در جستجوی نان

در جستجوی نان
“کتاب «در جستجوی نان» اثر نویسنده شهیر روسی ماکسیم گورکی است که اگر اشتباه نکرده باشم توسط احمد صادق به فارسی برگردانده شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان،مکریان؛ “کتاب «در جستجوی نان» اثر نویسنده شهیر روسی ماکسیم گورکی است که اگر اشتباه نکرده باشم توسط احمد صادق به فارسی برگردانده شده است ، این کتاب در حقیقت زندگینامه خود ماکسیم گورگی شناخته می شود،عنوان این نوشتار به دلیل شباهت موضوع مورد بحث با عنوان این کتاب تعمداً انتخاب شده است”

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,

“شروین حسن زاده ” کارفرما و کارآفرین جوان و موفق مهابادی در یاداشتی ضمن برشمردن مشکلات صنعت تولید و عوامل دخیل در آن که باعث رکود در مسیر ابتدا تا انتهای صنعت تولید شده اند دلایل مهاجرت نیروهای کار منطقه به مناطق بهتربرخوردار کشور را در مشاغل سخت و طاقت فرسا، که غالباً با حوادث و اتفاقات ناگوار همراه هستند به خوبی تشریح کرده است .
در یاداشت این کارآفرین جوان از عدم حمایت مصرف کننده و تعصب بر محصول بومی نیز بعنوان یکی از عوامل مشکل آفرین برای کار فرما گلایه شده است.
این دلنوشته نیز در ادامه بررسی مشکلات تولیدکنندگان که به عنوان یکی از عوامل بلامنازع بی کاری و جلای وطن قشر کارگر و نخبه تلقی می شود و چرایی حادثه اخیر در آجر پزی وایقان شهرستان شبستر آذربایجان شرقی، بعنوان «یک انعکاس زشت از چهره فقر » که بر اثر آن ٤ تن زن و دختر کرد، کشته و زخمی شدند، نگاشته شده است.
خبر دردناگ و جانسوز و در حین حال گویا بود بازهم زنان و دختران و کودکان کرد در آجرپزی های استانی دیگر از ایران در آتش سوختند.
با توجه به شرایط سخت و طاقت فرسای این مکانها که در ظاهری متفاوت از زندگی پر زرق و برق امروزی و در اسفناک ترین تصویرهای فقر،در هیبت نوعی اعتیاد کشف نشده که خانواده های روستایی را به خود آلوده می کنند، طرف دیگر سکه زندگی در زشت ترین شمایل نمایان می شود و به راحتی کرامت و شرافت انسانی در برابر لقمهء نان سر خم می کند!
با توجه به ابعاد خشن دیگر این قضیه، براستی چرا زنان و دختران و کودکان کرد در آجرپزی های اقصی نقاط ایران اینگونه دچار سانحه می شوند و می میرند و اندک زمانی بعد فراموش می شوند؟
آیا بعد پنهان این مهاجرت “در جستجوی نان” که بازماندن کودکان و نوجوانان از تحصیل و تثبیت آگاهانه و رسمیت بخشیدن به وضعیت کودکان کار و ظهور تبعات منفی بعدی این شیوه های زندگی زنان و کودکان است، مورد توجه قرار گرفته است؟
داستان تولید و تولید کننده و سرانجام آن مطلبی نیست که بر کسی پوشیده باشد،داستانی با پایانی غمگین که ممکن است از سرزمین ورشکستگی سر به در آورد و یا به ناکجا آباد زندان ختم شود و جلای وطن نیز ضلع سوم آن است.
تایید ضمنی این داستان یعنی که نیمی از فرصت های شغلی ممکن در زمینه های اصلی اشتغال ممکن را در حالت بلقوه باید از دست داده فرض کرد.
این معما چنان پیچیده شده است که حتی در حوزه هایی که مواد اولیه و سوابق تاریخی تولید و صادرات و برندسازی نیز متعلق به ما بوده است، کار به جایی رسیده است که اکنون در برابر رقیبان چینی و تایوانی حرفی برای گفتن نداریم .
در بخش های خدمات و کشاورزی هم اگرچه وضعیت مان از بخش تولید بهتر است اما باید اذعان کرد ،هنوز با استاندارد های جهانی فاصله زیادی وجود دارد.
کمبود فرصت های شغلی از یک طرف و در این کیمیا بازار استخدام ،ارجحیت رابطه بر ضابطه یا واضح تر و به زبان عامیانه، “پارتی بازی” دو عامل غم انگیز عدم دسترسی به فرصت شغلی منصفانه و از عوامل شیوع بی کاری در آشفته بازارِ کاریابی امروز محسوب می شوند، عواملی که جوانان را در حسرت ارضای نیازهای اولیه مازلویی باقی می گزارند و بدنبال آنها موجب بروز آسیب های متعدد اجتماعی نیز می شوند.
شکی نیست که تولد و گسترش ریشه بی کاری را باید در اقتصاد جستجو کرد،اقتصادی که زمینه شکوفایی و رشد آن در سایه دلارهای نفتی فراهم نشده و زخم های پیدا و پنهان آن با تزریق خارج از ضابطه این سرمایه های امانتی نسل آینده موقتاً درمان می شود، اقتصادی که به تولید کننده بعنوان یک رقیب دولت منزلت واقعی را نمی دهد و این موتور محرکه را تضعیف و حتی حذف می کند و باعث بروز پدیده ای می شود که خود به گسترش کمبود فرصت های شغلی می انجامد.
در ادامه کنکاش و زیر و رو کردن این پرونده عوامل تاثیرگذار در شکست تولیدکنندگان ایرانی و بروز چالش های موجود در این حوزه که نیاز به بررسی و آسیب شناسی تخصصی دارد، بصورت خلاصه و تیتر وار بازخوانی می شوند.
اگرچه شاید این سخن به مذاق خیلی ها خوش نیاید اما بدون شک اولین عامل شکست تولید کننده گان در ایران بانک ها هستند،
اعمال سلیقه در برخورد با مشتریان و نهادینه شدن شیوه های دلال مآبی در سرمایه گذاری بعلاوه اعطای سود سپرده غیر معقول به صاحبان نقدینگی از دلایل عدم توفیق بخش خصوصی در ورود به سرمایه گذاری در حوزه تولید محسوب می شوند، بطوریکه تولیدکننده در فقدان یک پشتیبان و شریک مطمئن در این آشفته بازار تنها و بی کس است، در جایکه بانک ها باید نقش حمایتگر و سرمایه گذار مکمل را در این زمینه بازی می کردند علاوه بر ترک نقش اصلی خود به رقیب هم تبدیل می شوند و بازار نقدینگی را راکد و جهت جریان صحیح پول را منحرف می نمایند، زمانی که هزینه ایجاد هر شغل یکصد میلیون تومان براورد شده است و برای ایجاد یک گارگاه ده نفری به مبلغی معادل یک میلیارد تومان نیاز می باشد که بنا به تایید کارشناسان حوزه تولید بیشتر از ١٠٪‏ سودآوری ندارد،تولید کننده بلقوه با سپرده گذاری مطمئن و سود دهی روزشمار ٢٠٪‏ بانک، خود را درگیر بیمه و کارگر و مالیات و آب و برق و تلفن و … نمی کند و ماهیانه با خیال را حت در این مثال از سود خالص و بدون دردسر ١٨ میلیونی لذت می برد.
دومین عامل سیاست دولت در واردات کالا و خدمات است بطوریکه نمونه های داخلی توان رقابت با اجناس بی کیفیت و ارزان مشابه خارجی را که غالباً چینی هستند و با ارز حمایتی و نیروی کار ارزان در کشورشان تولید می شوند را ندارند و به نحوی در این ماراتن نابرابر مستوجب شکست هستند،اگرچه این مورد در قالب حمایت از مصرف کننده و ایجاد فضای رقابتی و گاهاً با تاکید بر ایجاد اشتغال صورت می گیرد اما در سیستم اقتصادی بسته فعلی موفق نیست، بعنوان مثال خرق عادت دولت در نظارت و کنترل این دست بازارها در صنعت خودرو سازی و کنترل ورود واردات این محصول با دخالت در انتخاب مدل وارداتی و اعمال تعرفه های سنگین بر آن ،مکانیزم سیستم تولید خودروی معیوب و بی کیفیت داخلی را به راحتی زنده نگاه داشته است.
سومین عامل بارز به قاچاق سازمان یافته کالا بر می گردد، سالهای متوالی است که دولت وجود معضل قاچاق را انکار نکرده است و با ایجاد ساز و کارهایی در جهت مبارزه با این پدیده رسماً اما بصورت ناموفق وارد میدان شده است از برگ سبز تا طرح شبنم که هر کدام به نحوی در عمل ناکارامدی خود را نشان داده اند،موئید این گفتار هستند.
ورود کالاهای قاچاق به بازارهای ما در حوزه های که نمونه های داخلی وجود دارند، بدون عوارض و گمرک و مالیات و غیره و ذالک در مقایسه با عوامل افزایش قیمت اجناس داخلی که از مزد کارگر تا مالیات بر ارزش افزوده بر دوش مشتری سنگینی می کند،تولید کننده این دست اجناس را منزوی و نهایتاً فراری می دهد.
عامل چهارم سایه مشکلات عدیده دولتی بر سیستم راه اندازی کسب و کار و مشخصاً در بخش تولید است، مشکلاتی که در قالب قوانین و مقررات در مسیر تولید کننده در کشور قرار داده می شود و در نظام دیوانسالاری این پدیده به هفت خوان مشهور است،خوان قوانین کارگر و کارفرما،خوان تامین اجتماعی و بیمه،خوان سیستم های پیچیده بوروکراسی در تامین زیرساخت های تولید ،خوان مالیات و دارایی ،خوان عدم حمایت شایسته از صادرات و دهها مورد از مشکلات وجود دارند که شکل و شمایل رسمی به خود گرفته اند و به آسانی در کار تولید کنندگان اختلال ایجاد می کنند.
آنچه گفته شد تنها بخشی از مشکلات آشکارا و پیدای تولیدکننده داخلی در بازار امروز کشور است،همانطور که تولیدکننده جوان “شروین حسن زاده” در قامت یک کارآفرین در یاداشت خود به مشکلات عدیده در فعال و زنده نگهداشتن یک واحد تولیدی اشاره می کند و تبعات تعطیلی یک کارخانه را از بیکاری و رکود و آسیب های اجتماعی بعدی به همراه ایجاد فضای عدم اطمینان برای سرمایه گزاران بلقوه آتی ذکر می نماید،فرهنگ استفاده از محصول ملی و منطقه ای را نباید موضوعی کم اهمیت تلقی کرد،امروزه یک ژاپنی خود خواسته تویوتا و نیسان سوار می شود و پاناسونیک و سونی در منزل دارد،یک سوئدی عرق برند اسکانیا و ولو و اریکسون را یدک می کشد و یک آلمانی با افتخار بنز و بی ام دبیلو نشین است،اگرچه باید اذعان کرد که این برندسازی ها آسان به دست نیامده اند و حاصل سالها تلاش و تجربه و تمرین مهندسین و متخصصین این کشورها هستند و با این اوصاف خود می طلبد کیفیت خواهی نیز به مطالبه لاینفک مصرف کننده ملی تبدیل شود، اما آنچه در این بین عیان است جای خالی حمایت از تولید داخلی هم از طرف دولت و هم از جانب مردم است.
باید پذیرفت و ایمان آورد که حمایت از تولید داخلی و بلاخص منطقه ای یعنی کمک به اشتغال ،یعنی کمک به ارتقاء، یعنی کمک به آبادانی و یعنی فرزندانمان در امنیت و رفاه و آسایش کنارمان هستند و در کوره های آجر پزی و مرغداری ها و گاوداری ها و آلونک های کارگری روزمزد و معبرهای صعب العبور و دهشتناک کولبری در نا امن ترین شرایط روحی و روانی جسمی و جنسی « در جستجوی نان » ،بی حرمتی نمی بینند و نمی سوزند و گلوله نمی پذیرند.
ماردین سید احمدی
انتهای پیام/

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه