سیری در خوانسار عصر صفویه و قاجاریه؛
خوانسار به روایت سیاحان خارجی
سعی بر آن داریم در این مبحث به ترتیب دورۀ تاریخی به چند گزارش از آن دسته از فرنگیانی که اطلاعات مفید و جامعی راجع به خوانسار قدیم به ما ارائه می دهند، بیان کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از چشمه سار ر طول تاریخ خوانسار، همواره افراد سرشناس و نامداری بودند که از این شهر دیدن کرده و به توصیف ویژگی های خوانسار و گاه به تمجید و ستایش آن پرداخته اند، اما حضور و ورود خارجیان به خصوص غربیان به خوانسار مزیّت و دستاورد دیگری برای این دیار داشت و آن ثبت وقایع تاریخی است، که می توان با بررسی و ارزیابی متون و اظهارات آنان (مثل گزارش های سیاسی، سفرنامه ها و خاطرات) به مطالب و اطلاعات ارزشمند و مفیدی هم چون شناخت اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم خوانسار، تغذیه، آداب و رسوم، آب و هوا، صنایع و تولیدات، نوع زراعت و امرار معاش ایشان و غیره دست یافت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشمه سار,افزون بر آن، با بررسی و تحلیل متون گزارش ها و نوشته های آن سیّاحان، به چگونگی برخورد اهالی شهر با خارجیان و بالعکس نوع بینش و نگاه بیگانگان نسبت به خوانساری ها نیز می توانیم پی ببریم.
,بنابراین در این مبحث سعی بر آن داریم که به ترتیب دورۀ تاریخی به چند گزارش از آن دسته از فرنگیانی که اطلاعات مفید و جامعی راجع به خوانسار قدیم به ما ارائه می دهند، در اختیار خوانندۀ عزیز قرار دهیم.
,
یاکوب ادوارد پولاک (Jakob Eduard Polak)
دکتر یاکوب ادوارد پولاک (1818-1891م)، طبیب یهودی مخصوص ناصرالدین شاه قاجار و متولد بوهم (Böhmen) از ایالات سابق امپراتوری هابزبورگ اتریش بود. وی نیز که از خوانسار گذری داشته، در سفرنامه اش در باب معرفی خوانسار، فقط اشارۀ کوچکی به گز و گزانگبین و در حقیقت تنوّع و پوشش گیاهی خوانسار می کند و می نویسد که «بهترین نوع آن گز خوانساری از بوتۀ گونی است که در ناحیۀ گلپایگان و خوانسار نزدیک اصفهان می روید؛ آن را از روی ساقه می تراشند؛ در نتیجه با خرده های برگ و سایر قسمته ای گیاهی مخلوط است که به کمک حل کردن آن در آب و تبخیر، از این مواد اضافی پاک می شود.»
,

,
کنت لوران دوسرسی (Comte Laurent de Sercey)
وی سفیر فوق العاده و مأمور سیاسی فرانسه در زمان فرمانروایی ناپلئون دوم بود که در سال 1839 میلادی مطابق با 1255 هجری قمری و همزمان با عهد سلطنت محمدشاه قاجار برای انجام یک مأموریت سیاسی به ایران آمده و خاطرات این سفر را تحت عنوان «ایران در 1839-1840 میلادی» به رشتۀ تحریر درآورده است.
,
در حقیقت مأموریت دوسرسی در ایران، جلوگیری از اعمال حاکمیّت مجدد ایران بر هرات و سپس ترغیب محمدشاه قاجار به منظور جلب کمک فرانسه در برابر فشارهای انگلیس در خلال جنگ ایران و افغانستان بود (یادداشت مترجم، ص ده). او در طول مأموریتش در ایران، از خوانسار هم گذری داشته و به خصوصیّات این شهر نیز پرداخته است که البته به نظر می رسد نگاه و ذهنیّت او در بعضی موارد نسبت به خوانسار منفی است. با این حال به رغم آنکه در مطالبش اندک تناقضاتی وجود دارد، لیکن همین یادداشت های هرچند کوتاهش می تواند برای ثبت تحلیلی وقایع تاریخی و نیز اوضاع اجتماعی خوانسار در عصر فتحعلی شاه و محمدشاه قاجار مناسب و مفید فایده باشد. به طور کلی او در رابطه با خوانسار یا به گفتۀ خودش خونسار می نویسد:
,
«[دهکدۀ خونسار] در واقع شهر قابل توجهی بود که حدود 2 هزار و 800 نفر جمعیّت داشت. هر قدر به آن نزدیک می شدیم از عرض درّه کاسته می شد و هنگامی که وارد کوچه های مرطوب آن شدیم مانند این بود که در چاه عظیمی فرو رفته باشیم. این شهر بسیار جالب بود و در میان درختان انبوهی قرار داشت.
تعداد زیادی جویبار در میان آن از هر سو روان بود. کوه های مجاور آن را مانند نعل اسب از جنوب به مشرق محصور کرده بود، و با اینکه ارتفاع آنها زیاد بود زمینشان خشک و بی حاصل به نظر می رسید.
,
آن طور شهرت دارد که مردم این ناحیه خطرناکند و می گفتند حتی کارگاهی برای تهیۀ توپ دارند، و در ضمن یکی از شورش هایشان علیه فتحعلی شاه مقاومت سختی به خرج داده اند. ولی دانششان نتوانسته است به آنها کمکی کند و مغلوب شده اند و در نتیجه علاوه بر اینکه تعدادی کشته دادند ناچار شدند خراجی هم به شاه بدهند.
,
در حال حاضر مردم این شهر آرام ترند. قاشق های چوبی می سازند و همین صنعت برای امرار معاششان کفایت می کند. با اینکه مردمش مرفه به نظر می رسند، نواحی مجاورشان به کلی بی حاصل است … به علاوه این ناحیه حاصلخیز نیست و طبعاً برای جا دادن جمعیّت زیادتری مستعد نمی باشد.
تقریباً تمام این نواحی اطرافش با تخته سنگ های کوه پوشیده شده است. به فاصلۀ یک ساعت راه از این شهر، ما با زحمت زیاد از تنگۀ کم عرض و ژرفی عبور کردیم که در آن سیلاب تندی روان بود …»
,
منابع:
,*** پولاک، یاکوب ادوارد؛ سفرنامه پولاک: ایران و ایرانیان، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، انتشارات خوارزمی، 1368.
,*** دوسرسی، کنت [لوران]؛ ایران در 1839-1840م (1256-1255ه.ق): سفارت فوق العاده کنت دوسرسی، ترجمۀ احسان اشراقی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1362.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه