طنزنامه بلاغ

خشم فرمانده

خشم فرمانده
فرمانده اسحاق پشت میز؛ روی صندلی خود نشسته و با ماشین حساب در حال محاسبۀ سن افراد پادگان خود؛ برای شبیخون به اردوگاه دشمنان ناقلا و پیمان‌شکن است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از بلاغ، ساعت 9 و 45 دقیقۀ صبح/ دفتر فرماندهی پادگان:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, بلاغ,

فرمانده اسحاق پشت میز؛ روی صندلی خود نشسته و با ماشین حساب در حال محاسبۀ سن افراد پادگان خود؛ برای شبیخون به اردوگاه دشمنان ناقلا و پیمان‌شکن است.

وی در همان حال زیر لب زمزمه می‌کند: با این سرباز آذری جهرمی؛ کلی سن سربازان پادگان کشید پایین، سپس لبخندی از رضایت بر لبانش نشانده و نسکافه اش را تا ته سر می‌کشد.

ساعت 9 و 55 دقیقۀ صبح/ محوطۀ پادگان:

سرباز قاضی‌زاده در حالی که برای همرزمانش قوپی می‌آید و قمپُز در می‌کند، می‌گوید: هر کسی به من رای اعتماد ندهد، بی‌شعور است!

سرباز وظیفه علوی، در حال پردازش اطلاعات در ذهن خود، همزمان به نرخ روز افزون پیاز و عدم توانایی خود برای کنترل قیمت این کالای استراتژیک فکر می‌کند و می‌گوید: من که سید هستم، تازه از قیمت هر چیزی هم خبر دارم، حتماً رای اعتماد می‌گیرم.

سرباز بیژن زنگنه که هوس نان کنجدی کرده و به فکر بستن قرارداد تأمین نان کنجدی پادگان است؛ به صورت هم‌قطاران دلاور خود نگاهی معنادار کرده و می‌گوید: شما هنوز رای اعتماد نگرفته‌اید، ما که کارمان را شروع کردیم.

سرباز وظیفه عباس آخوندی در حالی که دستمال یزدی خود را در سطل آب فرو برده و آنرا چلانده؛ دوباره مشغول تمیز کردن جیپ نوی فرانسوی می‌شود و می‌گوید: نماینده‌ای که به من رأی اعتماد ندهد، یک جو عقل در سرش نیست، سپس با عصبانیت؛ سطل آب را روی سر سرباز وظیفه عراقچی خالی می‌کند.

سرباز وظیفه آخوندی به سرباز وظیفه عراقچی در حالی که با آستینش آب کثیف را از روی صورتش پاک می‌کند می‌گوید: خیس شدی؟

سرباز وظیفه عراقچی به لباس خود نگاهی می‌اندازد و می‌گوید: نه هنوز تا خیس شدن فاحش فاصله دارم.

ارشد سرباز ظریف در حالی که با چسب نواری بی‌رنگ، چند ورقه پاره شده را به هم می‌چسباند گفت: عه عه، روح و جسم برجام نقض شده، حالا شما خیسش هم کردید؛ الان دشمن فکر می‌کند که خیس شدنش از طرف ماست و ما را تحریم دوباره می‌کند، ننگ بر شما دو تا عباس.

سرباز وظیفه نوبخت، موهای خود را با شانۀ کوچک جیبی چتری شانه زد و گفت: البته منظور عباس آخوندی خنک کردن عباس عراقچی بود، حالا این دو تا قطرۀ آب که نقض برجام نیست، تا کسی نفهمیده با سشوار خشکش می‌کنیم.

ساعت 10 صبح/ سخنرانی فرماندۀ پادگان

فرمانده اسحاق؛ سربازان خود را به خط کرده و به آنها می‌گوید: سربازان دلیر من، اینک که سن و سال شما کمتر شده، قصد داریم با چابکی تمام در عملیاتی با طراحی من به نام "خشم فرمانده" به دشمن شبیخون اقتصادی بزنیم، البته باید این شبیخون یواش باشد تا دشمن دردش نگیرد.

هر کسی هم که توانست یک چک به دشمن بزند؛ یک سال مرخصی تشویقی دارد، البته وِشگون هم قبول است.

سربازان دلیر پادگان دولت با فریادهای دشمن‌شکن خود، از همان اولش لرزه برتن دشمن انداختند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه