نقدی بر سخنان دکتر روحانی پیرامون مبنای ولایت؛

مقبولیتی که مشروعیت نمی‌آورد

مقبولیتی که مشروعیت نمی‌آورد
آنچه اکنون برای بررسی ابعاد این سخن رئیس جمهور لازم است، بررسی جایگاه و نقش مردم در حکومت اسلامی در گرو تبیین مبنای مشروعیت حکومت در نظام اسلامی است، در مبانی تشییع، منبع و سرچشمه مشروعیت حکومت الهی بوده و از ولایت تشریعی و یا اراده تشریعی خداوند سرچشمه می‌گیرد، زیرا اساسا هیچ‌گونه ولایتی جز با انتساب به اذن الهی مشروعیت نمی‌یابد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از جهانبین نیوز؛ چندی پیش دکتر روحانی در ضیافت افطار روحانی با اساتید و پزشکان با اشاره به حکومت حضرت امیر (ع)، مبنای ولایت و حکومت ایشان را انتخاب و نظر مردم دانست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, جهانبین نیوز؛,

آنچه اکنون برای بررسی ابعاد این سخن رئیس جمهور لازم است، بررسی جایگاه و نقش مردم در حکومت اسلامی در گرو تبیین مبنای مشروعیت حکومت در نظام اسلامی است، در مبانی تشییع، منبع و سرچشمه مشروعیت حکومت الهی بوده و از ولایت تشریعی و یا اراده تشریعی خداوند سرچشمه می‌گیرد، زیرا اساسا هیچ‌گونه ولایتی جز با انتساب به اذن الهی مشروعیت نمی‌یابد.

علامه مصباح در این باره معتقد است "براساس اعتقاد توحیدی، خداوند رب و صاحب اختیار هستی و انسان هاست چنین اعتقادی ایجاب می کند که تصرف در امور مخلوقات با اذن خداوند صورت گیرد و از آنجا که حکومت و تنظیم قوانین، مستلزم تصرف در امور انسان هاست این امر تنها از سوی کسی رواست که دارای این حق و اختیار بوده یا از طرف او مأذون و منصوب باشد وقتی خداوند که منشأ حقوق است حق حکومت و ولایت بر مردم را به پیامبر (ص)، امامان معصوم (ع) و یا جانشین معصوم واگذار نموده است او حق دارد احکام الهی را در جامعه پیاده کند، چون از ناحیه کسی نصب شده است که همه هستی و حقوق و خوبی‌ها از اوست".

بنابراین همان‌گونه که عنوان شد مشروعیت حکومت در نظام اسلامی از ناحیه خداوند و مشروعیت حکومت پیامبر (ص) و ائمه اطهار و فقهاء در زمان غیبت ناشی از اذن خداوند است حال این سؤال مطرح می شود که نقش مردم در حکومت اسلامی چیست؟

در پاسخ باید گفت از آنجا که مشروعیت در نظام اسلامی وابسته به خداوند است و از او منشا می گیرد. نقش مردم در مقام فعلیت بخشیدن به این نظام مؤثر است و در حقیقت مردم در مقبولیت، عینیت بخشی و کارآمدی حکومت اسلامی نقشی اساسی دارند چراکه حاکمیت دین حق و نظام اسلامی مانند هر نظام دیگری با آرزوها تحقق نمی پذیرد بلکه حضور مردم و اتحاد آنان بر محور حق را می طلبد مردم با پذیرش دین اولا و پذیرش ولایت حاکم اسلامی ثانیا دین خدا را در جامعه متحقق می سازند اگر مردم در صحنه نباشند و حضور جدی نداشته باشند حتی اگر رهبر آنان در حد وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین علیه اسلام باشد، نظام اسلامی موفق نخواهد بود.

بنابراین حکومت اسلامی هیچ‌گاه بدون خواست و اراده مردم محقق نمی شود. این بدان معناست که مردم در حکومت اسلامی نقش به فعلیت رساندن و تحقق حکومت را عهده دارند.

امیر مؤمنان(ع) می‏‌فرماید: "پیامبر (ص) به من فرمود: ای پسر ابوطالب! ولایت امت من برعهده تو است. پس اگر به سلامت قدرت را به تو سپردند و در مورد زمامداری تو، با خشنودی اتفاق کردند، سرپرستی امورشان را برعهده گیر؛ ولی اگر در مورد تو رأی دیگری ابراز داشتند، آنان را به حال خود رها کن" این کلام بوضوح این معنا را می رساند که وقتی کسی از سوی خداوند، به ولایت منصوب می‏‌شود، ولایتش بدون توجه به استقبال یا عدم استقبال مردم همواره پابرجا است و جامعه، وظیفه دارد از او پیروی کند؛ اما تشکیل عملی حکومت از سوی «ولی امر» به آرای عمومی و وجود شرایط و بستر مناسب اجتماعی، بستگی دارد.

بر این اساس رأى، رضایت، کمک و همدلى مردم، باعث به وجود آمدن و تحقق عینى حکومت اسلامى مى‌‏شود. حضرت امیر (ع) مى‏‌فرماید: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر... لالقیت حبلها على غاربها»؛ «اگر حضور بیعت‏‌کنندگان نبود و با وجود یاوران حجّت بر من تمام نمى‏‌شد... رشته کار [حکومت‏] را از دست مى‏‌گذاشتم» همچنین مى‏‌فرماید: «لا رأى لمن لا یطاع»؛ «کسى که فرمانش پیروى نمى‏‌شود، رأیى ندارد» این سخنان همگى بیانگر نقش مردم در پیدایش، تثبیت و کارآمدى حکومت الهى - خواه حکومت رسول‏‌الله (ص) و امامان معصوم (ع) و خواه حکومت فقیه در زمان غیبت است.

حکومت اسلامى بر اراده تشریعى الهى استوار است و رأى خدا در همه جا مطاع بوده و اعتبار رأى مردم تا وقتى است که با دین تنافى نداشته باشد. بنابراین «مقبولیت مردمى» با «مشروعیت الهى» نه یکدیگر را نفی می کنند نه لازم و ملزوم یکدیگرند، یعنی ممکن است نظامی مشروعیت داشته باشد ولی مورد قبول مردم نباشد و یا حکومتی مورد قبول مردم باشد اما مشروعیت نداشته باشد.

اما در نظام‌های غیرالهی مشروعیت نظام سیاسی برخواسته از خواست و اراده مردم است و لازمه آن این است که اگر مردم حکومتی را نخواستند آن حکومت نامشروع باشد هرچند در پی مصالح مردم باشد و اگر مردم خواستار حکومتی بودند آن حکومت مشروع می‌گردد هر چند خلاف مصالح مردم حرکت کند و ارزش های اخلاقی را رعایت نکند.

دکتر روحانی بر این باور است که بر مبنای سخن حضرت علی (ع) زمانی که مردم به ایشان روی آوردند و ایشان فرمودند مرا رها کنید و از کسی دیگر بخواهید رهبری شما را بر عهده بگیرد، تعیین مصداق ولایت با خواست اکثریت مردم محقق می‌شود.

نخست باید به این مورد اشاره کرد که عدم پذیرش رهبری جامعه از سوی امیر‏المؤمنین (ع) بدین جهت بود که آن حضرت قبلاً مردم را نسبت عواقب عمل‌شان مبنی‌بر کنار گذاشتن ولایت خود و پذیرش رهبری عثمان آگاه کرده بود و چنین روزی را برای آنان پیش‌بینی می‌کردند، اما انتخاب و بیعت غلط مردم و عدم همراهی آنان با امام (ع) موجب شد تا چنین بلایی به سر آنان بیاید که عوامل خلیفه خون آنان را بریزند و حق و حقوق‌شان از بیت المال را چپاول کنند.

اما حضرت امیر در ادامه چنین بیان می‌کنند که "بدانید که اگر من درخواست شما را اجابت کنم و رهبری شما را بپذیرم، براساس آنچه که خود می‌دانم با شما رفتار می‌کنم و هرگز به گفتار و درخواست‌های این و آن و سرزنش‌کنندگان توجه نخواهم کرد، اگر مرا رها کنید و نخواهید که من رهبری جامعه را بر عهده بگیرم، من هم یکی مانند شما خواهم بود" یعنی ایشان تحقق حکومت خود را منوط به شروطی مبنی‌بر رعایت قسط و داد و عدم تبعیض قراردادند و هرگز از حق خود نگذشته و هیچ‌گاه مشروعیت حکومت خود را از مردم ندانستند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه