اخبار داغ
  1. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  2. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  3. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  4. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  5. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  6. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  7. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران را چه کسی صادر کرد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  8. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  9. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  10. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  11. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  12. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  13. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  14. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  15. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  16. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  17. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  18. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  19. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  20. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل

اقتصادن استان:

چالش نرخ سود بانکی در اقتصاد ایران

چالش نرخ سود بانکی در اقتصاد ایران
یک دکترای اقتصاد می‌گوید: این روزها و شاید بهتر باشد بگوییم این سال‌ها بحث داغ اقتصاد ایران پرداختن به مسئله¬ی نرخ سود بانکی و معمولاً سخن از کاهش آن در محافل اقتصادی است گویی که اقتصاد ایران مشکل دیگری جز این ندارد و اگر این نقیصه رفع شود در نردبان رشد و توسعه به سمت پله­‌های بالا حرکت کرده و غول­‌های اقتصادی دنیا را پشت سر خواهیم گذاشت؛
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  خبرنگار آوای سیدجمال؛  مهدی فردوسی، دکترای اقتصاد دانشگاه بوعلی سینا و پژوهشگر حوزه­‌ی ­بانکی در مقاله‌ای نوشت: این روزها و شاید بهتر باشد بگوییم این سال­ها بحث داغ اقتصاد ایران پرداختن به مسئله‌ی نرخ سود بانکی و معمولاً سخن از کاهش آن در محافل اقتصادی است گویی که اقتصاد ایران مشکل دیگری جز این ندارد و اگر این نقیصه رفع شود در نردبان رشد و توسعه به سمت پله­‌های بالا حرکت کرده و غول­‌های اقتصادی دنیا را پشت سر خواهیم گذاشت؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال؛, مهدی فردوسی، دکترای اقتصاد دانشگاه بوعلی سینا و پژوهشگر حوزه­‌ی ­بانکی در مقاله‌ای نوشت: این روزها و شاید بهتر باشد بگوییم این سال­ها بحث داغ اقتصاد ایران پرداختن به مسئله‌ی نرخ سود بانکی و معمولاً سخن از کاهش آن در محافل اقتصادی است گویی که اقتصاد ایران مشکل دیگری جز این ندارد و اگر این نقیصه رفع شود در نردبان رشد و توسعه به سمت پله­‌های بالا حرکت کرده و غول­‌های اقتصادی دنیا را پشت سر خواهیم گذاشت؛,

مشکل، فقط نرخ سود بانکی است و نرخ بیکاری بالا، رشد اقتصادی  ناچیز و حتی منفی، رانت‌خواری، عدم وجود بخش خصوصی به معنای واقعی، نابرابری معنادار، توزیع نامناسب امکانات در مناطق مختلف و ... فاکتورهای مثبتی در اقتصاد محسوب می­‌شوند.!!!!!! البته در خصوص بانک­ها از مسئله‌ی بنگاه‌­داری  و انجام امور سرمایه­‌گذاری غیر از واسطه­‌گری مالی هم بعضاً به‌عنوان یک آیتم منفی یاد می­‌شود که در جای خود بحث خواهد شد. دراین‌باره نکات زیر قابل‌تأمل خواهد بود:   

1. اکثر قریب به‌اتفاق پژوهش‌­های تجربی داخلی نشان می­‌دهند که نرخ بهره در اقتصاد ایران اثر معناداری بر سرمایه‌­گذاری ندارد؛ به‌عبارت‌دیگر عامل مؤثر در تعیین سرمایه­‌گذاری،  نرخ بهره نیست بلکه اشکالات موجود در فضای کسب‌وکار مثل نرخ‌­های تعرفه‌های بالا در خصوص اقلام وارداتی، قاچاق کالاهای خارجی، عدم تخصیص معافیت­‌های مالیاتی به سرمایه­‌گذاران و تولیدکنندگان و احاطه‌ی بخش قابل‌توجهی از اقتصاد در اختیار دولت و نهادهای شبه ­دولتی، انگیزه‌ی ورود سرمایه­‌گذاران به عرصه‌ی تولید را کاملاً از بین برده است.              

2. آیا باید بانک را به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی تلقی نمود یا این­که فقط وظیفه­ی واسطه­‌گری را به آن نسبت داد. در صورت قبول مورد اول، همه­‌ی ما می‌­دانیم که هدف یک بنگاه اقتصادی حداکثر کردن سود اقتصادی است و اساساً بخش خصوصی با همین انگیزه و هدف وارد عرصه‌ی بانکداری می­شود در غیر این صورت و پذیرش وظیفه‌­ی دوم، ورود بخش خصوصی به این عرصه­ بی‌­معنی خواهد بود و لذا باید شبکه‌ای از بانک‌­های دولتی در کنار هم و بدون توجه به معیارهای عملکردی مثل سودآوری، بهره­‌وری و کار آیی ایجاد شود که هدف آن­ها فقط و فقط اعطای تسهیلات با نرخ بهره‌­ی پایین به تولیدکنندگان جهت به حرکت درآوردن چرخ‌­های تولیدی باشد. واضح است که در این فضا رقابت معنا نداشته و کارآیی و بهره­‌وری نیز که دیگر جای بحث نخواهد داشت.

هزینه‌­های بالای این‌چنین سیستمی برای دولت مثل ریسک­‌های بالای اعتباری و نقدینگی و تزریق دائم منابع به این بانک­‌ها (به خاطر اعطای تسهیلات بالا و عدم بازگشت بخش قابل‌توجهی از آن) جهت سرپا نگه‌داشتن آن­ها و احتمالاً فساد و رانتی که به خاطر اعطای تسهیلات ارزان‌قیمت رخ می­‌دهد ازجمله این هزینه­‌ها خواهد بود؛

 پس در این مورد یک تناقض آشکار به وجود می­‌آید بدین مفهوم که ازیک‌طرف به دلیل تبعیت عوامل کار و سرمایه از قانون بازدهی نزولی و عدم تبعیت عامل فناوری (بهره­‌وری) در تابع تولید از قانون مذکور، دائماً صحبت از ارتقای بهره­‌وری برای نیل به رشد اقتصادی می­‌شود و از سوی دیگر وظیفه‌ای غیر از واسطه‌­گری برای بانک­‌ها متصور نمی­شود.

باید اضافه کرد که در ادبیات اقتصادی، بخش خصوصی و کارآفرینان به‌عنوان موتور رشد و توسعه معرفی می­‌شوند و دلیل آن کارآیی و بهره­‌وری بالای این بخش در فعالیت­‌های اقتصادی در صورت وجود فضای رقابتی بوده که قابل قیاس با کارآیی دولتی نیست.                                                                                                      

3. چرا بانک­ها تمایل به پرداخت نرخ­های سود بالاتر از حد تعیین‌شده به سپرده‌­گذاران دارند و به طرق مختلف اصطلاحاً قانون را دور زده و از این طریق به تجهیز منابع می­‌پردازند؟ یک دلیل آن کاهش حجم سپرده­گذاری در سیستم بانکی و خروج سپرده­‌های افراد از بانک‌­ها است که به‌شدت دست مدیران بانکی را برای اعطای تسهیلات بیشتر خالی می­گذارد حال‌آنکه وظیفه‌­ی سنتی واصلی بانک اعطای تسهیلات است.

 در فضای کنونی بانکداری ایران که از اوایل دهه­‌ی 80خورشیدی و به دنبال سیاست خصوصی ­سازی برخی بانک­های دولتی و ورود بانک­های جدید خصوصی شاهد افزایش شاخص‌­های رقابتی در بازار پول هستیم اتخاذ استراتژی فوق توسط بانک­ها برای تجهیز منابع امری بدیهی است.

نتیجه­‌ی سیاست تعیین دستوری نرخ­‌های بهره که عمدتاً به‌صورت کاهش آن می­‌باشد (که در ادبیات مالی به سرکوب مالی مشهور است) خروج سرمایه­‌های خرد و کلان از بانک­‌ها و ورود آن به بخش­های غیرمولد و فعالیت­‌های سفته‌بازی مثل بازار طلا، سکه، ارز، مسکن و ... می­‌باشد که پیامد آن تلاطم در فضای اقتصادی و مشکلات فعلی بخش­های مذکور در اقتصاد است که کمابیش قابل‌مشاهده است.

نتیجه­‌ی دیگر، تخصیص سرمایه­‌ها به بخش­های مصرفی و افزایش تورم ناشی از فشار تقاضا در این بخش­ها می­باشد.                                

با توجه به مطالب فوق، پیشنهاد  زیر ارائه می­شود:

اصلاح و بهبود فضای کسب‌وکار از طریق کاهش اندازه­ی دولت و خصوصی­‌سازی واقعی بنگاه‌­های دولتی تا امکان رقابت برای این بخش فراهم شود. تخصیص تخفیف­‌های مالیاتی جهت افزایش انگیزه­‌های سرمایه­‌گذاران و به دنبال آن، کاهش قیمت تمام‌شده‌ی کالا که خود موجب کاهش تورم، رقابت‌پذیری با نمونه­‌های خارجی و افزایش تقاضا در داخل و رونق اقتصادی خواهد شد.

 بدیهی است که تأمین مالی این فعالیت‌ها عمدتاً از طریق بازار پول و توسط بخش بانکی صورت می­‌پذیرد و دلیل آن نوپا بودن بازار سرمایه در ایران و اشکالات فراوان آن است که در حال حاضر برای بسیاری از سرمایه­گذاران ناشناس و نامطمئن می­باشد.

 در خصوص نقش بنگاه­‌داری بانک­ها و حرکت به سمت فعالیت‌­های اقتصادی باید گفت که در صورت اصلاح فضای کسب‌وکار و  افزایش تقاضای سرمایه‌­گذاران برای اخذ تسهیلات از بانک­ها با نرخ­های تعیین‌شده در اقتصاد بازار ( نه به‌صورت دستوری) سودآوری بانک­ها نیز درگرو اعطای تسهیلات به این بخش و درواقع بخش تولید خواهد بود و قاعدتاً حجم فعالیت­های بنگاه‌­داری بانک­ها کاهش می­یابد و سرمایه­‌ها به سمت تولید سوق داده می­شود.

متناسب بودن نرخ سود سپرده­ها با نرخ تسهیلات که بر اساس سیستم بازار تعیین‌شده است نیز مانع از خروج سپرده­ها از بانک­ها شده و بدین ترتیب بانک­ها از منابع کافی جهت اعطای تسهیلات برخوردار خواهند بود و ضمناً تقاضای کاذب بخش­های غیر مولد نیز تعدیل‌شده و آرامش در آن بازارها برقرار خواهد شد. بعلاوه پژوهش­ها نشان می­ دهد که فعالیت­ های غیر سنتی بانک­‌ها (فعالیت­های غیر بهره­‌ای) اثر معکوس بر سودآوری آن­ها دارد.

 (فردوسی، رساله­ی دکتری،1395).

 بنابراین اصلاح قیمت­‌های نسبی از طریق بهبود فضای کسب‌وکار، خودبه‌خود بخش بانکی، سرمایه­‌گذاران و کارآفرینان را به سمت تولید سوق خواهد داد و نتیجه­‌ی آن رسیدن به رشد قابل‌توجه اقتصادی است و در این میان، مقدار نرخ‌­های بهره  برای سپرده‌­ها و تسهیلات اهمیت چندانی نخواهد داشت.      

انتهای پیام/

,

مشکل، فقط نرخ سود بانکی است و نرخ بیکاری بالا، رشد اقتصادی  ناچیز و حتی منفی، رانت‌خواری، عدم وجود بخش خصوصی به معنای واقعی، نابرابری معنادار، توزیع نامناسب امکانات در مناطق مختلف و ... فاکتورهای مثبتی در اقتصاد محسوب می­‌شوند.!!!!!! البته در خصوص بانک­ها از مسئله‌ی بنگاه‌­داری  و انجام امور سرمایه­‌گذاری غیر از واسطه­‌گری مالی هم بعضاً به‌عنوان یک آیتم منفی یاد می­‌شود که در جای خود بحث خواهد شد. دراین‌باره نکات زیر قابل‌تأمل خواهد بود:   

1. اکثر قریب به‌اتفاق پژوهش‌­های تجربی داخلی نشان می­‌دهند که نرخ بهره در اقتصاد ایران اثر معناداری بر سرمایه‌­گذاری ندارد؛ به‌عبارت‌دیگر عامل مؤثر در تعیین سرمایه­‌گذاری،  نرخ بهره نیست بلکه اشکالات موجود در فضای کسب‌وکار مثل نرخ‌­های تعرفه‌های بالا در خصوص اقلام وارداتی، قاچاق کالاهای خارجی، عدم تخصیص معافیت­‌های مالیاتی به سرمایه­‌گذاران و تولیدکنندگان و احاطه‌ی بخش قابل‌توجهی از اقتصاد در اختیار دولت و نهادهای شبه ­دولتی، انگیزه‌ی ورود سرمایه­‌گذاران به عرصه‌ی تولید را کاملاً از بین برده است.              

2. آیا باید بانک را به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی تلقی نمود یا این­که فقط وظیفه­ی واسطه­‌گری را به آن نسبت داد. در صورت قبول مورد اول، همه­‌ی ما می‌­دانیم که هدف یک بنگاه اقتصادی حداکثر کردن سود اقتصادی است و اساساً بخش خصوصی با همین انگیزه و هدف وارد عرصه‌ی بانکداری می­شود در غیر این صورت و پذیرش وظیفه‌­ی دوم، ورود بخش خصوصی به این عرصه­ بی‌­معنی خواهد بود و لذا باید شبکه‌ای از بانک‌­های دولتی در کنار هم و بدون توجه به معیارهای عملکردی مثل سودآوری، بهره­‌وری و کار آیی ایجاد شود که هدف آن­ها فقط و فقط اعطای تسهیلات با نرخ بهره‌­ی پایین به تولیدکنندگان جهت به حرکت درآوردن چرخ‌­های تولیدی باشد. واضح است که در این فضا رقابت معنا نداشته و کارآیی و بهره­‌وری نیز که دیگر جای بحث نخواهد داشت.

هزینه‌­های بالای این‌چنین سیستمی برای دولت مثل ریسک­‌های بالای اعتباری و نقدینگی و تزریق دائم منابع به این بانک­‌ها (به خاطر اعطای تسهیلات بالا و عدم بازگشت بخش قابل‌توجهی از آن) جهت سرپا نگه‌داشتن آن­ها و احتمالاً فساد و رانتی که به خاطر اعطای تسهیلات ارزان‌قیمت رخ می­‌دهد ازجمله این هزینه­‌ها خواهد بود؛

 پس در این مورد یک تناقض آشکار به وجود می­‌آید بدین مفهوم که ازیک‌طرف به دلیل تبعیت عوامل کار و سرمایه از قانون بازدهی نزولی و عدم تبعیت عامل فناوری (بهره­‌وری) در تابع تولید از قانون مذکور، دائماً صحبت از ارتقای بهره­‌وری برای نیل به رشد اقتصادی می­‌شود و از سوی دیگر وظیفه‌ای غیر از واسطه‌­گری برای بانک­‌ها متصور نمی­شود.

باید اضافه کرد که در ادبیات اقتصادی، بخش خصوصی و کارآفرینان به‌عنوان موتور رشد و توسعه معرفی می­‌شوند و دلیل آن کارآیی و بهره­‌وری بالای این بخش در فعالیت­‌های اقتصادی در صورت وجود فضای رقابتی بوده که قابل قیاس با کارآیی دولتی نیست.                                                                                                      

3. چرا بانک­ها تمایل به پرداخت نرخ­های سود بالاتر از حد تعیین‌شده به سپرده‌­گذاران دارند و به طرق مختلف اصطلاحاً قانون را دور زده و از این طریق به تجهیز منابع می­‌پردازند؟ یک دلیل آن کاهش حجم سپرده­گذاری در سیستم بانکی و خروج سپرده­‌های افراد از بانک‌­ها است که به‌شدت دست مدیران بانکی را برای اعطای تسهیلات بیشتر خالی می­گذارد حال‌آنکه وظیفه‌­ی سنتی واصلی بانک اعطای تسهیلات است.

 در فضای کنونی بانکداری ایران که از اوایل دهه­‌ی 80خورشیدی و به دنبال سیاست خصوصی ­سازی برخی بانک­های دولتی و ورود بانک­های جدید خصوصی شاهد افزایش شاخص‌­های رقابتی در بازار پول هستیم اتخاذ استراتژی فوق توسط بانک­ها برای تجهیز منابع امری بدیهی است.

نتیجه­‌ی سیاست تعیین دستوری نرخ­‌های بهره که عمدتاً به‌صورت کاهش آن می­‌باشد (که در ادبیات مالی به سرکوب مالی مشهور است) خروج سرمایه­‌های خرد و کلان از بانک­‌ها و ورود آن به بخش­های غیرمولد و فعالیت­‌های سفته‌بازی مثل بازار طلا، سکه، ارز، مسکن و ... می­‌باشد که پیامد آن تلاطم در فضای اقتصادی و مشکلات فعلی بخش­های مذکور در اقتصاد است که کمابیش قابل‌مشاهده است.

نتیجه­‌ی دیگر، تخصیص سرمایه­‌ها به بخش­های مصرفی و افزایش تورم ناشی از فشار تقاضا در این بخش­ها می­باشد.                                

با توجه به مطالب فوق، پیشنهاد  زیر ارائه می­شود:

اصلاح و بهبود فضای کسب‌وکار از طریق کاهش اندازه­ی دولت و خصوصی­‌سازی واقعی بنگاه‌­های دولتی تا امکان رقابت برای این بخش فراهم شود. تخصیص تخفیف­‌های مالیاتی جهت افزایش انگیزه­‌های سرمایه­‌گذاران و به دنبال آن، کاهش قیمت تمام‌شده‌ی کالا که خود موجب کاهش تورم، رقابت‌پذیری با نمونه­‌های خارجی و افزایش تقاضا در داخل و رونق اقتصادی خواهد شد.

 بدیهی است که تأمین مالی این فعالیت‌ها عمدتاً از طریق بازار پول و توسط بخش بانکی صورت می­‌پذیرد و دلیل آن نوپا بودن بازار سرمایه در ایران و اشکالات فراوان آن است که در حال حاضر برای بسیاری از سرمایه­گذاران ناشناس و نامطمئن می­باشد.

 در خصوص نقش بنگاه­‌داری بانک­ها و حرکت به سمت فعالیت‌­های اقتصادی باید گفت که در صورت اصلاح فضای کسب‌وکار و  افزایش تقاضای سرمایه‌­گذاران برای اخذ تسهیلات از بانک­ها با نرخ­های تعیین‌شده در اقتصاد بازار ( نه به‌صورت دستوری) سودآوری بانک­ها نیز درگرو اعطای تسهیلات به این بخش و درواقع بخش تولید خواهد بود و قاعدتاً حجم فعالیت­های بنگاه‌­داری بانک­ها کاهش می­یابد و سرمایه­‌ها به سمت تولید سوق داده می­شود.

متناسب بودن نرخ سود سپرده­ها با نرخ تسهیلات که بر اساس سیستم بازار تعیین‌شده است نیز مانع از خروج سپرده­ها از بانک­ها شده و بدین ترتیب بانک­ها از منابع کافی جهت اعطای تسهیلات برخوردار خواهند بود و ضمناً تقاضای کاذب بخش­های غیر مولد نیز تعدیل‌شده و آرامش در آن بازارها برقرار خواهد شد. بعلاوه پژوهش­ها نشان می­ دهد که فعالیت­ های غیر سنتی بانک­‌ها (فعالیت­های غیر بهره­‌ای) اثر معکوس بر سودآوری آن­ها دارد.

 (فردوسی، رساله­ی دکتری،1395).

 بنابراین اصلاح قیمت­‌های نسبی از طریق بهبود فضای کسب‌وکار، خودبه‌خود بخش بانکی، سرمایه­‌گذاران و کارآفرینان را به سمت تولید سوق خواهد داد و نتیجه­‌ی آن رسیدن به رشد قابل‌توجه اقتصادی است و در این میان، مقدار نرخ‌­های بهره  برای سپرده‌­ها و تسهیلات اهمیت چندانی نخواهد داشت.      

انتهای پیام/

,

مشکل، فقط نرخ سود بانکی است و نرخ بیکاری بالا، رشد اقتصادی  ناچیز و حتی منفی، رانت‌خواری، عدم وجود بخش خصوصی به معنای واقعی، نابرابری معنادار، توزیع نامناسب امکانات در مناطق مختلف و ... فاکتورهای مثبتی در اقتصاد محسوب می­‌شوند.!!!!!! البته در خصوص بانک­ها از مسئله‌ی بنگاه‌­داری  و انجام امور سرمایه­‌گذاری غیر از واسطه­‌گری مالی هم بعضاً به‌عنوان یک آیتم منفی یاد می­‌شود که در جای خود بحث خواهد شد. دراین‌باره نکات زیر قابل‌تأمل خواهد بود:   

, !!!!!!,    ,

1. اکثر قریب به‌اتفاق پژوهش‌­های تجربی داخلی نشان می­‌دهند که نرخ بهره در اقتصاد ایران اثر معناداری بر سرمایه‌­گذاری ندارد؛ به‌عبارت‌دیگر عامل مؤثر در تعیین سرمایه­‌گذاری،  نرخ بهره نیست بلکه اشکالات موجود در فضای کسب‌وکار مثل نرخ‌­های تعرفه‌های بالا در خصوص اقلام وارداتی، قاچاق کالاهای خارجی، عدم تخصیص معافیت­‌های مالیاتی به سرمایه­‌گذاران و تولیدکنندگان و احاطه‌ی بخش قابل‌توجهی از اقتصاد در اختیار دولت و نهادهای شبه ­دولتی، انگیزه‌ی ورود سرمایه­‌گذاران به عرصه‌ی تولید را کاملاً از بین برده است.              

,

2. آیا باید بانک را به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی تلقی نمود یا این­که فقط وظیفه­ی واسطه­‌گری را به آن نسبت داد. در صورت قبول مورد اول، همه­‌ی ما می‌­دانیم که هدف یک بنگاه اقتصادی حداکثر کردن سود اقتصادی است و اساساً بخش خصوصی با همین انگیزه و هدف وارد عرصه‌ی بانکداری می­شود در غیر این صورت و پذیرش وظیفه‌­ی دوم، ورود بخش خصوصی به این عرصه­ بی‌­معنی خواهد بود و لذا باید شبکه‌ای از بانک‌­های دولتی در کنار هم و بدون توجه به معیارهای عملکردی مثل سودآوری، بهره­‌وری و کار آیی ایجاد شود که هدف آن­ها فقط و فقط اعطای تسهیلات با نرخ بهره‌­ی پایین به تولیدکنندگان جهت به حرکت درآوردن چرخ‌­های تولیدی باشد. واضح است که در این فضا رقابت معنا نداشته و کارآیی و بهره­‌وری نیز که دیگر جای بحث نخواهد داشت.

,

هزینه‌­های بالای این‌چنین سیستمی برای دولت مثل ریسک­‌های بالای اعتباری و نقدینگی و تزریق دائم منابع به این بانک­‌ها (به خاطر اعطای تسهیلات بالا و عدم بازگشت بخش قابل‌توجهی از آن) جهت سرپا نگه‌داشتن آن­ها و احتمالاً فساد و رانتی که به خاطر اعطای تسهیلات ارزان‌قیمت رخ می­‌دهد ازجمله این هزینه­‌ها خواهد بود؛

,

 پس در این مورد یک تناقض آشکار به وجود می­‌آید بدین مفهوم که ازیک‌طرف به دلیل تبعیت عوامل کار و سرمایه از قانون بازدهی نزولی و عدم تبعیت عامل فناوری (بهره­‌وری) در تابع تولید از قانون مذکور، دائماً صحبت از ارتقای بهره­‌وری برای نیل به رشد اقتصادی می­‌شود و از سوی دیگر وظیفه‌ای غیر از واسطه‌­گری برای بانک­‌ها متصور نمی­شود.

,

باید اضافه کرد که در ادبیات اقتصادی، بخش خصوصی و کارآفرینان به‌عنوان موتور رشد و توسعه معرفی می­‌شوند و دلیل آن کارآیی و بهره­‌وری بالای این بخش در فعالیت­‌های اقتصادی در صورت وجود فضای رقابتی بوده که قابل قیاس با کارآیی دولتی نیست.                                                                                                      

,

3. چرا بانک­ها تمایل به پرداخت نرخ­های سود بالاتر از حد تعیین‌شده به سپرده‌­گذاران دارند و به طرق مختلف اصطلاحاً قانون را دور زده و از این طریق به تجهیز منابع می­‌پردازند؟ یک دلیل آن کاهش حجم سپرده­گذاری در سیستم بانکی و خروج سپرده­‌های افراد از بانک‌­ها است که به‌شدت دست مدیران بانکی را برای اعطای تسهیلات بیشتر خالی می­گذارد حال‌آنکه وظیفه‌­ی سنتی واصلی بانک اعطای تسهیلات است.

,

 در فضای کنونی بانکداری ایران که از اوایل دهه­‌ی 80خورشیدی و به دنبال سیاست خصوصی ­سازی برخی بانک­های دولتی و ورود بانک­های جدید خصوصی شاهد افزایش شاخص‌­های رقابتی در بازار پول هستیم اتخاذ استراتژی فوق توسط بانک­ها برای تجهیز منابع امری بدیهی است.

,

نتیجه­‌ی سیاست تعیین دستوری نرخ­‌های بهره که عمدتاً به‌صورت کاهش آن می­‌باشد (که در ادبیات مالی به سرکوب مالی مشهور است) خروج سرمایه­‌های خرد و کلان از بانک­‌ها و ورود آن به بخش­های غیرمولد و فعالیت­‌های سفته‌بازی مثل بازار طلا، سکه، ارز، مسکن و ... می­‌باشد که پیامد آن تلاطم در فضای اقتصادی و مشکلات فعلی بخش­های مذکور در اقتصاد است که کمابیش قابل‌مشاهده است.

,

نتیجه­‌ی دیگر، تخصیص سرمایه­‌ها به بخش­های مصرفی و افزایش تورم ناشی از فشار تقاضا در این بخش­ها می­باشد.                                

,

با توجه به مطالب فوق، پیشنهاد  زیر ارائه می­شود:

,

اصلاح و بهبود فضای کسب‌وکار از طریق کاهش اندازه­ی دولت و خصوصی­‌سازی واقعی بنگاه‌­های دولتی تا امکان رقابت برای این بخش فراهم شود. تخصیص تخفیف­‌های مالیاتی جهت افزایش انگیزه­‌های سرمایه­‌گذاران و به دنبال آن، کاهش قیمت تمام‌شده‌ی کالا که خود موجب کاهش تورم، رقابت‌پذیری با نمونه­‌های خارجی و افزایش تقاضا در داخل و رونق اقتصادی خواهد شد.

,

 بدیهی است که تأمین مالی این فعالیت‌ها عمدتاً از طریق بازار پول و توسط بخش بانکی صورت می­‌پذیرد و دلیل آن نوپا بودن بازار سرمایه در ایران و اشکالات فراوان آن است که در حال حاضر برای بسیاری از سرمایه­گذاران ناشناس و نامطمئن می­باشد.

,

 در خصوص نقش بنگاه­‌داری بانک­ها و حرکت به سمت فعالیت‌­های اقتصادی باید گفت که در صورت اصلاح فضای کسب‌وکار و  افزایش تقاضای سرمایه‌­گذاران برای اخذ تسهیلات از بانک­ها با نرخ­های تعیین‌شده در اقتصاد بازار ( نه به‌صورت دستوری) سودآوری بانک­ها نیز درگرو اعطای تسهیلات به این بخش و درواقع بخش تولید خواهد بود و قاعدتاً حجم فعالیت­های بنگاه‌­داری بانک­ها کاهش می­یابد و سرمایه­‌ها به سمت تولید سوق داده می­شود.

,

متناسب بودن نرخ سود سپرده­ها با نرخ تسهیلات که بر اساس سیستم بازار تعیین‌شده است نیز مانع از خروج سپرده­ها از بانک­ها شده و بدین ترتیب بانک­ها از منابع کافی جهت اعطای تسهیلات برخوردار خواهند بود و ضمناً تقاضای کاذب بخش­های غیر مولد نیز تعدیل‌شده و آرامش در آن بازارها برقرار خواهد شد. بعلاوه پژوهش­ها نشان می­ دهد که فعالیت­ های غیر سنتی بانک­‌ها (فعالیت­های غیر بهره­‌ای) اثر معکوس بر سودآوری آن­ها دارد.

,

 (فردوسی، رساله­ی دکتری،1395).

,

 بنابراین اصلاح قیمت­‌های نسبی از طریق بهبود فضای کسب‌وکار، خودبه‌خود بخش بانکی، سرمایه­‌گذاران و کارآفرینان را به سمت تولید سوق خواهد داد و نتیجه­‌ی آن رسیدن به رشد قابل‌توجه اقتصادی است و در این میان، مقدار نرخ‌­های بهره  برای سپرده‌­ها و تسهیلات اهمیت چندانی نخواهد داشت.      

,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه