بررسی فیلم وزین زخم شانه حوا؛
مادران انتظار به زیبایی زخم خوردندو دم نیاوردند
روز گذشته شبکه نمایش میزبان فیلمی از جنس مادران انتظار بود با عنوان زخم شانه حوا که یادآور رنج زنانی است که سالهای دفاع مقدس با قداست و پاکی پشتوانه مردانی از جنس باران و آهن برای دفاع از ارزش های اسلام بودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری زنان قم ، فیلم زخم شانه حوا با محور قرار دادن شخصیت 7 زن سعی در به نمایش گذاشتن زندگی مادران و همسران شهدا، جانبازان و اسرا دارد این در حالی است که زنان همیشه در سایه مردان خود درمیدان های جنگ دیده می شدند اما با گذشت زمان همه بخوبی به این نکته واقف شده اند که زنان، بزرگ ترین حامی مردانی بودند که به جنگ می رفتند و روح تعالی و معنویت از دامن زنانی نشات گرفته است که به زیبایی با رنج دوری و نقصان کنار آمده اند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری زنان قم , پایگاه خبری زنان قم , پایگاه خبری زنان قم, ، , ، , ، ,7 زن در فیلم زخم شانه حوا به زیبایی جولان احساسات زیبای زنانه را به تصویر می کشندو عظمت صبر مادر و دلتنگی همسر را در دستان منتظر مادری خسته و چشمان همسری نگران می نشانند.
,ننه حسین , خانم ساسانی و خاله خدیجه و تمام مادران انتظاری که گمنام اند و در فراق فرزند اشک از چشمان حسرت بارشان سرازیر است در تمام مراحل جنگ بازوان استواری بودند که مادرانه و صبورانه جنگ را با تمام وجود حس کردند و در روزهای تنهایی و گمنامی حس غرور وطن پرستی و شجاعت و ایمان فرزند دلبندشان مرهم دردهایشان می شود.
,همسرانی مانند روجا بسیار زیادند که بعد از شوهر مفقود الاثر و یا شهید خود هیچگاه با افسردگی و ملامت زندگی را سپری نکرده و یا مانند همسر حجت شخصیت جانباز فیلم به زندگی سخت اما سراسر عشق خود ادامه می دهند.
,
اینک نام بلند زنان جنگ سالهاست حلقه مفقود شده سینمای دفاع مقدس است و هراز گاهی با اندک چاشنی حماسه بزرگ نهفته در دامان شیرزنان به میدان می آید تا دینی که بر گردنش سنگینی می کند کمی احساس سبکی کند.
,زبان قاصراست از هجای کلمات مادرانی که این چنین فرزندان خودرا راهی جبهه نبرد می کنند:
,مادر شهیدان جلاییپور تعریف میکرد: در آغاز عملیات فتحالمبین، در پی توصیه آیتالله مشکینی برای رفتن جوانان به جبهه به دومین شهیدم علیرضا گفتم: علیرضا، میدانی آقای مشکینی چه بیاناتی فرمودهاند، گفت: بله مادر ولی میدانید که فقط پنج ماه است که رضا شهید شده است و این خواهش را از من میکنید؟ میخواست ببیند من چه میگویم. گفتم: پسرم تو هم باید وظیفهات را انجام بدهی. او را هم روانه کردم. هنگام شروع عملیات کربلای 4، حسین، سومین شهیدم، به من گفت: مادر، اجازه بدهید من برای انجام وظیفه به جبهه بروم. به او گفتم: برو مادر جان. او رفت و به دو برادر شهیدش پیوست.
,اوج احساسات مادرانه در این خطوط کم ارزش خلاصه نمی شود و نیازمند بالاترین مراتب بهشت برین است وقتی مادری از همرزمان پسرش می خواهد خاک آغشته به خون فرزندش را برای احیای گلدانی از گل برایش تحفه بیاورند، دست تقدیر فلج می شود از نوشتن...
,
براستی شیار 143 و زخم شانه حوا کمترین کاری است که در پاسخ به این بزرگواری ها می توان داد. حوا که فریب شیطان را خورد و از بهشت بیرون شد اینک بال پرواز آدم شده است به سوی بهشت برین و دیگر بار شیطان را با تمام قوا به خاک کشیده است.
]
ارسال دیدگاه