در روزهایی که “من” ها بر “ما” ارجحیت یافته اند و هرکسی در پی نفع شخصی خویش است و بخشش و مهربانی و گذشت روز به روز در حال رنگ باختن و فراموشی است، گاهی کورسوهای امیدی در نقاطی از سرزمینمان می درخشند تا همچنان امید داشته باشیم به حیات کم جان انسانیت…
اینبار مردمان مرزی ترین نقطه در شمالغرب کشورمان بی قرار شدند از به درد آمدن عضوی از پیکرشان و با همتی جمعی معنای نوع دوستی را ترجمه کردند.
میرمحمود موسوی جوانی اهل شهرستان جلفا ساکن تهران در حادثه ی تصادفی به دلیل بی احتیاطی منجر به فوت یک فرد می گردد.
وی محکوم به پرداخت دیه کامل می شود و به دلیل عدم بیمه ماشین و توان پرداخت دیه، به زندان می افتد.
میر محمود نادم از بی احتیاطی خود در گوشه زندان ناامید چشم بر ادامه زندگی اش می بندد اما همشهریانش با غیرت آذری خود بی تفاوت نمی نشینند و بر خدا توکل کرده، پای در میدان می گذارند برای فراهم کردن دیه.
آنان این خبر را در فضای مجازی منتشر می کنند و دست یاری می طلبند برای نجات یک انسان.
پس از گذشت دو ماه و تلاش چندنفر از خیرین در راس این اقدام و با بذل محبت تک تک همشهریان، هرکدام به اندازه توان و وسع خود، مبلغ مورد نیاز برای پرداخت دیه فراهم شده و میرمحمود از زندان آزاد می شود.
و حالا میرمحمود طعم خوش زندگی دوباره را به لطف مهربانی و نوع دوستی همشهریانش تجربه می کند و انسانیت تنها گوهریست که باقی می ماند.
ارسال دیدگاه