 22 سال مصرف الآن 3 سال است که پاک هستم و خدا را به خاطر آن شکر می کنم .

,

مرآت: بعد از ترک انگیزه مصرف دوباره  در شما ایجاد نشد ؟

,

نه .چون من مداوم در جلسات بهبودی شرکت می کنم و معمولا معتادانی که مداوم در جلسات بهبودی شرکت می کنند زیاد این مسئله مصرف دوباره آزارشان نمی دهد علاوه بر این چون در دوره اعتیادم خیلی درد و زجر کشیدم واقعا وقتی وارد چرخه بهبودی شدم به تنها چیزی که فکر نمی کردم مصرف مجدد مواد بود.
اما تنها این دلایل نیست دلیل اصلی تر این است که عواملی را پیدا کردم که خیلی بیشتر از مواد مخدر در من ایجاد آرامش و نشاط و تحرک می کرد و آن خدمت کردن به معتادین است .

,
,

مرآت: چه خدمتی؟

,

الان معتادان زیادی را دارم کمک می کنم چون من هم تجربه مصرف دارم و هم تخصص پزشکی دارم در یک موقعیتی قرار گرفتم که در حد بضاعت خودم می توانم به همدردهای خودم کمک کنم به هر حال من یک باور خیلی خوبی برای خیلی از معتادان می توانم باشم . چون معتادان اصولا دچار یک نوع کم بینی و حقارت هستند و نگاه اجتماعی بدی هم نسبت به آنها وجود دارد و وقتی می بینند که یک نفر که خودش پزشک است و موقعیت و وجهه اجتماعی بالایی برخوردار است آلان خیلی راحت  بدون اینکه احساس عذاب بکند می گوید خودم معتاد بودم و بهبود پیدا کردم و در این شرایط دارم زندگی می کنم باوری می شود که این معتاد بخواهد ترک کند و به زندگی و جامعه برگردد . ضمن اینکه خیلی از معتادان که از طبقه فرودست اجتماعی بودند که وجهه بالای فرهنگی مالی و اجتماعی ندارند و فکر می کنند به خاطر اینکه پایین دست بودند معتاد شدند اما وقتی می بینند دکتر درمانگرشان هم معتاد بوده باعث ترغیبش می شود که به این باور برسد که اگر تو شدی پس من هم می توانم بشوم و وارد درمان و سیر بهبودی می شود .

,

مرآت:چگونه به شغل پزشکی بازگشتید؟ آیا با توجه به سوء مصرفی که داشتید پروانه طبابت شما باطل نشد؟

,

من پزشکی خوانده بودم اما آن موقع طبابت نمی کردم و شغل مرتبط با پزشکی داشتم و در کار تجارت تجهیزات پزشکی بودم و وضع مالی خوبی هم داشتم  که با توجه به اعتیادم شغلم را از دست دادم که علت اصلی از دست دادن کارم علاوه بر اینکه اخراجم کردند این بود که خودم نمی توانستم دیگر کار کنم .
یک سال اول بهبودی ام نیز کارگری ساختمان می کردم چون هیچ چیز برایم باقی نمانده بود از طرفی تمام مدارکم را از دست داده بودم و و زیر صفر بودم به همین خاطر در سال اول پاکی امکان اینکه برگردم سر شغل پزشکی وجود نداشت ولی با توجه به اعتیادم نظام پزشکی به آن صورت با دادن مجوز مشکلی نداشت و بیشتر روی مراجع قضایی و حقوقی مشکل بود اما بعد از یک سال پیگیری بسیار توانستم مجوز طبابت را بگیرم. در اینجا جا دارد از تمام مسئولان ذیربط که در نهاد هایی چون دادگستری،دانشگاه علوم پزشکی، بهزیستی و به ویژه همکارانم که در رفع مشکلات و بازگشت من به حرفه اصلی خودم از حمایت و مساعدت خود دریغ نورزیدند کمال تشکر و امتنان را داشته باشم .
 
مرآت: خانواده شما چه واکنشی نسبت به اعتیاد شما داشتند؟

,
,
,
,

پدر و مادر من هرگز متوجه اعتیادم نشدند چون قبل از اینکه متوجه شوند فوت کرده بودند البته همسرم از من جدا شد و آلان هم مجددا یک ماه است ازدواج کرده ام اما تا قبل از این ازدواج نه پدر و مادر و نه خواهر و هیچ کسی را نداشتم .

,

معتاد بودن را نه گناه تلقی می کنم و نه از عنوان کردنش خجالت می کشم

,

مرآت: دیدگاه جامعه نسبت به شما به عنوان یک پزشک بهبود یافته چگونه است؟

,

پارادوکس است . در عین اقرار به خرابکاری و داشتن بیماری اعتیاد و مصرف مواد مخدر، چون دروغ نمی گویم و صادقانه حرف می زنم عزت پیدا می کنم . من وقتی می بینم می توانم به بیمار خودم با اقرار معتاد بودن کمک بکنم بدون هیچ نگرانی عنوان می کنم علاوه بر این چون در جلسات انجمن معتادان گمنام به صورت مستمر و روزانه شرکت می کنم و کسی که در این جلسات شرکت می کند مشخص است که معتاد بوده چون آدم عادی به این جلسات نمی رود . ولی من معتاد بودن را نه گناه تلقی می کنم و نه از عنوان کردنش خجالت می کشم . چون اعتیاد مثل یک بیماری است مانند خیلی از بیماری های دیگر . بیمار بودن که خجالت ندارد . کسی که بیماری قند و ناراحتی قلبی و کمر درد و ام اس و ... دارد آیا از بیماری اش خجالت می کشد؟ نگاه من به اعتیاد هم همین است که یک بیماری است و خجالت ندارد . خطاها و خرابکاری هایی هم که یک معتاد انجام میدهد تحت تاثیر رفتارهای اجباری وی و ماهیت بیماری است و وقتی که اعتیاد ترک شد دیگر آن کارها انجام نمی شود دروغ نمی گوید از دیوار کسی بالا نمی رود جیب کسی را نمی زند.  بنابراین هیچ دلیلی ندارد به خاطر رفتارهایی که در گذشته انجام می دادم و الان کنار گذاشتم احساس گناه و شرمساری بکنم . البته هر چند که به خاطر اشتباهاتی که اشتم خودم را ملامت می کنم اما سعی می کنم خسارت هایی که متقدم به این به جامعه زدم جبران کنم به این حالت که به معتادان دیگر و به خانواده هایشان کمک کنم . باورها و آگاهی های غلطی را که در افکار عمومی نسبت به این بیماری و نسبت به افراد معتاد وجود دارد در حد توانم اصلاح نمایم .

,

برای درمان یک معتاد ، علاوه بر دانش و تخصص پزشکی بیشتر عشق و ایمان لازم است

,

مرآت: در کمک به معتادین بیشتر از تخصص پزشکی تان استفاده می کنید یا شخصی که تجربه مصرف داشته؟

,

من این را در کار خودم به تجربه دریافتم که در فرآیند کمک به یک معتاد علیرغم تمامی محاسن و فواید علوم پزشکی و روانشناسی چیزی که بیشتر می تواند منشا فایده باشد حضور قلب و عشق و ایمان است. برخلاف آن چیزی که اساتید علم پزشکی آموزش می دهند که هرگز به بیمار معتاد نزدیک نشوید ولی برای من قابل درک و قبول نیست . من معتادانی که به کلینیک می آیند بغلشان می کنم و هر چه که درب و داغان تر و زولیده تر و خاکی تر باشند بیشتر بهشان توجه می کنم .
یک چیزی را نباید فراموش کنیم یک معتاد از شهر اعتیاد، دنیایی پر از تزویر و ریاکاری و پلشتی و حقارت و بدنامی دارد می آید و وقتی می بیند اینجا برایش جایگاه و ارزش انسانی قائل شدیم و از دیدگاه احترام به وی نگریستیم و سرزنش و ملامتش نمی کنیم و زیر سوالش نمی بریم ، اینها به شدت عواطف او را برای اینکه وارد چرخه درمان بشود برانگیخته می کند .
من خیلی از جاها دکتر بودنم را کنار گذاشتم و اگر از دکتربودنم استفاده کردم به شکل خیلی ظریف و غیر علنی این کار را انجام دادم و بیشتر سعی کردم یک ارتباط روحی و عاطفی خوبی با معتاد برقرار کنم .

,
,
,

مرآت: چرا بعضی از معتادان از ترک کردن گریزانند؟

,

یک اشکال بزرگ معتادین این است که نمی دانند کی، چگونه، به چه شکلی و از کجا باید درخواست کمک داشته باشند . معتادان فکر می کنند مشکلی ندارند . اولین و آخرین حرفی که می توانم بزنم این است که هر معتادی حداقل یک بار به انجمن معتادان گمنام مراجعه کند . نه پولی باید بدهد و نه کسی از او می پرسد از کجا آمدی؟ رصد هم نمی کنند که این فردی که آمده در جلسه نشسته کی هست .  با هیچ چیزی کاری ندارد و احتیاجی هم نیست که صحبت کند . هر معتادی فقط یک بار حداقل من باب تجربه هم که شده حضور یابد . چطور این همه جنس های مختلف را آزمایش می کند و در خانه کاسب های مختلف می رود برای یک بار هم در این جلسه شرکت کند و فقط گوش کند اگر خوشش نیامد دیگر نیاید .

,

مرآت: با معتادینی که ترک کرده اند چه صحبت و توصیه ای دارید؟

,

یک نکته مهم اینجا وجود دارد که نه پرهیز کامل به مدت طولانی نشانه بهبودی از بیماری اعتیاد است و نه مصرف مواد مخدر مجدد به منزله شکست کامل است در درمان. به همین خاطر خواهش می کنم از کسی که پاک شده است این باور غلط را که با قطع مصرف مواد مخدر تمام مشکلاتش حل شده است را فراموش کند . یک معتاد همواره یک معتاد باقی خواهد ماند اما بعد از پاکی می تواند هیچ وقت مواد مصرف نکند و تبدیل به یک فرد مسئولیت پذیر ، معقول و مفید در اجتماع شود و این هم مستلزم این است که مراقبت روزانه خودش را داشته باشد مثل بیمار دیابتی که نمی تواند یک روز دارو مصرف نکند و همش باید تحت مراقبت و کنترل باشد معتاد هم به عنوان یک بیمار باید هر روز مهار و کنترل شود و مراقب پاکی خودش باشد .

,

مرآت: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار داده اید و در این گفتگو شرکت کردید صمیمانه سپاسگزارم

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه