معرفی کتاب؛
"ترس و لرز" نگاهی داستانی به ترسیدن
ترس جزو نخستین احساسهای بشری است که غلامحسین سهیلی در مجموعه داستان "ترس و لرز" با نگاهی رئالیستی به تشریح این مسئله پرداخته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، ترس انواع مختلف دارد، برخی از عناصر متافیزیکی مثل دیو، جن و ارواح خبیث واهمه دارند، برخی از تاریکی و حشرات خزنده و برخی از غریبهها و آدمهای ناشناس، هرچه هست اما بیشک جزو نخستین احساسهایی است که بشر با آن مواجه گردیده؛ دنیا برای انسانها از ابتدای آفرینش پر از پدیدههایی بوده که توضیحی برای آن نداشتهاند. هرچند با گذشت زمان و بالارفتن علم و آگاهی توضیحات کم کم پدید آمدند اما همچنان پارهای از مسائل رازآلود باقی ماندهاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,غلامحسین ساعدی در "ترس و لرز" تم اصلی داستانها بر موضوع ترس قرار داده است. در این مجموعه ترسها را میتوان به دو دستهی ترس نشی از رویارویی با پدیدههای ناشناخته و ترس ناشی از مواجه با غریبهها تقسیم کرد. ساعدی این کتاب را در سال 1347 تالیف کرده و به احمد شاملو تقدیم نموده است.
,این کتاب شامل شش داستان کوتاه به هم پیوسته رئالیستی است. شش داستانی که در یک روستای کوچک در سواحل جنوبی ایران جریان دارد و هر کدام نمایی از مردمان این روستا به ما ارائه میدهد که در کنار یکدیگر تصویری دقیق پیش روی ما قرار میدهد جهت شناخت برخی زوایای فرهنگ روستایی؛ عموما در داستانهای رئالیستی خوب، موضوعات و پدیدههای نامطلوب زندگی به شیوهای روایت میشود که برخی از این مفاهیم وارد حیطه اندیشه خواننده شود.
,بخشهایی از کتاب
,داستان اول: یکی از اهالی متوجه میشود که یک غریبه وارد یکی از اتاق های خانهاش شده است(مثلن اتاقی آن طرف حیاط را تصور کنید). او از این امر دچار هراس میشود و او را موجودی شیطانی(جن یا امثالهم) میپندارد که آمده و او را گرفتار خودش کرده است. پیش اهالی روستا میرود و از گرفتار شدنش میگوید و همه حرف و هراس او را درک میکنند و به دنبال راه نجاتی برای همولایتی خودشان میگردند...
,داستان دوم: غریبهای وارد روستا میشود (ماشینی او را آورده و پیاده کرده است). این غریبه با ادعای داشتن سواد و پول، اعتماد روستاییان را جلب میکند و ظرف یکی دو روز یکی از زنان روستا را عقد میکند و بعد از دو روز میرود و زنی باردار از خود به جا میگذارد و ...
,داستان سوم: زن یکی از اهالی بعد از زایمانی ناموفق (مرده به دنیا آمدن بچه) دچار بیماری شده است. او را با قایق به روستایی دیگر و به نزد یک باصطلاح حکیم میبرند و ...
,داستان چهارم: دو تن از اهالی، بچهای را در ساحل میبینند و با خود به روستا میآورند. بچهای که عجیب و غریب به نظر میرسد و ترس مردم را برمیانگیزد و همه به دنبال خلاص شدن از دستش هستند...
,داستان پنجم: اهالی به صورت مشترک یک لنج خریدهاند تا در اقتصاد روستا گشایشی ایجاد کنند. در اولین سفر که شماری از شخصیتهای اصلی روستا هم سوار لنج هستند وارد محیطی ناشناخته و ترسناک میشوند...
,داستان ششم: یک کشتی غریبه وارد ساحل میشود و همه دچار ترس میشوند. غریبهها وارد ساحل میشوند و جلوی خانه شخصیت اصلی داستان اول چادر میزنند و بساط غذای مفصلی را میچینند. اهالی همیشه گرسنه روستا به نظاره میآیند و کم کم ترسشان میریزد. غریبهها به آنها غذا میدهند. این غذا دادنها ادامه پیدا میکند و مردم دیگر برای ماهیگیری به دریا نمیروند و....
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه