کابینه احساساتی/طنزنامه بلاغ
ما ناگهان با سیل عظیم فرزندان بیکار و مظلوم مدیران روبرو شدیم و دیدیم که ظالمانه است که کاری دستشان ندهیم، بالاخره اینها هم باید یک نان حلالی بخورند، همهاش نمیشود که دنبال زد و بند باشند و از پدرانشان کمک بخواهند، آمد این پدرشان مُرد؛ آنوقت این یتیمها چه کنند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از بلاغ، یکی به نمایندگی از دولت خیلی درگوشی و محرمانه به ما گفت: ما در دولت قبل که خودمان بودیم اولویت مُولویت سرمان نمیشد، همینجوری چَپَندَر قیچی وار کار میکردیم، اما در این دولت یعنی دولت دوازدهم که باز هم خودمان هستیم مبارزه با بیکاری و ایجاد اشتغال و فقرزدایی را در اولویت قرار دادیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,این یکی ادامه داد: حال چرا ما اولویتبندی کردیم و به اولویتها توجه میکنیم، چون دیدیم دیگر توافق موافق که نمیخواهیم، برجام هم هست که عینه قارچ سمی هر روز بزرگتر میشود، گفتیم سرمان را به کاری گرم کنیم تا حوصلهمان سر نرود.
یکیه دولتی افزود: ما ناگهان با سیل عظیم فرزندان بیکار و مظلوم مدیران روبرو شدیم و دیدیم که ظالمانه است که کاری دستشان ندهیم، بالاخره اینها هم باید یک نان حلالی بخورند، همهاش نمیشود که دنبال زد و بند باشند و از پدرانشان کمک بخواهند، آمد این پدرشان مُرد؛ آنوقت این یتیمها چه کنند؟
گفتیم بیایید یکی دو سه چهاردهتایتان مشاور بشوید، یک ده پونزده نفرتان شهردار، یک چهل پنجاه نفرتان بروید معاون چند سازمان بشوید و یک صد تایی هم بروید مدیرعامل بشوید.
یکی یک لیوان آب خورد و ادامه داد: همۀ این استخدامها با برنامه و هدفمند و به منظور کم کردن بیکاران از جامعه صورت گرفته است.
رئیسجمهور به عنوان اولین درخواستش از ما خواست که همۀ وزرا اشتغالآفرینی کنند، ما که نمیتوانستیم روی ایشان را زمین بیندازیم.
یکی به نمایندگی از دولت؛ یک مقدار کمی نفس تازه کرد و گفت: چهرۀ خوبی نداشت که در دنیا حرف رئیسجمهورمان روی زمین بماند، دنیا چه میگفت، ما را هووو نمیکردند؟؟
رئیسجمهور بغض کرده بود و با ما صحبت میکرد؛ یکسری از وزرا آنقدر در آن جلسه گریه کردند و توی دستمال کاغذیها فین فین کردند که دماغشان زخم شد، یکی از وزیران که نامش را هرگز فاش نمیکنیم آنقدر به صورتش چنگ زد که مجبور شدیم دستانش را به صندلی ببندیم.
یک وزیر دیگر هم که آنقدر مویه کرد و موی خود را پریشان کرد ما دلمان ریش شد.
البته ما تذکر دادیم به که حالا انقدر احساساتی شدن و فین محکم کردن هم خوب نیست، یک کمی کمتر احساس مسئولیت کنید.
یکی ادامه داد: ما مجبور شدیم در همان جلسه به یک وزیر دیگر آب قند بدهیم تا فشارش تنظیم شود.
آخرش هم از وزرا خواستیم زیاد روی مسائل کاریشان و حتی حرفهای رئیسجمهور حساس نباشند، همینجوری مثلِ نعمتزاده کار کنند هم کفایت میکند.
یکی به نمایندگی از دولت در آخر تاکید کرد: مردم هم راضی نیستند که وزرا انقدر خودشان را برای مسائل مسخرهای چون تورم و بیکاری و ازدواج و مسکن و وام و... آزار دهند.
بالاخره مردم یکجوری زندگی میکنند و اوضاعشان هم خوب است از گرسنگی هم نمیمیرند، مسئله مردم یک کابینۀ قوی است نه یک کابینۀ احساساتی!
کاش وزرا هم بفهمند و انقدر کار نکنند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه