شرح مختصر زندگینامه علی ابن موسی الرضا(ع)؛

امام رضا(ع) مظهر جود و کرامت خداوند است

امام رضا(ع) مظهر جود و کرامت خداوند است
مقام رضا افضل مقامات دین و اشرف منازل مقربین است اعظم درهای شهرستان رحمت و اوسع راه های اقلیم سعادت است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ در یازدهم ذی‌القعده سال ۱۴۸ هجری قمری به فاصله کوتاهی بعد از شهادت امام صادق(ع) در «بیت امامت و ولایت » اختری دیده به جهان گشود که نام زیبا و مبارکش را «علی»گذاشتند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر,

پدر بزگوارش امام موسی کاظم(ع) و مادر ارجمندشان نجمه خاتون(س) از اهالی مغرب (اُندلس سابق) بود.

,

روایت شده که امام صادق(ع) بسیار آرزو داشت که آن جناب را درک کند چه آنکه از حضرت موسی بن جعفر(ع) روایت شده که می فرمود؛ « پدرم (امام صادق(ع)»  مکرّر به من می فرمود؛ عالِم آل محمد(ص) در صُلب توست و کاشکی من او را درک می کردم .(۱) 

,

یکی از القاب مشهور و معروف آن حضرت(ع) لقب «رضا» است که در علت نامگذاری این لقب چند قول مطرح شده است؛

,

۱) بخاطر اینکه آن حضرت مورد رضا و پسند خداوند در آسمان و مورد رضا و پسند رسول خدا(ص) و امامان(ع) در زمین بود.

,

۲) موافق و مخال (شیعه و سنّی) او را پسندیدند و آن حضرت(ع) مورد رضا و پسند همه بود.

,

۳) آن حضرت(ع) به رضای پروردگار راضی بود. (۲)

,

مقام رضا یا تسلیم در برابر فرمان حق

, مقام رضا یا تسلیم در برابر فرمان حق, مقام رضا یا تسلیم در برابر فرمان حق,

رضای الهی یکی از صفات و خصلت‌های ارزشمندی که همگان را توانایی رسیدن و دستیابی به این مقام نیست. مرحوم ملّا أحمد نراقی در کتاب شریف معراج السعاده می فرماید؛ «مقام رضا افضل مقامات دین و اشرف منازل مقربین است اعظم درهایِ شهرستان رحمت و اوسع راه‌های اقلیم سعادت است».(۳)

,

در یک بیان شریف دیگری، پیر خمین و امام جماران(ره) که خود در حد اعلی از مراتب معرفت و عرفان الهی قرار دارند چنین می فرماید؛ « بدان مقام «رضا» شامخ‌تر و عالی‌تر از مقام «توکل» است زیرا «راضی» صاحب مقام رضا فانی کرده است اراده خود را در اراده حق و از برایی خود اختیاری ندارد، چنان چه از بعض اهل سلوک (بایزید بسطامی) پرسیدند؛ « ماتُرید ؟ قالَ : اُریدُ أّنْ لا اُرید». (۴) 

,

در حقیقت صاحب مقام رضا مصداق این جمله از غزل حافظ (ره) است که می فرماید؛

,

در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم                                 لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی

,

مقام «رضا» یعنی رضای الهی و به مقامی رسیدن که «خدایا آنچه را که تو می‌پسندی من نیز می‌پسندم» که امام رضا(ع) هم به این مقام رسیده و تسلیم امر خدا بود.

,

حضرت ثامن الائمه و ضامن الاُمّه، در سال ۱۸۳ هجری قمری بعد از شهادت پدر بزرگوارش امام موسی کاظم(ع) در حالی که ۳۴ بهار از عمر با برکت‌شان می‌گذشت عهده‌دار مقام امامت و رهبری جامعه اسلامی شدند.

,

مدت امامت آن بزرگوار ۲۰ سال طول کشید که ده سال آن همزمان با خلافت هارون الرشید، پنج سال آن با دوران محمد امین و پنج سال آخر همزمان با دوران حکومت و خلافت مأمون بود البته از این مدت ۱۷ سال آن را حضرت(ع) در زادگاه خویش یعنی مدینه الرسول اقامت داشتند و سه سال آخر را با حیله و نیرنگ مامون به مرو (خراسان) دعوت شدند و سرانجام در آخرین روز از ماه صفر المظفر در سال ۲۰۳ هجری قمری در سن ۵۵ سالگی به شهادت رسیدند.

,

مناقب و فضایل سلطان مُلک ایران و خورشید خراسان خارج از حد احصاء و شمارش است و دریای مکارم آن حضرت را توان دستیابی نیست.

,

مبارزه با جریان های انحرافی و مقابله با عقاید و افکار باطل و فرقه های ضالّه؛

, مبارزه با جریان های انحرافی و مقابله با عقاید و افکار باطل و فرقه های ضالّه؛, مبارزه با جریان های انحرافی و مقابله با عقاید و افکار باطل و فرقه های ضالّه؛,

یکی از اقدامات شایسته‌ای بود که آن جناب برای تبیین خط سیر صحیح دینی و اسلامی و در راستای هدایت مردم و جامعه از خود نشان دادند، با آن که امام موسی کاظم(ع) در فرصت‌های مناسب و مختلفی حضرت رضا(ع) را به عنوان جانشین و امام بعد از خودشان معرفی کرده بودند ولی در عین حال هوی و هوس‌های نفسانی، مقام پرستی و دنیاخواهی برخی از فرزندان ناخلف امام هفتم(ع) باعث شد یک جریان انحرافی و باطلی بنام «واقفیه» در تاریخ شیعه و در دوران امامت و ولایت ثامن الحجج(ع) به وجود آید که بعدها به «زید النّار» شهرت گرفت امامت حضرت رضا(ع) را نپذیرفت و مردم را به سوی خود دعوت می کرد.

,

ابراهیم یکی دیگر از فرزندان امام هفتم(ع) به همراه عده‌ای از وکلا و نمایندگان پدرش مانند علی‌بن حمزه بطائنی، زیاد بن مروان، عثمان بن عیسی رواسی و ...  که در زمان زندانی بودن امام هفتم(ع) از جانب ایشان نمایندگی اخذ وجوهات شرعی را داشتند نیز بر سر راه امامت و ولایت حضرت رضا(ع) مزاحمت‌هایی را ایجاد کردند.

,

این افراد منکر وفات امام موسی کاظم(ع) شدند و  «فرقه واقفیه» را به وجود آوردند، از این‌رو که این‌ها در اعتقاد به هفت امام متوقف شده و امامت امامان بعدی را نپذیرفته‌اند به آن‌ها واقفیه می‌گویند، در حقیقت برخی از برادران آن حضرت(ع) همان راه و روشی را در پیش گرفتند که پسران یعقوب با برادرشان یوسف(ع) چنان کردند؛ « فَلَمّا ذَهَبوُا بِهِ وَ أَجمَعُوا أَن یَجْعَلوُه  فِی غَیَاباتِ الجُبّ ...» (۵)  امام رضا(ع) در موارد متعددی واقفیه را ملعون ـ زندیق ـ مشرک و کافر خواند و مردم را به شدت از همنشینی و مصاحبت با این گروهک بر حذر داشت. (۶)

,

البته در این میان نباید از همراهی و فرمانبرداری کسانی همچون احمدبن موسی شاهچراغ(ع) نیز گذشت، شخصیتی که در بین مردم بسیار مورد احترام و اکرام بود و دارای کرامات و مقامات ارجمندی بود ولی بعد از فوت پدر بر فراز منبر رفت و بیعت و اطاعت خویش را از امام رضا(ع) به اطلاع همگان رسانید.

,

توقف در نیشابور؛

, توقف در نیشابور؛, توقف در نیشابور؛,

شهر قلمدانهای مرصّع و انشاء حدیث سلسله الذَّهب؛ صاحب کتاب «شمس الضحی» به روایت برخی از کُتب اهل سنت، ورود حضرت رضا(ع) را به نیشابور چنین بیان می کند که دو نفر از حافظان احادیث نبوی(ص) نزدیک به آن حضرت شدند و ضمن توصیف و تکریم ایشان عرض کردند؛ به حق آباء طیِّبین و گُذشتگان گرامی خود چهره مبارک‌تان را به ما نشان دهید و حدیثی را از پدران و جد بزرگوارتان برایمان بیان کنید.

,

به خواهش آن دو نفر حضرت(ع) شتر را نگه داشت و چشمان مسلمین به طلعت مبارک ایشان روشن شد، همگان مجذوب آن محبوب عالم بودند تا روز به نصف خود رسید. مردم می گریستند و در حال انقلاب بودند تا این که آنها را به زحمت ساکت کردند و سپس آن حضرت(ع) حدیث شریف سلسله الذَّهَب را بیان فرمود در حالیکه بیست و چهار هزار نویسنده این حدیث را نوشتند، فرمود،؛ «حدیث کرد مرا پدرم حضرت موسی بن جعفر(ع) و او حدیث کرد از پدرانش(یک به یک ائمه اطهار(ع) را شُمرد تا حضرت رسول (ص))، مرا جبرئیل که او گفت شنیدم از حضرت ربّ العّزه سُبحانه و تعالی فرمود؛ «کلمه  لا إله الّا الله حِصنی فّمّنْ دَخَلَ حِصنی أّمنَ مِنْ عَذابی صَدَقَ الله سُبحانه وَ صَدَقَ رسولُ الله (ص) و الائمه (ع)» در کتاب امالی مرحوم شیخ صدوق(ره) آورده است که چون مرکب حضرت به راه افتاد، امام(ع) بلند ندا داد که «بشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها (۷)

,

قبول مشروط ولایتعهدی مأمون؛

, قبول مشروط ولایتعهدی مأمون؛, قبول مشروط ولایتعهدی مأمون؛,

مرحوم کلینی(ره) در کتاب شریف کافی به نقل از یاسر خادم و ربان بن صَلْت چنین می فرماید که وقتی امین پسر هارون درگذشت و امر خلافت برای مامون مستقر شد، نامه‌ای به امام رضا(ع) نوشت و آن حضرت را به خراسان طلبید. امام رضا(ع) به دلایلی تمسک می فرمود و عذر می خواست.

,

مأمون پیوسته به آن حضرت نامه می نوشت تا آن حضرت(ع) دانست که چاره‌ای ندارد و او دست بردار نیست لذا از مدینه بیرون شد و ابوجعفر امام نهم(ع) هفت ساله بودند مامون به حضرت نوشت؛ «راه کوهستان و قم را در پیش نگیر، بلکه از راه بصره و اهواز و فارس بیا (شاید مقصودش این بود که آن حضرت از راهی بیاید که شیعیان کمتر باشند و از ناراحتی امام(ع) آگاه نشوند تا آن که به مرو رسید.

,

مأمون به حضرت عرضه داشت که امر خلافت را به عهده بگیرد ولی امام رضا(ع) خودداری کرد، مأمون گفت؛ « پس باید ولایتعهدی را بپذیری، امام(ع) فرمود؛ « می‌پذیرم با شروطی که از تو می‌خواهم».

,

مأمون گفت؛ « هر چه خواهی  بخواه»، امام رضا (ع) نوشت؛ « من در أمر ولایتعهدی وارد می شوم به شرط آن که أمر و نهی نکنم، فتوا و حکم ندهم، نصب و عزل نکنم و هیچ أمری (سنت) را که پا برجاست دگرگونش نسازم و از همه این امور مرا معاف داری)، مأمون همه آن شروط را پذیرفت.(۸)

,


منابع و مآخذ:

,
,

۱)منتهی الآمال / ج ۲/ ص  ۴۵۵ /شیخ عباس قمی (ره)/چاپ هشتم تابستان ۷۴ /مؤسسه انتشارات هجرت

,

۲) چشمه های معرفت / سید محمد رضا طباطبایی نسب / چاپ اول  پاییز ۸۴ / مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی نورالائمه (ع) / ص ۳۷۱  

,

۳) معراج السعاده / ملا احمد نراقی (ره) / چاپ اول تابستان ۸۵ / مؤسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبّت / ص ۶۵۲

,

۴) شرح چهل حدیث/ امام خمینی (ره) / چاپ پنجم زمستان ۷۳ / مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) / ص ۲۱۷ 

,

۵) قرآن کریم /سوره یوسف (ع) / آیه ۱۵

,

۶) چشمه های معرفت / همان /ص ۳۸۱

,

۷) شمس الضحی فی مناقب النبی و الائمه الهدی (ع) / سید مرتضی مرعشی نجفی (ره) / چاپ اول زمستان  ۸۹ /انتشارات کیش مهر/ص  ۶۸۵

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه