برای آنها که دل به کدخدا بسته اند؛
بازخوانی حقوق بشر به سبک آمریکایی
سرمایه داران اروپایی که نمی توانستند دست طمع از منابع آمریکای فعلی بردارند تصمیم گرفتند تا به این منطقه مهاجرت کنند اما مهاجرت به این مناطق با دو مشکل اساسی؛ بومیان منطقه و نبود نیروی انسانی مناسب روبه رو شد که این مشکلات باید از سر راه برداشته می شد تا بتوانند صنعت را در آمریکا بچرخانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس برای آن هایی که دل در گرو لطف آمریکا و کدخدا بسته اند لازم است مقاطعی از تاریخ جنایات آمریکا یا به قول خودشان حقوق بشر بازخوانی کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,
از قدیم گفته اند خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج.این بیت معروفی است و اگر هر کدام از ما اقدام به شروع کاری کردیم به ما گوش زد می کنند که حواست باشد اگر پایت را کج گذاشتی و ابتدای کار به خطا رفت تا همان انتها خطا کار خواهی بود. این هم درست حکایت آمریکا است، کشوری که ابتدای آن با غارت و وکشتار بنا شده است، برای بقای خود نیز باید همین روش را به کار بگیرد.
زمانی که به تاریخچه کشور ایالات متحده نگاهی می کنیم و البته این تاریخ نیز در کتاب های خودشان و به نقل از خودشان بیان شده است می بینیم که همان ابتدا که کریستف کلمب آن را در سال 1492 کشف کرد، سرمایه داران اروپایی علی الخصوص بورژوا های بریتانیا به جهت منابع بکر موجود در آن دندان طمع تیز کردند.
البته کلمب را می توان موسس حقوق بشر به سبک آمریکایی دانست به طوریکه به اذعان خود او در کتاب ماجرای کشف آمریکا می گوید:( همین که به اولین جزیره رسیدیم عده ای از بومیان را اسیر کردم تا قدرتم را به آن ها نشان بدهم). ژاک اتالی نویسنده یهودی فرانسوی که اتفاقا از سرمایه داران نیز بود در مورد رفتار کلمب با بومیان می گوید:( بومیان بی آزار و آرام جزیره برای استقبال از ما آمدند اما کلمب آن هارا به عنوان انسان به حضور نپذیرفت و همچون حیوانات با آن ها برخورد کرد)
گام دیگر کلمب برای آشناسازی بومیان سرزمین جدید با حقوق بشر به سبک آمریکایی، فهماندن نسبت «طلا و مس» به آنها بود! او و یارانش همه بومیان بالای ۱۵ سال جزیرهی کیکائو در آمریکای مرکزی را مجبور کردند تا هر سه ماه مقداری معین طلا جمع آوری کرده و به کلمب تحویل بدهند و به جای آن حلقهای مسی به گردنشان آویزان کنند. آن وقت هر سرخ پوست ۱۵ساله ای که گردنش فاقد حلقهی مسی بود به صورتی مختصر جریمه میشود، جریمهاش هم این بود که یک دستش را قطع میکردند تا از خونریزی بمیرد. البته از این دست ماجراهای درد آلود توسط شخص آقای کریستف کلمب در همان بدو ورودش بسیار بوده است که در این مجال نمی گنجد.
سرمایه داران اروپا که نمی توانستند دست طمع از منابع آمریکای فعلی بردارند تصمیم گرفتند تا به این منطقه مهاجرت کنند اما مهاجرت به این مناطق با دو مشکل اساسی روبرو که عبارت بودند از بومیان منطقه و نبود نیروی انسانی مناسب که این مشکل ها باید از سر راه برداشته شده تا بتوانند صنعت را در آمریکا بچرخانند.
برای برداشته شدن این مانع کاشفان آمریکایی و سرمایه داران اروپایی نمونه دیگری از حقوق بشر آمریکایی را نمایان کردند و تصمیم گرفتند با یک تیر دو نشان بزنند که هم سرمایه خودرا خرج نکنند و هم افرادی را پیدا کنند تا بتوانند از پس این کار بر آیند لذا چه نیروی انسانی بهتر از مردان سرخ پوست و بازو پولادین . البته بی آزار بومی این منطقه؟
لذا در اقدامی بی شرفانه در فوریهی ۱۶۴۳ شبانه به سرخپوستان آلگون حمله کرده و بسیاری از آنها را در خواب به قتل رساندند. فرزندانِ شیرخوار را از آغوش مادرانشان جدا کرده و در برابر چشمان والدینشان با شمشیر تکه تکه کرده و به آتش انداختند و بچههایی که در گهواره خوابیده بودند را نیز مورد همین مرحمت قرار دادند! بعضی از بچهها را زنده به رودخانه انداختند و هنگامی که پدران و مادران آنها برای نجاتشان به رودخانه پریدند نظامیان با استقرار در کنار رودخانه مانع بازگشت آنها به خشکی شدند! در نتیجه بچهها در کنار پدر و مادرشان غرق شدند! زیرا خانواده این افراد مانعی برای کارکرد شبانه روزی این مردان بود تا بتوانند بدون هیچ دغدغه ای کار کنند.
,
,
,
,
,
,
نویسنده: حسین حقی
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه