یادداشت/

نگاهی به علف های هرز مدیریت شهری

نگاهی به علف های هرز مدیریت شهری
وضعیت مدیریت_شهری ما دقیقاً مانند پیاده روی در پیاده روهایی ست که در آن علفهای هرز روییده باشد! ناگفته پیداست قدم زدن در چنین مسیری چه دشواری هابی که می تواند داشته باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از عصرزنجان، داشتن دغدغه ی مشکلات عمومی مردم و زندگی_اجتماعی، برای من و امثال من عادتی شده غیر قابل کنار گذاشتن و حتی سرکوب شدن! پیاده روی های روزانه در شهر و البته نه همه ی آن، این فرصت طلایی را ایجاد می‌کند تا به شکلی عمیق تر و اساسی به مجموعه ی زندگی در فضایی با ساختار شهری چون زنجان و با همه ی ریزو درشت ها و داشته و نداشته های اش توجه و فکر کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصرزنجان,

از جمله توجه به این موضوع که زندگی در شهرهای امروزی بدون فضای سبز و توسعه و حفظ و نگهداری روزانه ی آن اگر غیر ممکن نباشد بدون شک مرگ تدریجی همه ی زیبایی های انسانی خواهد بود.

,

بنابراین می توان نتیجه گرفت که زندگی در کلانشهرها باید و نبایدهای دارد که بیشترین بار آن بر دوش شهرداری هاست. اگر از این موضوع که زنجان را نیز آیا می توان در لیست چنین شهرهایی قرار داد یا نه، بگذریم اما نمی توان مشکل ها و مصیبت های زندگی در شهری با قواره هایی چون زنجان را نادیده گرفت. ضمن این که یادداشت قرار نیست همه ی تلاش و زحمت های به انجام رسیده در شهرداری ها را  نادیده بگیرد.

,

به هر حال پوشیده نیست که شهرداری ست و  و هزاران مشکل ریز و درشتی و معمولی و غیر معمول که  و باید همه در کانون توجه باشند. با این حال می توان و باید این میزان از کم و کاستی های آن را با نگاه به توان و نیروی آن ها و واقعیت های مدیریتی اش سنجید. اما این سنجش، مخاطب را به این نتیجه می رساند که نیاز یا نیازهای زندگی در اندازه های شهری چون زنجان پاسخ مناسبی دریافت نکرده و اگر بنا باشد برای این ناکافی بودن تلاش ها، دلایل و علل قانع کننده آورده شود، می توان آن را با شاخص های حداقلی زندگی در چنین شهرهایی مقایسه کرد. این مقایسه مارا به نتیجه هایی ناخوش آیند می رساند که مهمترین و اساسی ترین شان از دید عمومی بر می‌گردد به  میزان اختیار و اعتبار و به زبان عامیانه تر، عٌرضه با عین ضمًه دار!

,

متاسفانه باید اعتراف کرد که در حال  حاضر نگاه عمومی به توسعه ی شهری، لبریز از نارضایتی و تا حد بسیاری ناامیدی ست. این موضوع را می توان به راحتی در قناعت و ابراز خرسندی آنان از مشاهده ی پروژه های عمرانی ساده ای مانند آسفالت ریزی یا جدول کاری و حتی توجه به فضای_سبز مشاهده کرد.  این تاسف در نتیجه وقتی دو چندان می شود که بدانیم عموم مردم اطلاع کافی از لزوم توجه به زیر ساخت های پر اهمیت برای زندگی شهری ندارند و آن را می توان در بی توجهی آنان به بدیهی ترین مسایل همچون فاضلاب_شهری و حتی #حمل_و_نقل_عمومی مشاهده کرد.

,

اولین نتیجه از دریافت چنین نگاهی از سوی مردم نیازی ست اورژانسی به موضوع آموزش و رساندن افکار_عمومی به سطحی از برنامه ریزی مدرن و هدفمند و همراه کردن آن ها در اجرا و عملیاتی کردن شان که خود نیازمند همت و اراده ای ست بنیانی در سطح اول مدیریت ارشد و در تمام سطوح.

,

این آموزش را می توان در گستره ای وسیع از آموزش_و_پرورش و کودکان و مجریانی عملیاتی مانند پاکبانانی که مسئولیت آبیاری فضای سبز شهری را بر عهده دارند تا حتی مدیران میانی به بالا تعمیم داد.

,

با مطالعه ی دوباره ی این یادداشت شاید باید به یک ناامیدی مطلق در ترسیم چشم اندازی روشن رسید! همه ی داده های موجود در این نوشتار، هر شهروند مسئولیت پذیر و دارای دغدغه های اشاره شده را به نتایجی ناخوش آیند می رساند. اما بدون شک هر پیروزی و موفقیت و رسیدن به آرزوهای بزرگ از نقطه ای گاه حتی صفر آغاز شده و به دست آوردنشان در سایه ی مدیریت صحیح و علمی و جلب مشارکت حداکثری در تمام رده های شهروندی شدنی بوده است.می توان مثال های فراوانی برای این امیدواری ذکرکرد.

,

نگاه به نمونه های مشابه در ایران و جهان و توجه به تجربه های موفق و دوری از هر گونه بن بست های « نمی شود » و « نمی توانیم »، هر غیر ممکنی را ممکن می‌کند. کافی ست به شکل جدی به داشته های موجود نگاه کرد و از فرصت و نیرو سوزی های متاسفانه عادی شده دوری و حتی مقابله کرد. بدیهی ترین شکل رسیدن به هر آرزویی توجه جدی به توانمندی هایی ست که وجود دارد ... البته پیش از آن که خیلی دیر شود!

,

یادداشت: سعیدمالکی

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه