جوانان و معضلی به نام بیکاری

جوانان و معضلی به نام بیکاری
امروزه بیکاری به یکی از عاملهای اساسی مشکلات اجتماعی کشور به ویژه جوانان تبدیل شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ قابل انکار نیست که وضعیت اشتغال هر کشور تابعی از اقتصاد کلان آن مملکت است،ایجاد فرصت های شغلی بر اساس توانایی و استعداد حوزه های صنعت کشاورزی خدمات و حتی فرهنگ و هنر، رشد و تجلی پیدا می کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,

دولت ها با سیاست گذاری در حوزه های مستعد کارآفرینی و حمایت از بخش خصوصی تلاش می کنند که ضمن ایجاد رشد اقتصادی به بهبود و ارتقاء وضعیت اشتغال نیز که لازم و ملزوم آنست،کمک کنند.
اکنون در بسیاری از کشورهای جهان صنعت توریسم بعنوان یک ظرفیت عظیم اقتصادی و به تبع آن اشتغال مطرح است و سیستم های ایجاد و معرفی مشاغل نوین در زمینه های فناوری ارتباطات و اطلاعات بوجود آمده اند.
بسیاری از مشاغل سنتی منسوخ شده اند و الگو های جدید شغلی با ماهیت سرعت و کیفیت بالاتر، با تکیه بر حفظ قداست نیروی انسانی و حمایت از رفاه و آینده کارگران در حال شکل گیری و رشد است.
بیمه های حمایتی از نیروهای کار و تضمین آینده شغلی کارگران، جایگزین برده داری نوین صنعتی چند دهه اخیر و سوء استفاده صاحبان صنایع از نیروهای کار شده است.
اشتغال بعنوان یکی از فاکتورهای اصلی رفاه اجتماعی و امید به زندگی پذیرفته شده و تاثیر این عامل بر امنیت روانی ،امنیت اجتماعی ،تولید ناخالص ملی، رشد اقتصادی و توسعه پایدار ثابت شده است.
در این گیر و دار و روند پرشتاب تغییر مشاغل و گذار به سمت مشاغل مجازی و نرم افزاری،سمت و سوی بازار سرمایه نیز با رویکرد الویت گذاری تجارت الکترونیک، چهره و چهارچوب تازه ای پیدا کرده است.

,
,
,
,
,
,

با این مقدمه به ضلع اول مثلث اشتغال یعنی بازار کار ایران سری می زنیم ،جاییکه اقتصاد تک محصولی و دلارهای آلوده نفتی ،دولتی فربه و ناکارآمد ساخته است و بخش خصوصی و بلاخص تولید بعنوان یکی از مولفه های شناخته شده اشتغال پایدار، مانند کودک ناقص الخلقه ای محکوم به مرگ زود رس است.
دیگر شاخص ایجاد اشتغال نیز یعنی سرمایه گذاری و مشارکت خارجی به علت تدبیر سیاست های خاص حاکمیت در برابر پدیده های تحمیل شده خارجی مانند تحریم ها اگرچه با زمزمه های برجام تکانی خورده است اما عملاً هنوز ناکام و عقیم است.
امروزه بیکاری به یکی از عاملهای اساسی مشکلات اجتماعی کشور تبدیل شده است وجود ١١ میلیون حاشیه نشین و ١٠ میلیون بیکار (محسن رنانی،١٣٩٥)
سیاه نمایی در باز کار نبوده و واقعیتی گریز ناپذیر است و اگر اقرار کنیم که کمتر خانواده ایرانی با پدیده حضور یک یا دو جوان تحصیل کرده بی کار در محیط خانه مواجه است،سخنی گزاف نگفته ایم،

,
,
,
,

ضلع دوم این پدیده،جوانان هستند،گروههای کارجو که در قالب کارجویان شهری و روستایی و دانش آموختگان دانشگاهی ،نیم نگاهی به آگهی های محدود جذب و استخدام نیروی کار و نیم نگاهی نا امیدانه به وضعیت نامطلوب بازار کار دارند،در گروه های سنی از ١٥ الی ٣٥ سال ، که اکثراً از اثرات عدم توفیق در کاریابی ، مقاطع تحصیلی را پله پله طی کرده اند و عنوان کارشناسی و کارشناسی ارشد و حتی دکتری تخصصی را یدک می کشند،افرادی مهارت گریز و مدرک پذیر که در بازار واقعی کار جذابیتی برای کارفرمایان ندارند.
گسترش نامتوازن و بی برنامه تحصیلات دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی در سالهای اخیر نه تنها راه را برای جذب این افراد به بازار باز نکرد بلکه افت کیفیت مدارک دانشگاهی از اصالت سند مهارت شغلی به کاغذپاره، باعث مهاجرت نخبگان جویای کار به خارج از کشور گردید.
این رشد سریع و بدون پشتوانه مراکز آموزش عالی با تاکید بر مدرک فروشی باعث تضعیف همه جانبه تخصص و عدم اطمینان و اعتماد به مدارک دانشگاهی داخلی در چند سال اخیر را فراهم کرد.
اما ضلع سوم این مثلث،یعنی مدیریت دولتی عامل اصلی رکود و بحران در بازار کار تلقی می شود،جای که دولت نتوانسته است از استحصال دلارهای فروش نفت تولید و تجارتی دست و پا کند و زیر ساختی بسازد.
دلار پشت دلار تزریق کرده است و از دسته بیل چینی تا سوزن خارجی وارد بازارکرده است،کمر تولید را شکسته و زمینه نابودی تولید کننده و امکان عرضه اندام وارد کننده خاص را فراهم نموده است،
حال بیایید و به این موارد مالیات های سنگین و قوانین دست و پاگیر صادرات و شیوه های پیچیده و نامتعارف تقابل دولت با اقتصاد و بلاخص بازارکار را اضافه نمایید.
در سالهای اخیر دولت کوشیده است با تزریق سرمایه به متقاضیان اشتغال تحت عناوین وام های خوداشتغالی،طرح های زود بازده،مشاغل خانگی و کارآفرینی و طرح پشتیبان وضعیت نابسامان اشتغال را به سامان کند اما عدم مهیا بودن زیر ساخت ها و ساز وکارهای ریشه ای، باعث عدم توفیق دولت در این بحث هم بوده است.

,
,
,
,
,
,
,

اگرچه مثلث آسیب شناسی عدم موفقیت اشتغال متساوی الاضلاع نیست و سهم هریک از گروههای جوانان و بازار کار و دولتی ها از یکدیگر متفاوت و منفک است،اما موفقیت منتجه از این آسیب شناسی نیز دور از انتظار و بعید نیست.
بازار کار نتیجه فرایند عرضه و تقاضاست و در صورتی که عوامل موثر بر رونق بازار کنترل و هدایت شوند و دولت بعنوان متولی تنظیم و نظارت و کنترل بخش خصوصی و نه شریک وار گود اقتصاد شود، مشوق های مالیاتی و بیمه ای وضع شود و تعدیل و تسهیل قوانین و مقررات صادراتی اعمال نماید، دلارهای خام فروشی نفت و گاز در زیر ساخت و صنعت و کشاورزی و خدمات هزینه گردد،به پتانسیل های گردشگری و توریسم پذیری، بهاء داده شود و کارآفرینان و سرمایه گزاران ارج و منزلت یابند.
وضعیت عرضه و تقاضا نیروی کار خود بخود به گونه ای متحول خواهد شد که جوانان بجای آنکه بهترین سالهای عمرشان در راهروها و کلاسهای دانشگاهی بصورت بی هدف و سرگردان با توهم فراگیری دانش کاذب و رویای کار واقعی سپری کنند،به سمت مهارت پذیری و تخصص گرایی مبتنی بر عمل و حرفه آموزی مورد نیاز بازار کار سوق پیدا خواهند کرد.

,
,
,

ماردین سید احمدی

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه