پنج جرعه در واقعهی کربلا؛
خرده روایتهای عاشورایی
شیرزن نینوا چشم خیس کرد و فرمود: «زیبا بودند و نورانی، اما چاره چه بود که محو تماشای خورشید حسین بودم! انصاف ندیدم که خیره به شعلههای جان خویش بمانم و خاطر آفتاب امام، مکدر کنم!»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، جرعه اول: فتوت. هانی گفت: « عبیدالله میهمان خانه من است و در مرام صحابی حسین نیست بر میهمان شمشیر کشیدن!» پس اصحاب شمشیر در نیام کردند و عبیدالله زنده ماند به برکت فتوت اصحاب حسین اما آن روز که حسین و اصحابش میهمان کوفیان شدند، عبیدالله فرمان داد به قتل آنها و بر نیزه کردن سرهایشان!!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,جرعه دوم: رجعت. پس چون بار گشودند، اباعبدالله داستان کربلا بر ایشان بگفت. زنان و طفلان گریستند و از دامنش در آویختند که:«ما را به مدینه بازگردان!»
, .,ایامی رفت و به مدینه بازگشتند، اما بی حسین و خالی از طایفه مردان! راه هم، همان نبود، طویل و بعد گذر از مصائب کوفه و شام!
,جرعه سوم: ادب. چون راه بر سپاه امام بست و لرزه بر جان اهل خیام انداخت، امام نفرینش نمود و فرمود: «مادرت سوگوار تو باشد، ای حرّ!» عرق شرم بر جبینش آمد، لیک کلامی نگفت که آزادمردی بود و حرمت سرور زنان اهل بهشت نگاه داشت و گفتهاند که توفیق توبهاش به روز دهم، به پاداش همان یک دمی بود که در محضر امام زبان فرو بست و هیچ نگفت!
,جرعه چهارم: عشق. عبداالله دل به دریا زد و پرسید: «حکایتی شگفت شنیدهام بانو! به وقت پرپر شدن دسته گلهای عبدالله، مشغول کدام واجب بودهای که مجال پیشواز و بوییدن عطرشان را نیافتهای؟!»
,شیرزن نینوا چشم خیس کرد و فرمود: «زیبا بودند و نورانی، اما چاره چه بود که محو تماشای خورشید حسین بودم! انصاف ندیدم که خیره به شعلههای جان خویش بمانم و خاطر آفتاب امام ، مکدر کنم!»
,جرعه پنجم: شهادت. در میان رادمردان به خون غلتیده ظهر روزدهم، دو تن، بیش از دیگران راضی و مسرور بودند: قاسم بن حسن، که بیم از خرد سالی خود داشت که مانع حضور در بزم شهود شود!
,و جون، غلام سیاه چرده، که بیم از مهربانی امام داشت، که طوق بندگی اش باز کند و مدال غلامی اش بازستاند! اگر قاسم، شهادتش را «احلی من عسل» چشید و رخصت میدان گرفت، جون، حیات بی حسین را «تلخ تر از زهر» گریست و اذن شهادت طلبید!
,و ختم روضه اینکه: «و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم!»
, و ختم روضه اینکه: «و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم!»,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه