نقدی بر سلفی اندازهای مجلس
حوادثی از قبیل حادثه میدان کاج،آتش سوزی ساختمان پلاسکو،سیل شمال و آتش سوزی در برخورد قطارها و بسیاری از حوادث ،تصادفات و نزاع ها و صحنه های دلخراش ،متاسفانه با ازدحام انبوه جمعیت که نه برای کمک و بلکه برای ثبت این لحظه های دردناک از دریچه دوربین و عموماً بصورت عکس های سلفی هجوم آورده اند و غالباً باعث کندی و اختلال در امداد رسانی نیز می شوند از این دست حوادث تاسف بار شناخته می شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان؛ آموزش مهم است، چه اگر آموزش هنر عکاسی و لذت بردن دیدگان شمار زیادی انسانها از یک منظره و چشم انداز زیبا باشد و یا آموزش عکس نگرفتن سلفی همین افراد در بحران هایی که بجای هنرنمایی با دوربین ،کمک به آدمها بیشتر ضرورت دارد و به چشم می آید.
حوادثی از قبیل حادثه میدان کاج،آتش سوزی ساختمان پلاسکو،سیل شمال و آتش سوزی در برخورد قطارها و بسیاری از حوادث ،تصادفات و نزاع ها و صحنه های دلخراش ،متاسفانه با ازدحام انبوه جمعیت که نه برای کمک و بلکه برای ثبت این لحظه های دردناک از دریچه دوربین و عموماً بصورت عکس های سلفی هجوم آورده اند و غالباً باعث کندی و اختلال در امداد رسانی نیز می شوند از این دست حوادث تاسف بار شناخته می شوند.
در مواجه با این پدیده ضد اخلاقی سوال اصلی این است؟
آیا فرهنگ رفتاری مردمان ما در تقابل با پدیده ها دچار بحران شده است؟
با پاسخ یکی از نمایندگان کمیسون اجتماعی مجلس به استقبال این پرسش عمومی می رویم که اتفاقاً این روزها ذهن و فکر نه تنها فعالان مدنی و حتی عموم مردم کوچه و بازار را به خود مشغول کرده است.
در فروردین ماه سال جاری روزنامه ها به نقل از خانه ملت، نوشتند:
روح الله بابایی صالح نماینده مجلس و عضوء هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی درباره سلفی گرفتن در شرایط بحرانی با بیان اینکه سلفی گرفتن در دل بحران نتیجه ضعف عملکرد دستگاه های فرهنگی است، گفت: حقیقت آن است که سلفی گرفتن در شرایط بحرانی باید پس از حادثه پلاسکو درست عبرتی برای افراد و جامعه می شد.
پاسخ روشن این نماینده متولی و عضوء کمیسیون مرتبط با موضوع به روشنی از وجود بحران در این شرایط و عملکرد ضعیف دستگاههای متولی در فرهنگ برخورد با بحران است.
روحیه عدم همکاری در شرایط حادثه و صرفاً اقدام به فیلمبرداری و عکس سلفی نتیجه کم کاری کدام نهاد متولی در نزدیک به چهار دهه کار فرهنگی است؟ پر واضح است که اگر روزانه نگاهی اجمالی به رسانه های نوشتاری و دیداری بیندازیم ،گسترش خشونت رفتاری را در حوادث روزانه اطلاع رسانی شده می توان دید و شنید و تاسف خورد.
ریشه این خشونت ها که متاسفانه از تجاوز و قتل دخترک هفت ساله تا نزاع های دسته جمعی با بیل و کلنگ و اسلحه گرم و به رگبار بستن همرزمان یک سرباز در پادگان را رقم می زند،در عدم توجه به فرهنگ اصیل ایرانی و پرورش یک فرهنگ شترمرغی در کشور است.
فرهنگ شترمرغی که مابین مدرنیته و سنت گیر کرده است، در ظاهر از معنویات و حسنات می گوید و در باطن کیسه برای بیت المال دوخته است، هر روز ابعاد تازه ای از اختلاس و سوء استفاده از منابع ملی و عمومی آن فاش می شود و تذویر و ریا و اشک تمساح در آن بیداد می کند، فرهنگی که تصویر آن در بیرون و اندرون خانه نه تنها متفاوت بلکه متضاد است.
پرداختن به ابعاد تاریک و روشن و پنهان و کور این پدیده شوم از الگوی دریچه رفتارشناسی [جو- هری] ضرورتی است که باید روانشناسان به آن بپردازند و راه حل مناسب برخورد و مقابله و تعدیل این رفتارها را با آن شبیه سازی و پیاده کنند.
در فرهنگی که بر مبنای تعالی انسان اجتماعی شکل گرفته است و "بنی آدم اعضای یکدیگرند"،شعار اساسی آن است،چگونه است که شرایطی پیش می آید که هر عضوء پس از سالها تاکید بر اتحاد، ساز خود را می زند؟
وجود بحران رفتاری در حوزه فرهنگ یک واقعیت انکارناپذیر و بسیار جدی است که از لایه های پایین اجتماع به لایه های بالا و فرهیخته آن خزیده است بطوریکه در رفتار اخیر تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که عصاره فضیلت مردم شناخته می شوند،در قالب سر و دست شکستن و ذوق زدگی برای گرفتن یک عکس سلفی با خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اروپا نمود پیدا کرده است ،عکسی که از آن در رسانه های داخلی با عنوان "سلفی حقارت" یاد شده است.
گریزی دوباره به سخنان فروردین ماه همین نماینده مجلس می زنیم که این عضو هیات رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی ، با بیان اینکه برخی فرهنگ استفاده درست از موبایل و تکنولوژی را ندارند،تاکید کرد: نهادینه شدن استفاده درست از فناوری و تکنولوژی مستلزم فرهنگ سازی از سوی دستگاه های فرهنگی است.
و متاسفانه تنها باید گفت: وای به روزی که بگندد نمک....
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ماردین سید احمدی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه