گفتگو با حسین شهریاری شاعر نوجوان مهدیشهری:

بهترین اتفاق دوره شاعریم دیدار رهبری بود

بهترین اتفاق دوره شاعریم دیدار رهبری بود
این شعربه دلیل اینکه باعث شدنزدآقابروم خیلی برایم ارزش داردو یک ویژگی خیلی خاصی دیگری هم داردآن هم اینکه برای سرودن آن به شهدامتوسل شده بودم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از مرآت حسین شهریاری شاعر نوجوان مهدیشهری است که آینده  درخشانی را در پیش رو دارد. وی از جمله افرادی است کهدو سال پیش در برنامه شعر خوانی که طبق سنت هر ساله در نیمه ماه مبارک رمضان درمحضر مقام معظم رهبری برگزار می شود شرکت داشته است . هر چند که  وی در این دیدار  شعر خوانی نداشته  اما مصمم است با تلاش و کوشش فراوان در سرودن شعر توفیق شعر خوانی نزد آقا را نیز پیدا نماید . در گفتگویی کهپیش از این با وی داشتیم برای ما از این دیدار و شعری که او را نزد اقا برده است گفت. بی مناسب ندیدیم با توجه به جلسه اخیر شعر خوانی شاعران نزد رهبر معظم انقلاب ، ماحصل این گفتگو را منتشر نماییم .

, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت,

 

,
  1. خودت را معرفی کن
,
  • خودت را معرفی کن
  • ,

    حسین شهریاری هستم در سال 1373 در مهدیشهر متولد شدم .

    ,
    1. از چه زمانی دست به قلم شدی ؟
    ,
  • از چه زمانی دست به قلم شدی ؟
  • ,

    من در دوران کودکی با خاله ام ارتباط خوب و نزدیکی داشتم و اکثرا نزد ایشان بودم و چون ایشان در دانشگاه رشته ادبیات می خواند در دفترهایش  شعر های زیادی می نوشت و کتابهای شعر زیادی هم داشت و من نیز آنها را می خواندم و از همان جا بود که به شعر علاقمند شدم  و به علت علاقه بود که در کلاسهای ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شرکت  کردم در این کلاسها برای کشف استعدادها به ما تمرینات ادبی می دادند یادم می اید که مربی ما می خواست از کانون برود من هم یک نثری در مورد مربی مان نوشتم که بسیار مورد توجهشان قرار گرفت  وقتی مربی جدیدمان سرکار خانم کاشی هم که آمد گفت که شما استعداد شعر گفتن را دارید و از همان زمان یعنی سال 86 بود که دست به قلم شدم و شعر نوشتن را شروع کردم الان هم  سه سال هست که به صورت جدی تر در این زمینه فعالیت می کنم .

    ,
    1. از چه جاهایی مورد حمایت و تشویق قرار گرفتید ؟
    ,
  • از چه جاهایی مورد حمایت و تشویق قرار گرفتید ؟
  • ,

    خانواده ام که اولین مشوقم بودند اما حمایت های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حمایت قابل توجه ای بود زیرا هر مسابقه ای که برگزار می شد از من می خواستند که شعر بگویم و برای مسابقه ارسال کنم که وقتی در چندین مسابقه برنده شدم و جایزه دادند  تشویق شدم  و البته وقتی برنده می شدم خانواده و دوستانم هم تشویقم می کردند و همین ها باعث شد که پیشرفت کنم البته با توجه به عضویتی که در دارالقرآن مهدیشهر دارم و با توجه به مقام هایی که می آوردم آنجا هم چند بار تشویقم کردند . یک بار هم شهردار قبلی آقای غلامحسین عرب وقتی در برنامه ای شعرم را شنیدند تشویق مادی از من داشتند .

    ,
    1. تا به حال چه مقام هایی را کسب کردی ؟
    ,
  • تا به حال چه مقام هایی را کسب کردی ؟
  • ,

    مهمترین مقامی که کسب کردم درچهارمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس بود که در بخش کودک و نوجوان نفر اول در استان شدم  در پنجمین جشنواره شعردفاع مقدس نیز نفر دوم شدم و یک سال هم مورد تقدیر قرار گرفتم . درمسابقاتی هم که بین اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار می شد در سطح کشوری و استانی برگزیده شدم .  در مسابقه شعر در جشنواره دانش آموزی و همچنین جشنواره درجزین انار سرخ هم رتبه آوردم .  اما بهترین اتفاقی که در  دوره شاعریم افتاد این بود که توفیق یافتم به دیدار مقام معظم رهبری بروم .

    ,
    1. کی با آقا دیدار داشتی ؟
    ,
  • کی با آقا دیدار داشتی ؟
  • ,

    هر ساله شاعران برگزیده به دیدار آقا می روند و در محضر ایشان برنامه شعر خوانی را دارند که در تاریخ 16 رمضان سال 91 این توفیق نصیب من نیز شد که در برنامه شرکت کنم و از نزدیک با آقا دیدار داشته باشم .

    ,
    1. چطور این امکان فراهم شد ؟
    ,
  • چطور این امکان فراهم شد ؟
  • ,

    سال قبل ان در برنامه شب شعری در مهدیشهر که جناب آقای محمد حسین جعفریان از شعرای برجسته کشورمان حضور داشتند شعری خواندم که مورد توجه آقای جعفریان قرار گرفت و همان جا هم  قول دادند که در برنامه شعر خوانی نزد آقا مرا هم دعوت  کنند . البته قبل ازاینکه آقای جعفریان چنین قولی را به من بدهند از اهدافم این بود که به دیدار رهبری بروم و شعر را وسیله ای برای رسیدن به این هدف می دانستم که الحمدلله محقق شد و شعر مرا نزد آقا برد .

    ,
    1. میتوانی الان شعر مذکور را بخوانی ؟
    ,
  • میتوانی الان شعر مذکور را بخوانی ؟
  • ,

    دو سه ساله بودم اون روزهایی که       می دویدم توی کوچه هایی که

    ,

    پر لحظه های خوب با تو بود                         لحظه هایی که تموم شدند چه زود

    ,

    با یه ساک و چفیه رفتی و هنوز          منو کوچه چشم به راهیم که یه روز

    ,

    از ته کوچه منو صدا کنی                 دستاتو از ته کوچه وا کنی

    ,

    بپرم تو بغلت قد بکشم                      از همون موقع به در مونده چشم

    ,

    حالا اومدی رسیدنت بخیر                 به ما سر زدی رسیدنت بخیر

    ,

    کلی درد دل خیال دارم بگم                ولی اول یه سئوال دارم بگم ؟

    ,

    آخه بابا توی قاب این نبودی              مگه توی قاب تو رنگین نبودی

    ,

    این که تنها یه پلاک و قمقمه است        چند تا استخوون با یه جمجمه است

    ,

    بابا اون ابروهای کمونی کو               هیکل قوی و پهلوونی کو

    ,

    بابا اون موهای خوشگلت کجاست        دست و پا و صورت و دلت کجاست

    ,

    داره از غصه می ترکه این دلم            یعنی این تویی بابای خوشگلم

    ,

    بابا بچه ت اومده پاشو ببین                پاشو گریه هاشو اشکاشو ببین

    ,

    بابا پاشو بیا دستامو بگیر                  پاشو اصلا بیا دنیامو بگیر

    ,

    یه چیزی بگو دلم خونه هنوز                         تو سرم سئوال فراوونه هنوز

    ,

    خوبه بعد این همه دوری بیای                        ولی انصافه که این جوری بیای ؟

    ,
    1. از حال و هوای دیدار برایمان بگو
    ,
  • از حال و هوای دیدار برایمان بگو
  • ,

    یک ماه قبل از دیدار با من تماس گرفتند و گفتند که داریم  برای برنامه شعر خوانی  در محضر رهبری جلسه می گیریم و دعوت شدنت را در جلسه مطرح می کنیم بعد از مدتی که گذشت و خبری نشد من دیگر از رفتن ناامید شده بودم اما یک هفته مانده بود به دیدار آقای جعفریان تماس گرفتند و گفتند آره رفتنت قطعی شده که با شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم و بعد هم از تهران تماس گرفتند و گفتند که شما برای دیدار با آقا در برنامه شعر خوانی دعوت شدید. گذشت تا زمان موعود فرا رسید که آنجا حال و هوایش یک چیز دیگری بود  و وقتی به محل دیدار رسیدم و منتظر ورود آقا بودم اصلا یک حس و حال عجیبی به من دست داد و آن لحظه ای که حضرت آقا وارد شد و برای اولین بار از نزدیک دیدمش یک آرامش خاصی به من دست داد و نورانیت آقا را به واقع حس کردم در واقع  نمی شود ازحس لحظه دیدار گفت و قابل بیان نیست .

    ,
    1. با توجه به اینکه دیدار آقا از اهداف شما بوده آیا فکر می کردید به همین زودی به هدفتان دست پیدا کنید ؟
    ,
  • با توجه به اینکه دیدار آقا از اهداف شما بوده آیا فکر می کردید به همین زودی به هدفتان دست پیدا کنید ؟
  • ,

    من خیلی دوست داشتم نزد آقا بروم اما اصلا فکرش را نمی کردم  که در آن برنامه آقای جعفریان چنین دعوتی را از من داشته باشند  و به همین زودی این امر محقق شود همیشه فکر می کردم در زمان های دورتر چنین اتفاقی می افتد و خیلی مانده که در شعر به آن رده ای برسم که  دیدار با آقا میسر شود .

    ,
    1. آیا معیارها و راههای  دیگری  مد نظرتان بود که  به وسیله آن نزد آقا بروید و یا نه فقط می خواستید از طریق شعر به این مهم دست پیدا کنید ؟
    ,
  • آیا معیارها و راههای  دیگری  مد نظرتان بود که  به وسیله آن نزد آقا بروید و یا نه فقط می خواستید از طریق شعر به این مهم دست پیدا کنید ؟
  • ,

    چون من استعداد خودم را در شعر پیدا کرده بودم هدفم نیز فقط به وسیله شعر بود می خواستم  آنقدر در شعر گویی پیش بروم تا به این مهم دست پیدا کنم  چون می دانستم آقا هر ساله با شعرا دیدار دارند و بیشتر به همین شکل مد نظرم بود البته از راهها و روش های دیگر برای رسیدن به آقا خیلی سخت تر بود .

    ,

    من یک بار آقا را دیدم و تشنه تر شدم و الان آرزو دارم که توفیقی حاصل شود تا ان شاء الله سالهای بعد بروم و نزد آقا شعر خوانی هم داشته باشم .

    ,
    1. اگر بگوییم کدام شعرت را بیشتر می پسندی آیا همین شعری که  باعث شد نزد آقا بروی را انتخاب می کنی یا شعر های دیگری مد نظرت هست ؟
    ,
  • اگر بگوییم کدام شعرت را بیشتر می پسندی آیا همین شعری که  باعث شد نزد آقا بروی را انتخاب می کنی یا شعر های دیگری مد نظرت هست ؟
  • ,

    این شعر به دلیل اینکه باعث شد نزد آقا بروم خیلی برایم ارزش دارد البته این همان شعری هست که در کنگره شعر دفاع مقدس نیز اول شده بودم و یک ویژگی خیلی خاصی دارد ان هم اینکه  برای سرودن ان به  شهدا متوسل شده بودم و شهدا نیز خیلی کمکم کردند.  بنا به موضوع شعرهای دیگری  مثل شعرهایی که برای اهل بیت می گویم  خیلی دوستشان دارم و برایم عزیز هستند اما این شعر به  همین دلایلی که گفته شد خیلی برایم خاطره انگیز هست و شعر ویژه ای بین بقیه شعر ها  می باشد .

    ,
    1. در چه قالبی شعر میگویی و مضمون شعرهایت چیست ؟
    ,
  • در چه قالبی شعر میگویی و مضمون شعرهایت چیست ؟
  • ,

    اوایل قالب شعرهایم ترانه بود اما الان بیشتر در قالب رباعی و غزل کار می کنم مضمون شعر هایم  هم بیشتر در زمینه اهل بیت و شهدا می باشد . من سعی می کنم در شعرم از همه ائمه ها بگویم اما  چون شخصا به حضرت آقا ابا عبدالله ارادت خاصی دارم سعی می کنم در شعر هایم بیشتر از ایشان  بگویم .

    ,
    1. شعرهایت جایی هم چاپ شده ؟
    ,
  • شعرهایت جایی هم چاپ شده ؟
  • ,

     در کتابی به نام "تبسم آبی " که مجموعه اشعار شاعران استان هست شعرم چاپ شده و در کتاب " می خواهم یک پرنده بگیرم " هم یکی از داستانهایم چاپ شده بود .

    ,
    1. پس داستان نویس هم هستی ؟
    ,
  • پس داستان نویس هم هستی ؟
  • ,

    بله گهگاهی داستان کوتاه می نویسم اما زیاد وقت نمی کنم که همیشه داستان بنویسم  هرگاه که دست به قلم می شوم ترجیح می دهم که شعر بگویم .

    ,
    1. از افراد خانواده ات کسی هم دست به قلم هست ؟
    ,
  • از افراد خانواده ات کسی هم دست به قلم هست ؟
  • ,

    بله برادر کوچکترم چند تا شعر گفته و در جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم مقام آورده است .

    ,
    1. شعر کدام شاعران را بیشتر دوست داری؟
    ,
  • شعر کدام شاعران را بیشتر دوست داری؟
  • ,

    در بین شاعران گذشته شعر حافظ را بیشتر ترجیح می دهم  در شاعران معاصر نیز هر شعری که قشنگ باشد را می خوانم اما شعرهای آقایان مهدی رحیمی ، سید حمید رضا برقعی ، بیژن ارژن را بیشتر می پسندم .

    ,
    1. چه صحبتی با هم سن و سالهای خودت داری ؟
    ,
  • چه صحبتی با هم سن و سالهای خودت داری ؟
  • ,

    امیدوارم که همیشه در تمام مراحل زندگی موفق باشند و در مسیر ولایت گام برداشته و به سعادت برسند .

    ,
    1.  انتظارت از مسئولین چی هست ؟
    ,
  •  انتظارت از مسئولین چی هست ؟
  • ,

    انتظارم این است که به  نوجوانان اهمیت بیشتری دهند زیرا می شود بیشتر از اینها به آنها توجه نمود مثلا در خود همین مهدیشهر نوجوانانی هستند که استعدادهای خوبی به ویژه در زمینه شعر دارند اگر توجهات بیشتری به آنان شود موثر تر است و برای شناخته تر شدن این شهر نیزر مفید خواهد بود .

    ,
    1. آیا خودت  سعی کردی افرادی را که می شناسی استعدادی در زمینه شعری دارند کمکشان کنی ؟
    ,
  • آیا خودت  سعی کردی افرادی را که می شناسی استعدادی در زمینه شعری دارند کمکشان کنی ؟
  • ,

    بله مثلا سال گذشته فردی از شهمیرزاد در مسابقات دانش آموزی بود که دیدم استعداد خیلی خوبی در زمینه شعر دارد که در شعر گفتن کمکش کردم و پیشنهاد دادم که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برود  هر فرد دیگری را هم ببینم که استعداد هنری داد معرفی اش می کنم که به کانون برود زیرا درکانون با حمایت هایی که از آنها می کند استعدادشان شکوفا می شود اما مسئولین دیگر هم باید حمایت داشته باشند .

    ,
    1. اگر صحبت پایانی داری می شنویم
    ,
  • اگر صحبت پایانی داری می شنویم
  • ,

    صحبت خاصی ندارم فقط می خواهم پایان بخش صحبت هایم یک رباعی در مورد حضرت زهرا (س) را تقدیم کنم

    ,

    با اینکه نبوده مهر مادر به سرت                     هم مادر بچه ها شدی هم پدرت

    ,

    پاداش تو از این همه مادر بودن                      این بود که عالم بشود در به درت

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه