دلنوشته ؛

شهید من ! عروج هفتمین روز شهادتت مبارک

شهید من ! عروج هفتمین روز شهادتت مبارک
هفت روز گذشت !! چشمانم را باز می کنم و به آسمان می نگرم نمی بینم تو را ... و این درد دارد !
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بانوی کوثر،

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بانوی کوثر,

سلام بر شهید من

,

روبروی عکست ایستاده ام و به نگاهت خیره مانده ام چه زود گذشت

,

هنور عطر خنده هایت در شهر هست آخر خنده هایت غمها را محو می کند

,

هفت روز گذشت از پرکشیدنت

,

 امروز چقدر آسمان دلتنگ است دلتنگ نبودن تو

,

این را آسمان شهرم به من گفت !

,

شهری که آفتاب سوزانش صورتت را نوازش می کرد او که روز و شب شهادتت را روشنی می بخشید

,

همان شهری که روزها در دل خاکش زندگی می کردی و فریاد رهسپاریم با ولایت تا شهادت سر می دادی

,

هفت روز گذشت از نبودنت ...

,

اما معنی نگاهت را نمی فهمیم اما عطر خنده هایت، یاد گفته هایت ، هر روز برایمان مرور می شود

,

من آرزو دارم دستان مادری را ببوسم که این فراق نبودنت را تحمل می کند

,

شهید من ! از آسمان که به ما می نگری دعایمان کن ، با چشمهای اشک آلود دوباره به التماس یک نگاه دیگر...

,

که این روز ها غبار گناه بلور دلها را آلوده کرده...

,

شهید من !

,

عروج هفتمین روز شهادتت مبارک .

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه