آیا سقیفه هم مشروع و برحق بود؟!

بازخوانی سخنان رئیس جمهور پیرامون ولایت و رأی مردم

بازخوانی سخنان رئیس جمهور پیرامون ولایت و رأی مردم
اگرچه شرط مسلمانی حسن ظن داشتن به برادران ایمانی است، ولی برخی گزاره‌ها در کلمات رئیس جمهور و هم‌فکران اصلاحاتی‌شان قدری انسان را دچار تردید می‌کند؛ با چنین منظومه فکری باید عدم اقبال مردم به امام علی(ع) پس از سقیفه را امری مشروع و حق برشمرد!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان  رئیس‌جمهور محترم کشورمان در سخنرانی 24 خرداد 1396  خود گفت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,

«انتخاباتی که ما امروز در کشور انجام می دهیم و همچنین موضوع آراء مردم، پیروی از تفکر غرب نیست و به دنبال رأی مردم به عنوان هدیه دنیای غرب پس از رنسانس نیستیم، بلکه ما دارای مذهب، مرام و دینی هستیم که امیرالمؤمنین علی(ع) مبنای حکومت را در آن، نظر، خواست و آراء مردم می‌داند.[1]»

, [1],

و پس از موضع‌گیری‌های شدید علما، وی در تاریخ 30 خرداد 1396 سخنانی ایراد کرد که برخی آن را به منزله اصلاحیه‌ای بر گفتار پیشینش قلمداد کردند که در آن چنین می‌گوید:

,

«مباحث توحید، نبوت، امامت و عدل الهی، مسائلی نیست که بخواهیم درباره ‏این ها بگوییم کسی درباره امامت امام بیاید رای بدهد. اصلا بحث رای مطرح نیست… رسول خدا بار نبوت و رسالت را در مکه بر عهده گرفت، اما نتوانست ‏حکومت اسلامی را در مکه تشکیل دهد. …ولایت الهی پیامبر در همه شرایط برقرار بود، اما برای تشکیل آن حکومت ‏ظاهریه که می خواهد تولی امور در جامعه را بر عهده داشته باشد، باید صبر کند تا در مدینه شرایط ‏مهیا شود. …خود حضرت امیرالمومنین (ع) می فرماید که تشکیل حکومت حضور ‏حاضر و وجود ناصر می خواهد.»

,

…رییس جمهور با بیان اینکه مگر امیر المومنین(ع) تنها در پنج سال آخر عمر خود بر مردم امامت و ‏ولایت داشت؟، گفت: «اصل ولایت الهیه و امامت حضرت علی(ع) نصب الهی و نص نبوی است، اما ‏در عین حال امیر المومنین(ع) به دلیل شرایط جامعه پس از پیامبر در جامعه حاکم نبود و نتوانست ‏آنطور که پیامبر و خودش می خواهد تولی امور را در دست بگیرد و حکومت اسلامی را ایجاد کند و ‏‏25 سال طول کشید تا زمینه در جامعه آماده و مردم خواستند تا حکومت به دست امام بیفتد[2]

, [2],

انصاف اقتضا دارد که با توجه به این سخنرانی بگوئیم به یقین منظور جناب رئیس‌جمهور از وابستگی امر ولایت به رأی مردم در سخنرانی نخستشان ولایت الهیه نبوده بلکه صرفا ولایت به معنای حکومت مورد نظرشان بوده است؛ اما آن‌چه هنوز قدری مبهم است و جای سؤال دارد این است که: اگر مردم به ولی الله و حجت خدا اقبال نکردند و به هر دلیلی با دیگری بیعت نمودند آیا از نظر ایشان حکومت آن فرد دیگر مشروع است یا خیر؟ یا به عبارتی دیگر آیا عدم اقبال و بیعت مردم نسبت به ولی خدا از حقوق مشروع مردم است یا خیر؟

, انصاف اقتضا دارد که با توجه به این سخنرانی بگوئیم به یقین منظور جناب رئیس‌جمهور از وابستگی امر ولایت به رأی مردم در سخنرانی نخستشان ولایت الهیه نبوده بلکه صرفا ولایت به معنای حکومت مورد نظرشان بوده است؛ اما آن‌چه هنوز قدری مبهم است و جای سؤال دارد این است که: اگر مردم به ولی الله و حجت خدا اقبال نکردند و به هر دلیلی با دیگری بیعت نمودند آیا از نظر ایشان حکومت آن فرد دیگر مشروع است یا خیر؟ یا به عبارتی دیگر آیا عدم اقبال و بیعت مردم نسبت به ولی خدا از حقوق مشروع مردم است یا خیر؟,

اگر بفرمایند خیر-که امیدواریم پاسخشان همین باشد- بی‌شک برداشت جنابشان از خطبه امیر مؤمنان (لِمَن ولّیتُموه أمرَکم) نادرست بوده است؛ و گویا ایشان با ایراد سخنرانی دوم کاملا مواضع خود را در سخنرانی اول پس‌گرفته و ابطال و اصلاح نموده‌اند؛ و چنان‌چه ایشان رأی به ولی خدا را حق مردم بدانند -و نه وظیفه ایشان- و در نتیجه حکم کنند به این‌که مردم با هر آن ‌کس که دوست بدارند می‌توانند بیعت کنند از ایشان خواهیم پرسید:

,

در جریان سقیفه که اقبال عمومی نسبت به امام علی نبود بلکه به دیگران بود (بنابر فرضِ مبتنی بودنِ سقیفه، بر رأی مردم) آیا  شما حق را به آن‌ها می‌دهید و حقانیت حکومت ایشان را قبول دارید؟ یا بهتر بگوئیم آیا خانه‌نشین کردن امام علی(ع) و ظلمی که به ایشان و اهل بیت پیامبر (ص) شد، که ناشی از عدم اقبال عمومی بود را حق مردم می‌دانید؟

,

و یا مثلا در دوران زندگی پیامبر اکرم (ص) در مکه که اقبال عمومی نسبت به ابوسفیان و دیگر مشرکین بود آیا شما این اقبال را منشأ حق می‌دانید؟

, و یا مثلا در دوران زندگی پیامبر اکرم (ص) در مکه که اقبال عمومی نسبت به ابوسفیان و دیگر مشرکین بود آیا شما این اقبال را منشأ حق می‌دانید؟,

بدیهی است که پذیرفتن مشروعیت یک حکومت مستلزم پذیرفتن قوانین حاکم بر آن است که در نتیجه باید اعمال محاصره بر  پیامبر اکرم (ص) و آزار و شکنجه مسلمین یا حتی طرح توطئه ترور پیامبر اکرم (ص) که بی‌شک مبتنی بر بالاترین سطح دموکراسی است که تا به امروز شبه جزیره عربستان آن را تجربه کرده است براساس همین باور، امری درست و مشروع دانست؛ و هرگز نباید مورد سرزنش قرار داد!

,

ناگفته نماند که همین سؤالات و ابهام‌ها نسبت به سخنان مرحوم هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26/4/88 نیز وجود دارد که  بخشی از آن را یادآوری می کنیم.

,

«امام مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود. اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود و یک روایتی من از زمان امام شنیدم . …حضرت علی بن ابیطالب می فرماید یک روز پیغمبر در همان روزهایی که عرض کردم پیغمبر مهموم و نگران آینده بود در سال آخر عمرش آنرا به علی بن ابیطالب گفته: «یا بن ابیطالب لک ولیّ امتی». این بعد از غدیر است یعنی تو ولی این امت هستی و ولایت مال توست چیزیکه خدا به تو داده است. بعد می فرماید: «فانّ ولوک فی عافیه و اجمعوا علیک بالرضا فقم بامرهم». اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند به تو این سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبی است تام نمی شود؛ یعنی به اندازه کافی و لااقل اکثریت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذیر و متولی امر شو و کارشان را اصلاح کن و ادامه بدهید.

,

و قسمت بعدی می گوید «و ان اختلفوا علیک…» اگر دیدی اختلاف کردند و نیامدند آن مقداری که باید بیایند با تو «و ان اختلفوا علیک فدعهم» ولشان کن «بما فیه» بگذارند کاری که می خواهند بکنند بکنند خودشان می دانند. «و انّ الله سیجعل لک مخرجا». و خداوند برای تو راهی پیدا می کند که به اهدافت برسی. …مبنا این بوده مبنای حکومت پیغمبر این بوده که ما در جمهوری اسلامی بنا شد این کار را بکنیم.[3]»

, [3],

 

,

اگرچه شرط مسلمانی حسن ظن داشتن به برادران ایمانی است و ما باید تا جائی که می‌توانیم کلمات مؤمنان را بر وجه درست آن حمل کنیم؛ ولی برخی گزاره‌ها در کلمات ایشان و دیگر هم‌فکران اصلاحاتی‌شان قدری انسان را دچار تردید می‌کند؛ مثلا محمد خاتمی در سخنانی که در دیدار با جوانان اصلاح طلب آذربایجان به مناسبت عید غدیر 13900 ایراد کرد چنین گفت:

,

«این مساله باید حل شود که چگونه باید به ‏دین نگاه کرد تا بتواند در عرصه حیات اجتماعی حضور داشته باشد. حضور، ‏معنایش این است که مورد پذیرش و قبول مردم و دلبستگی مردم باشد… وقتی امام خمینی می گفتند ما جمهوری اسلامی می خواهیم می گفتند جمهوری به همین معنا که در همه دنیا هست بعد هم وقتی می پرسند که مراد از اسلامی ‏بودن چیست می گفتند  محتوایش اسلامی باشد. می پرسیدند نمونه ای دارید؟ می ‏گفتند حکومت علی (ع).

,

باید ببینیم علی (ع) چگونه به مساله نگاه می کرد؟ امیرالمونین اولین کسی است که می فرماید انسانها و مردم تحت حکومت، صاحب حقند…‏ شما امروز می بینید مساله حق و تکلیف بیشتر مطرح شده است اینکه انسان صاحب حق است و انسان از آن جهت که انسان است صاحب حق است؛ نه تنها حق دارد زندگی آبرومند داشته باشد… بلکه حق تعیین سرنوشت خود ‏را هم دارد که مساله خیلی مهمی است.‏ اینجاست که مساله جمهوریت و دموکراسی به طور خاص مطرح می شود در ‏دنیای امروز هیچ  نظامی لااقل به لحاظ تئوری جز مردم سالاری پذیرفته نمی ‏شود.

,

…امیرالمومنین اعتقاد دارد ما هم معتقدیم که شایستگی او برای ‏ولایت از طرف خدا تعیین شده و این رای مردم نیست که به او شایستگی می دهد ‏ولی امیرالمومنین می گوید اگر رای و رضایت مردم نباشد با اینکه شایستگی آن را ‏دارم حکومت را قبول نمی کنم حکومت باید مبتنی بر رای مردم باشد. و بعد می گوید شما حق دارید انتقاد کنید سؤال کنید. …معلوم است که وقتی تو حق داری یعنی آن طرف در مقابل تو مسئولیت دارد و امروز دنیا هم به این نتیجه رسیده که حق حاکمیت بر سرنوشت یک اصل مهم است. شیوه‌ای هم که دنیا پسندیده و به آن رسیده مردم سالاری است.

,

بدیل مردم ‏سالاری را خودکامگی و دیکتاتوری می دانم. اگرچه مردم سالاری عیب‌هایی ممکن ‏است داشته باشد که دارد و خود غربی ها هم گفته‌اند؛ ولی بدیل آن وحشتناک ‏است. …عدالت همه جانبه باید باشد؛ حق حاکمیت بر سرنوشت بخش مهم آن است.‏ …ما می گوییم عدالت را وسیع معنا کنید و مهمترین وجه عدالت حاکمیت انسان بر ‏سرنوشت و استقرار نظامی است که مبتنی بر خواست و رضایت مردم باشد.‏ …اگر دین به طور عام و اسلام به طور خاص بتواند خواست‌های تاریخی و اجتماعی ‏جوامع را که عدالت و آزادی و پیشرفت و عزت و حرمت است این را تامین کند چرا ‏بی خود جامعه به سمت سکولاریسم برود؟ اگر دین مقابل با آزادی انسانها درعرصه و سپهر اجتماعی و رویارو با حق حاکمیت ‏انسانها باشد اگر دین مقابل با حقوق بشر و حقوقی که انسانها باید داشته باشند ‏قرار گیرد نتیجه طبیعی آن سکولاریسم است.‏

,

اینکه ما افتخار داریم جمهوری اسلامی مطرح شده است اولا جمهوری مطرح شدنش مسئله مهم است ثانیا اسلامی مطرح شدن یقینا به این معنی است که اسلام سازگار با جمهوریت و دموکراسی است.‏ به صراحت بگویم امروز دو قرائت از اسلام وجود دارد اسلامی که برای انسان، حقوق ‏انسان، حرمت انسان، رأی انسان و رضایت انسان در حکومت هیچگونه ارزشی قائل ‏نیست و  اسلامی که می گوید من به آزادی و حرمت انسان باور دارم… اختلاف بنیادی اصلاح طلبانی که دلبسته به انقلاب و جمهوری اسلامی هستند با ‏دیگران در همین نحوه دیدگاه است.‏»[4]

, [4],

همان‌طور که مشهود است منظور ایشان از دموکراسی دقیقا همان معنای غربی آن است که اساس اولی آن رضایت مردم است؛ وی به صراحت حق حاکمیت را اولا و استقلالا از آن مردم معرفی می‌کند و تصریح می‌کند که مردم حق انتخاب نظام و حکومت دارند، و تکلیف حکومت کردن امام تنها وابسته به حق رأی مردم است و اگر مردم با حقی که دارند به هر دلیلی با امام بیعت نکردند امام اگرچه شایستگی حکومت دارد ولی تکلیفی از جانب خداوند بر گردنش نیست.

,

و نکته دیگری که در کلام ایشان قابل توجه است این است که می‌گوید: اسلام باید به گونه‌ای عرضه شود که با خواست مردم تطبیق داشته باشد و مانع آزادی و حقوق بشر نباشد[5].

, [5],

با چنین منظومه فکری دیگر باید عدم اقبال به امام علی (ع) پس از وفات پیامبر اکرم (ص) و یا عدم اقبال مردم مکه به پیامبر  (ص) در آغازین سالهای بعثت را امری مشروع و حق برشمرد!

,

 

,

البته خود جناب رئیس‌جمهور نیز در همین سخنرانی دوم که بدان اشاره شد نکته‌ای می فرمایند که ظهور در این امر دارد که مقصود ایشان ابطال و تصحیح برداشتشان از خطبه امیرالمومنین نیست بلکه گویا این سخنرانی در واقع تنها تکمیلی بر گفته‌های سابقشان است:

,

«مسأله ولایت با تشکیل حکومت دو مقوله جدا از هم است که نباید با هم خلط ‏شود[6]

, [6],

از این گفته چنین به نظر می‌رسد که ایشان می خواهد بگوید ولایت از طرف خداوند متعال است و در واقع راه خودش را می‌رود و حکومت هم از طرف مردم است و آن هم راه خودش را می‌رود؛ و ربطی به هم ندارند؛ بله اگر جائی مردم به ولی خدا رأی دادند حاکم مشروع ولی خدا است و الا مردم به هر فرد دیگری رأی بدهند حاکمیت مشروع از آن وی خواهد بود.

,

در پایان پاسخ به یک پرسش را ضروری می‌دانم:

,

اینکه حاکمیت از منظر اسلام حق خداست و نه مردم آیا بدین معناست که حاکم اسلامی هیچ نیازی به رأی مردم نداشته باید با زور شمشیر و سرنیزه حکومت را در دست گرفته و با ریختن خون همه مخالفان ایشان را سرجایشان بنشاند؟

,

روشن است که پاسخ منفی است؛ نه از تعالیم اسلام چنین چیزی برداشت می‌شود و نه در رفتار پیامبر و اهل بیت علیهم صلوات الله چنین چیزهائی وجود دارد بلکه اسلام معتقد است که:

,

حق حاکمیت از آن خداوند متعال است و مردم برای انتخاب حاکم الهی حق رأی یا بیعت ندارند بلکه این از وظائف و تکالیف ایشان است که با او بیعت کرده، او را یاری کنند. اگرچه این اختیار را دارند که از بیعت با وی سرپیچی کنند و تا هر زمان که اقدامی علیه حکومت اسلامی نکرده‌اند در امنیت کامل باشند و احدی متعرض ایشان نگردد؛ به عبارتی دیگر اگرچه وظیفه ایشان بیعت است و عدم بیعت مستلزم ارتکاب حرام، ولی برای عدم بیعت نیز دارای اختیار هستند و نه حق؛ همانطور که اختیار دارند دروغ بگویند و سرقت کنند و زنا کنند ولی حق انجام این کارها را ندارند.

,

امام نیز تا اقبال مردم نباشد بر مردم حکومت نخواهد کرد؛ ولی نه به خاطر اینکه مشروعیت خود را از مردم می گیرد بلکه به خاطر اینکه اقبال عمومی مقدمه وجوب تشکیل حکومت بر امام است؛

,

و این مقدمه بودن به نحو مقدمه بودن وضو برای صلات نیست که تحصیل آن در هر شرائطی بر امام واجب باشد؛ بلکه به نحو مقدمیت استطاعت برای انجام فریضه حج است چرا که الإمام کالکعبه تؤتی و لاتأتی.

,

…..

,

پی نوشت

,

[1] http://www.president.ir/fa/99408>

, [1], http://www.president.ir/fa/99408,

[2] http://www.president.ir/fa/99492>

, [2], http://www.president.ir/fa/99492,

شیدائی وی نسبت به فرهنگ غرب دارد در سخنانش فراوان است که به دو مورد دیگر از آن  اشاره می‌کنم:

,

– روزنامه سلام ۳/۲/۷۵: امروز به جرات می‌توان گفت در زندگی قومی‌ که عزم تعالی و پویایی کرده است هیچ تحول کارساز پدید نخواهد آمد، مگر آنکه از متن تمدن غرب بگذرد و شرط دگرگونی اساسی، آشنایی با تمدن غرب و لمس روح آن یعنی «تجدد» است. کسانی که با این روح آشنا نیستند هرگز به پدید آوردن دگرگونی سودمند در زندگی خود توانا نیستند. باری! شرط تحول اساسی گذر از تمدن غربی است و مراد از آشنایی با مبانی تفکر و تمدن جدید است که در پس مظاهر آن نهفته است و سوگمندانه اقوامی‌ نظیر ما هنوز از آن محروم هستیم!

,

– آریا ۲۸/۶/۷۸: شما برای‌ این‌که‌ بتوانید پیشرفت‌ بکنید، راهی‌ جز راه‌ غرب‌ ندارید و راه‌ غرب‌ یعنی‌ پذیرش‌ خرد غربی.

,

http://www.mashreghnews.ir/news/184059

, http://www.mashreghnews.ir/news/184059,

[5] محمد خاتمی در اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران جمله‌ای به مراتب صریح‌تر از این سخنرانی دارد: اگر دین هم در  برابر آزادی قرار بگیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی! (همان)

, [5],

[6]  http://www.president.ir/fa/99492

, [6], http://www.president.ir/fa/99492,

 

,

انتهای پیام/ 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه