به بهانه حذف جهاد سازندگی؛
مرگ تدریجی یک نهضت
حذف نهاد انقلابی چون جهاد سازندگی چه به واسطه ایدئولوژی های نئولیبرال کوچک سازی دولت و اصلاح نظام اداری یا آنچه «مدیریت دولتی نوین» خوانده می شود بوده باشد و چه به واسطه انگیزه های سیاسی، توسعه روستایی را دچار اختلال کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول؛ همه چیز با طرح اعزام گروههای ۱۰ نفره دانشجوئی به مناطق محروم و با پیشنهاد یکی از اعضای هیات علمی دانشکده فنی دانشگاه تهران، آغاز شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,در ادامه طرح و ایده تفصیلی تر به امام داده شد و امام خمینی(ره) در ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ فرمان تشکیل جهاد سازندگی را صادر کرد. افرادی همچون شهید بهشتی از حامیان این حرکت مردمی و دانشجویی و مهندس بازرگان از مخالفان این حرکت بود. نهادی انقلابی برای رسیدگی به مناطق محروم و دورافتاده کشور.
,وقتی نهضت نهاد شد….
, وقتی نهضت نهاد شد….,می گویند مرگ نهضت ها آنجاست که تبدیل به نهاد می شوند. نمی دانم برای قصه ما هم این طور بود یا نه، اما به هرحال نهضت جهاد سازندگی در روز سهشنبه ۷ آذر ۱۳۶۲ طی طرحی در سه فصل شامل: اهداف، وظایف و مقررات عمومی در ۱۱ ماده و ۵ تبصره با تأیید مجلس شورای اسلامی به وزارتخانه جهاد سازندگی تبدیل شد. حالا جهاد سازندگی وزارت خانه ای در دولت بود…
,قسمت سوم: تیر خلاص بوروکراسی
, قسمت سوم: تیر خلاص بوروکراسی,به منظور رفع نابسامانیها و نارساییها در بخش کشاورزی و در جهت اصلاح نظام اداری، کاهش تصدیهای غیر ضروری، ارتقای بهرهوری و کارایی نیروی انسانی و مدیریت دستگاههای اجرایی، حذف موازی کاریها و تجمیع امور کشاورزی، دام، توسعه و عمران روستایی، لایحه ادغام وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی و تشکیل وزارت جهاد کشاورزی توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی تهیه و در تاریخ ۶ دی ۱۳۷۹ به تصویب رسید. این چنین جهاد سازندگی برای همیشه حذف شد…
,حالا ۲۷ خرداد، به جای روز جهاد سازندگی، به روز جهاد کشاورزی تبدیل شده است. اما باید گفت نهضت انقلابی و خودجوش دانشجویی و مردمی به نهادی بوروکراتیک در ساختار اداری و دولتی مبدل گشت. در این فراز و نشیب، حرف ها و سخنان بیشماری است در اینکه در اصلاح ساختارهای اداری و دولتی، چگونه باید عمل کرد تا نهاد دولت همه چیز را به چنبره خود در نیاورد و به ورطه نابودی درنیفکند.
,مدیریت جهادی که مبتنی بر همدلی، اعتماد، اقناع و مشارکت فعالانهی جهادگران و خصیصههای انسانی نظیر ساده زیستی، تلقی از کار به عنوان تکلیفی الهی بود، پس از ادغام روندی نزولی و دستوری یافت و همانند سازمانهای دیگر کارکردهای خلاق و اثربخش را با پذیرش آمرانه سلسله مراتب ناکارا و آفت زده ساختار اداری سنتی از دست داد.
,حذف نهاد انقلابی چون جهاد سازندگی چه به واسطه ایدئولوژی های نئولیبرال کوچک سازی دولت و اصلاح نظام اداری یا آنچه «مدیریت دولتی نوین» خوانده می شود بوده باشد و چه به واسطه انگیزه های سیاسی حذف نهاد انقلابی، توسعه روستایی را دچار اختلال کرد.
,نهادی که حوزههای دام و منابع طبیعی، عمران و توسعه روستایی را دنبال میکرد و در حال بازنگری در استراتژیها و الگوهای توسعه روستایی و بهینه نمودن آن بود با شروع ادغام عقیم ماند.
,توسعه روستایی که بهصورت مجموعه فعالیتهای منسجم و یکپارچه دنبال میشد که با واگذاری آن به سایر وزارتخانهها این هماهنگی و یکپارچگی از دست رفت و از همه مهمتر جهاد وارد مقولهای از سیستم اداری شد که دارای بوروکراسی شدید و دست و پاگیر اداری بوده و با روحیات و کار جهادی هماهنگی نداشت.
,محسن محمدی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه