آدمهایی در دوراهی تعصب و حقیقت؛
که راست میگوید و حق با کیست؟
قبول کنیم که گاه عقل و اندیشه خودمان به خوبی تشخیص میدهد که چه ادعایی درست و چه ادعایی نمیتواند از اعتبار حقیقت برخوردار باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، دنیای عجیب و غریب و البته درهم برهمیست! هرکسی بسختی در تلاش است تا حرف و ادعای خود را به هر نحو ممکن که شده به کرسی نشانده و از آن بهره های مورد نظرش را بردارد. این قضیه چیزی نیست که جدیدا دنیای ما را درگیر خود کرده باشد، از ازل آفرینش بشر بوده و تا دنیا دنیاست همواره در جریان خواهد بود اما روزا شکل و روش های جدید تر، رنگارنگ تر و جذابتر بخود گرفته است. بله مشخصا منظورم انواع تبلیغات و روش های خلاقانه آن است. اقتصاد و فرهنگ و سیاست نیز یقینا از این پدیده بدور نبوده و اصلا می توان گفت گاهی از ارکان اصلی برخی از آنان مثل اقتصاد و فعالیت های بازاریابی، فروش محصولات و کسب سود بیشتر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,درست است که اقتصاد امروزه بر همه ابعاد زندگی بشر سایه افکنده و زندگی بشریت را در اقصی نقاط جهان تحت تاثیر خود قرار داده است، اما هستند انسان هایی که هنوز اعتقاد و فکر و اندیشه را برتر و بالاتر از معیشت و اقتصاد زندگی بشری می دانند. هستند کسانی که هر حرفی را نمی توانند براحتی بخود بقبولانند حتی اگر با قبولش سود سرشاری نصیبشان گردد! این مسائل و مباحث در زمینه های سیاسی، فرهنگی، دینی مذهبی و اجتماعی قابل مشاهده است. که از همه مهمتر اعتقادات و اندیشه های زندگی اجتماعی انسانی است.
,گروه و عده ای اعتقادات خود را برحق می دانند و ضوابط و مقررات آنها را برنامه درست زندگی بشر که منجر به سعادت بشری می شود را به دیگران اعلام و گاه به ضرب و زور دیکته میکنند چرا که منافعی برایشان دارد حال چه مادی بوده باشد و چه معنوی. در گذشته و در دوران مصر باستان کاهنان معابد و یا اعمال زور کشیشان مذهبی در دوران قرون وسطی شاهدی تاریخی بر این ادعاست.
,البته اگر نخواهیم همه چیز را سیاه و مغشوش ببینیم باید بگوییم که ممکن است منابع عقایدی که از طرف آنان به دیگران دیکته می شود الهی بوده و در اصل بسیار هم راهگشا باشند اما در روند عملی ساختنشان به دلیل تفسیر و تأویل های شخصی مفسرین دینی و مذهبی (مصداقا کشیشان مسیحی قرون وسطی) دچار تحریقات فاحش گردند. و در این زمان است که ظلم و ستمهای عده ای صاحب قدرت و ثروت توده های مردم را در بر گرفته و زندگی را تلخ تر و تلختر می نمایند.
,توده هایی از مردم بدلیل عدم تفکر صحیح و عمیق و البته منطقی، ادعاهای اندیشمندان (سیاسی، مذهبی و ...) را با هر مبانی فکری، براحتی قبول می نمایند و گاه قضیه فاجعه بارتر از این حرفهاست که سرنوشتی (مذلت بار) را که در نتیجه یک سلسه افکار و اعتقادات بدان دچار شده اند حاصل جبر روزگار می پندارند و هیچ تلاشی برای بدست آوردن آزادی و رفاه نمی کنند!
,چه زیباست این سخن خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم که : «خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند مگر که خودشان بخواهند . پرواضح است وقتی ما خود برای خود کاری نکنیم مجبوریم به دستورالعملهایی عمل کنیم که برایمان دیکته می کنند گردن نهیم. این نه بمعنی آن است که دچار نوعی استبداد و خودکامگی در اندیشه دچار شویم و بهیچ عنوان گفته های اندیشمندان و متفکرین دیگر را متعصبانه رد کنیم بلکه سخن این است که بنظر می رسد بهتر است قبل از قبول و بکار بستن هر اندیشه و طرز تفکری، آن را موشکافانه در بوته نقد عقل و منطق قرار داده و با ابزارها و معیارهای عقل ذاتی که ریشه ای الهی دارد، بسنجیم.
,چه خوب است بدور از هرگونه تعصب کور و جهت گیری های سیاسی و پذیرش جبر فکری، با ذهن و اندیشه ای که آزادی از خصوصیات ذاتی به ودیعه نهاده شده از سوی خداوند درآن است، به مسائل و مباحثی که مطرح می گردند، بیندیشیم و راه درست که راهی جز حق و حقیقت نیست را برگزینیم. آدمی به آزادی و آزادگی خویش است که صفت الوهیت و انسانیت را به یدک می کشد و الا انسان غیر آزاد هیچ تفاوتی با حیوانات ندارد که هیچ اختیاری از خود ندارند باشد کمی بیندیشیم.
]
ارسال دیدگاه