درست بفهمیم تا غلط موضع نگیریم

راز میانمار!

راز میانمار!
اگر بازی کلان ابرقدرت های جهانی و جنگ قدرتی که امروز محل منازعه آن در میانمار و منطقه آراکان انتخاب شده است بخوبی فهم نشود، ممکن است ابراز احساسات خالصانه، آبی باشد در آسیاب طراحان اصلی این بازی بزرگ در منطقه شرق آسیا.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از مرصاد، علی نادری نوشت: انتشار تصاویر دردناک از کشتار و کوچ اجباری قوم مسلمان روهینگیا از میانمار به کشور بنگلادش احساسات را جریحه دار کرده است، ندای حق طلبان را بلند کرده و حتی کار را به پیشنهاد حضور نظامی و تشکیل «سپاه محمد (ص) » کشانده است. اما اگر بازی کلان ابرقدرت های جهانی و جنگ قدرتی که امروز محل منازعه آن در میانمار و منطقه آراکان انتخاب شده است بخوبی فهم نشود، ممکن است همین ابراز احساسات خالصانه، آبی باشد در آسیاب طراحان اصلی این بازی بزرگ در منطقه شرق آسیا.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرصاد,


کشور میانمار از سال 1960 به عنوان یکی از مناطق محل نزاع ژئوپولتیک امریکا و چین محسوب می شود. وجود تنگه «مالاکا» که به نوعی اقیانوس هند و اقیانوس آرام را به هم متصل می کند و بعد از تنگه هرمز بزرگترین آبراه انتقال انرژی دنیا (روزانه 12 میلیون بشکه نفت)، هم مرز بودن با بخش غربی چین و وجود منابع قابل ملاحظه گاز و نفت در منطقه «آراکان» همواره امریکا و غرب را تحریک کرده تا جای پای قابل ملاحظه ای در این منطقه داشته باشد تا اهرم فشارش بر روی رقیب اصلی را هر چه قویتر و پر زور تر کند.

,
,

این را بگذارید کنار آخرین اظهارنظر استیو بَنِن؛ مغز متفکر و استراتژیست اصلی کمپین انتخاباتی و دولت ترامپ که همزمان با برکناری اعلام کرد در 15 سال آینده یا چین ابرقدرت جهان خواهد بود یا امریکا. راهبرد جدید سیاست خارجی که امریکا از اواخر دولت اوباما با نگاه به شرق و پایان مناقشات در خاورمیانه شکل گرفت نیز ماجرا را جالب تر می کند. تقریبا مناقشه در خاورمیانه در حال پایان است و به قول کسینجر امپراطوری ایران در صورت پیروزی بر  داعش در حال شکل گیری و شاید همین راز تکاپوی عجیب سعودی برای جا نماندن از رقابت در نظم نوین خاورمیانه ای بدون امریکا.

,

حالا نوبت شرق است و مشغولیت سازی برای چین! می خواهد ماجرای کره شمالی باشد یا ماجرای میانمار. چین از سال های دور تلاش داشته تا حاکمیت میانمار را در تحت نفوذ خود داشته باشد. دولت میانمار هم به سبک رایج دولت های بلوک شرقی، تحت تسلط ارتش است و مناسبات درونی و زیرپوستی ارتش به عنوان قدرت اصلی با چین مناسباتی دیرینه و مبتنی بر تعامل و همکاری.

,

امریکا بیش از 20 سال است که شیوه مرسوم «حقوق بشری» و نفوذ نرم را برای رخنه در این ساختار طراحی و پیگیری کرده است. مجری پروژه خانم آنگ سان سوچی  است که 20 سال فعالیت حقوق بشری همراه با حمایت غربش در 2012 نهایتا به جایزه صلح نوبل و در اختیار گرفتن دولت (و نه حاکمیت) میانمار منتهی شد.

,

چین سرمایه گذاری عظیمی در بخش آرکان انجام داده است. سدهای بزرگ و خط لوله مهمی که انرژی غرب این کشور را قرار است تامین کند، درگیری در منطقه قطعا منافع بلند مدت چین را برهم خواهد زد و از سویی بهانه دخالت خارجی در میانمار را بیش از پیش فراهم خواهد کرد تا به این واسطه سوچی بتواند سهم خود را ازقدرت در داخل میانمار بیش از پیش کند.

,

بنظر می رسد طراحی دقیق است، برانگیختن احساسات مسلمانان و گسیل نیروهای درگیر در منطقه خاورمیانه به یک محل در گیری جدید، یعنی شرق آسیا، منطقه ای که هرگز مسلمانان روابط متخاصمانه با آن نداشته اند. نیروی جنگی از خاورمیانه، درگیری در مرز چین و ایجاد یک مشغولیت جدی و جدید برای افزایش نفوذ امریکا بیخ گوش اصلی ترین رقیبش.

,

حالا این وسط قربانی اصلی کیست؟! قوم مظلوم و مسلمان روهینگیا، همان هایی که در 1948 و زمان خروج برمه و بنگلادش از قیمومت بریتانیای کبیر، به زور خط کش نقشه کش های انگلیسی از مسلمانان بنگلادش جدا شده و به برمه افزوده شدند تا در کشور جدید میانمار، همیشه زمینه ای برای درگیری و اختلاف قومی وجود داشته باشد.

,

صورت مساله ساده است: در گیری راهبردی دو ابرقدرت در زمین مسلمانان مظلوم روهینگیایی! حالا شما قضاوت کنید پیشنهاد گسیل نیروی نظامی و تشکیل سپاه متحد اسلامی برای حمایت از آنها، کمک به این مردم است یا تکمیل بازی دو ابرقدرت؟! آیا نباید به پیشنهاد دهندگان شک کرد؟!

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه