به مناسبت 17 مرداد؛ روز خبرنگار
تلخیهای یک شغل شیرین
فقط باید خبرنگار باشی تا خبرنگار را بفهمی، اگر بخواهیم مثالی از وضعیت بسیاری از خبرنگاران بنویسیم شاید شبیهترین مثال را بتوان همان ازجانگذشتگانی دانست که در تاریخ کشور سنگر سازان بی سنگر نام گرفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، فقط باید خبرنگار باشی تا خبرنگار را بفهمی، اگر بخواهیم مثالی از وضعیت بسیاری از خبرنگاران بنویسیم شاید شبیهترین مثال را بتوان همان ازجانگذشتگانی دانست که در تاریخ کشور سنگر سازان بی سنگر نام گرفتند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,بااینکه به نظر نگارنده خبرنگار و شغل مقدس خبرنگاری چیزی نیست که بتوان نامش را در یک روز و یک هفته محدود کرد اما همینکه باوجود همه مشکلاتی که عاشقان این حرفه دارند روز 17 مردادماه به برکت خون یکی از بهترین بندگان خدا به نام روز خبرنگار نامگرفته را غنیمت شمرده و چند کلامی را همکلام میشویم با تلاشگران عرصه خبر و رسانه تا شاید که این گفتنها و شنیدنها مرهمی باشد بر دردهایی که سالهاست دل دلدادگان به مردم را به درد میآورد و مرهمی هم برای آن یافت نشود.
,شاید بارها شنیده باشید که فلان شغل عشق است و فقط عاشقی میخواهد و این حرف آنقدر تکرار شده باشد که گاهی آن را غلو و متعارفی متعارف بدانیم اما بیشک این گفته در حرفه خبرنگاری مصداقی واقعی و کاملاً عینی دارد.
,نوشتن از درد مردم اگر عاشقی نباشد پس چه میتوان نامیدش که خودت درد نداشتن داشته باشی و از درد مردم بنویسی، فرزند بیماری داشته باشی و درآمدی ناچیز و حق و التحریری اما بازهم سنگ نداشته های هموطنانت را به سینه بزنی؛ نگران بینانی دیگران باشی و غصه حاشیهنشینان شهرت را بخوری و نان خودت به آجر بزند!
,خبرنگاری اگر عشق نباشد چه میتواند باشد که سالها تلاشت فقط با یک اخم فلان مدیری که منتقدش بودی نابود شود و تو بشوی مشکل اصلی و اصلیترین مشکل هم چنان پابرجا بماند.
,یکی تو را مزدور مینامند و آنیکی بیسواد، دیگری زور بازویش را به رخت میکشد و آنیکی تهدیدت میکند به آب خنک خوردن و آندیگری هم بعدش صدایی سنگین و غیر معمول تهمت قلم فروش بودن را نثارت میکند.
,چه بسیار هستند خبرنگارانی که سالهاست به بهانه همین روز خبرنگار درد نداشتن بیمه را فریاد میزنند و آبی از آب تکان نمیخورد؛ و چه بسیارند پدرانی خبرنگار نام که از درد مردم مینویسند و هنگام درد فرزندشان نمیدانند جز خدای خویش به کدام حمایت دلخوش کنند.
,خبرنگاری شغل نیست عشق است که اگر نبود کدام خبرنگار میتوانست زحمت دویدنهای شبانه و روزانه، گرما و سرما، از مدیران خوردن و از دبیران شنیدنها و دهها ریزودرشت دیگر را ببیند و بشنود و همچنان قلم را انتخاب کند برای عشقورزی به مردم و معبود خویش.
,خبرنگار بودن دلی فراخ میخواهد و عشقی تمامنشدنی، شاید برای همین باشد که آغاز این شغل مقدس همیشه آسانتر از ماندن و ادامه دادن آن بوده است.
,نوشتن برای خبرنگار و خبرنگاران هم کار آسانی نیست حتی اگر خودت همسالها افتخار خوردن مهر خبرنگاری را در دفتر زندگی است داشته باشی، پس سخن به اطاله نمی گویم: همکار گرامی روزت مبارک.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه