کلاس کتاب نخواندن بیشتر از کتاب خواندن؛

لطفا کتاب نخوانید!

لطفا کتاب نخوانید!
این کتاب خواندن هم معضلی شده است، خب سرانه مطالعه هر فرد بشود چند دقیقه در سال چه می‌شود مگر؟!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج،  یکی از ویژگی‌های عجیبی که ما ایرانی‌ها امروزه پیدا کرده‌ایم همت عجیبی است که در  کتاب نخواندن داریم! به قدری این مقاومت ما در مقابل کتاب نخواندن زیاد است که روی فولاد و هر قطعه آهنی دیگری را کم کرده‌ایم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

این عادت هم اصلا به قومیت و تحصیلات و هیچ چیز دیگری ربط ندارد، اصلا شما بروید مطب فلان دکتر و بگویید جناب دکتر آخرین کتابی که مطالعه فرمودید کدام کتاب بوده است؟ اگر نگوید یادم نمیاد بی‌گمان چند کلمه قلمبه ردیف می‌کند که شما دود از سرتان بپرد و یک اسم کتاب علمی به شما می‌گوید که آن را خوانده است.

,

و یا اصلا یقه یک دانشجو را در همین کوچه و خیابان بگیرید از همین‌ها که عینک‌های هنری می‌زنند و چند جلد کتاب نیز دستشان هست بپرسید برادر عزیز! خواهد گرانقدر آخرین کتابی که به جامعه بشری لطف کرده‌اید و خوانده‌اید را نام ببرید جوابی نخواهند داشت و حتی بیایید شرط ببندیم که اسم آن چند جلد کتاب بیچاره‌ای را که با خود حمل می‌کنند نیز نمی‌دانند.

,

اصلا چرا راه دور برویم سر کوچه مان همین سبزی فروش محل را گیر بیندازیم و بپرسیم عموجان کتاب میخوانی؟ و قطعا که عموی سبزی فروش بیشتر از آن دانشجو و دکتر مطالعه می‌کند و حداقل موقع پیچیدن سبزی‌ها آن روزنامه رنگ و رو رفته را می‌خواند حتی اگر برای سال‌های متمادی آنجا خاک خورده باشد.

,

اصلا عشق می‌کنیم که سرانه مطالعه کشورمان در جهان چند دقیقه باشد و کلاهمان را بالاتر می‌گذاریم که مثل آن ژاپنی بی کلاس در مترو مجله و روزنامه نمی‌خوانیم و یا از این فرهنگ‌های من در آوردی جا گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی نداریم.

,

اصلا چه معنی دارد ما از این اجنبی‌ها این الگوها را برداریم، همین که فرهنگ لباس وماشین و کالاهای لوکسشان را برداریم هم راحت‌تر است هم شیک‌تر! حالا گور بابای اینکه ما سرانه مطالعه مان در سال چند دقیقه است.

,

آمار فروش کتابمان راهم که نگو یعنی طوری دست به دست هم دادیم که این کتاب فروشی و نویسندگان بیچاره را ورشکست کنیم که هیچ دشمن خارجی نمی‌توانست با صنعت چاپ و کتاب بیچاره ما بکند.

,

الان هم زدیم تو کار کافی شاپ-کتاب که صد البته ایده بسیار خوبی بوده است اما برای عکس گرفتن و اشتراک آن در اینستا و ای دریغ که آن بیچاره‌ای که این ایده به ذهنش رسیده بود نمیدانست که مقاومت ما در مقابل کتاب خواندن با این قرتی بازی‌ها از بین نخواهد رفت.

,

اصلا نمیدانم چه کسی این کار طاقت فرسای کتاب خواندن را ایجاد کرده استکه تا وقتی راحت می‌شود لم داد و از روی تراوشات ذهنی خودمان حرف بزنیم چرا باید چنگ بزنیم به این چند ورقه پاره که چه شود؟خودمان که متخصص هستیم این کتاب خواندن را کجای دلمان بگذاریم؟

,

همین که در طول تحصیل جزوه‌های چند خطی می‌خوانیم برای خودمان کارشناس هستیم و نیاز نیست حاصل یک عمر نویسنده را بخوانیم که خدایی نکرده به ما نشان دهد که راهی که رفته‌ایم غلط است و از باد دانسته‌های توهمی خود در بیاییم.

,

اصلا بیایید عهد ببندیم هرکس به ما گفت کتاب بخوانیم چنان کتک مفصلی بزنیم که دیگر نه تنها جرات نکند همچین حرفی بزند بلکه خودش هم دیگر از این جسارت ها نکند و به واسطه چند ورق کتاب خواندن از باب نصیحت در نیاید و راحتی ما را برهم نزند!

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه