طنزنامه؛
رئیس جمهور از شنبه کار میکند
مادربزرگ اصغر گفت: من از طرف رئیسجمهور به شما قول میدهم که از شنبه شروع به کار کند، شنیدهام که خیلیها همه جور کارشان را از شنبه شروع میکنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، ما و چنگیز در خانۀ اصغر اینها نشسته بودیم که پدر اصغر با نیم کیلو پیاز و یک مرغ از در وارد شد و گفت: نمیدانم این رئیسجمهور که دوباره رئیسجمهور شده کی میخواهد کار کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,ما از پدر اصغر علت این حرفش را پرسیدیم و او به ما گفت که پیاز و مرغ خیلی گران شده است.
مادربزرگ اصغر یک تُف به عینکش زد و درحالی که آن را با گوشه روسریش پاک میکرد چیزی نگفت.
اصغر به پدرش گفت: چرا شما همهاش از رئیسجمهور توقعهای زیادی دارید؟ این بنده خدا چه کار باید بکند؟ چهار سال رئیسجمهور بوده و دم انتخابات هی از این استان به آن استان رفته است.
به نظر ما و چنگیز، اصغر اصلاً منطق سیاسی ندارد، شاید هم یک کمی شبیه نوبخت شده است، اما ما به خاطر دوستیمان، چیزی به رویش نیاوردیم.
مادربزرگ اصغر عینکش را به چشمانش زد و دستۀ کشی آن را تنظیم کرد و گفت: رئیسجمهور هنوز از فشار افتتاحها خسته است و نیاز به استراحت دارد.
او به ما گفت: کار کردن در مملکت که مثل کار کردن در بقالی عباس آقا نیست، آدم باید حواسش به همه چیز باشد، به خصوص که الان رئیسجمهور از طریق ظریف عربستان را حسابی زیر نظر خود گرفته است، آمریکا هم هی جِر زنی میکند و سپاه هم نداده دکمه موشکاندازش را رئیسجمهور فشار بدهد.
به عقیده مادربزرگ اصغر، رئیسجمهور خودش بهتر میداند چه چیزی به صلاح مردم است.
مادربزرگ اصغر گفت: باید به رئیسجمهور حق داد، او باید از طرفی خودش را برای مراسم تنفیذ و تحلیف آماده کند و از طرفی برادر بیچارهاش را به زندان بردند و بعداً مریضش کردند و به بیمارستان فرستادند و بعداً یک خیّر پیدا شد و پول وثیقهاش را جور کرد.
او ادامه داد: الان رئیسجمهور هی باید از این و آن قرض کند و وام بگیرد تا پول وثیقۀ آن خیّر را جور کند و از زیر دینش راحت شود.
مادربزرگ اصغر گفت: حالا دیدید که رئیسجمهور چقدر کارش سخت است، پس برای دوتا پیاز و یک مرغ انقدر به او غُر نزنید و بگذارید یک کمی هم حواسش به خانوادهاش باشد.
مادربزرگ اصغر ادامه داد: من از طرف رئیسجمهور به شما قول میدهم که از شنبه شروع به کار کند، شنیدهام که خیلیها همه جور کارشان را از شنبه شروع میکنند.
او به ما گفت: تازه این خودش هم از ظرافتهای مدیریتی است.
به نظر ما دیدگاه و مواضع سیاسی مادربزرگ اصغر خیلی فرق کرده است، ما و چنگیز فکر میکنیم که به او وعده یک وزارت را داده باشند و یا کلاً بخواهند مادربزرگ اصغر را به عنوان گیس سفید و بزرگتر اصلاحات معرفی کنند.
آخر مادربزرگ اصغر که ریش ندارد تا به عنوان ریش سفید اصلاحات معرفی شود.
این بود قسمتی از خاطرات تابستانی ما
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه