نگاهی متفاوت به تبلیغات صداوسیما؛

تبلیغاتی برای فروش فرهنگ اسلامی ایرانی

تبلیغاتی برای فروش فرهنگ اسلامی ایرانی
اصولاً تبلیغات تلویزیونی شیوه‌ای برای شناساندن محصولات به مشتریان جهت رونق بخشیدن به بازار تولیدات داخلی است اما اخیراً همین روش موجب ترویج مواردی نامناسب و ناشایست در جامعه گردیده و متأسفانه فرهنگ والای اسلامی ایرانی را تحت تأثیر خود قرار داده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ نگار، در تجارت شاخصه‌ای که برای افزایش فروش کالا ذکر می‌شود و از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است آشنا کردن مشتریان با محصولات است که عموماً این کار را بانام تبلیغات می‌شناسند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ نگار,

تبلیغات دارای ابعاد متفاوتی است که ازجمله آن‌ها به تبلیغات رودررو، تلویزیونی، خیابانی و غیره می‌توان اشاره کرد که هرکدام دارای مزیت‌ها و معایب خود می‌باشند.

,

تبلیغات تلویزیونی؛ سودی در وسعت یک رسانه                                                                           

,

با توجه به وسعت تأثیرگذاری رسانه‌های دیداری و شنیداری عموماً تولیدکنندگان و تجار تبلیغات تلویزیونی را به‌عنوان نخستین و کامل‌ترین گزینه خود برای شناساندن کالا و خدمات خود به مردم به شمار می‌آورند و برای این کار حاضر به پرداخت مبالغ بسیاری نیز هستند به‌طوری‌که جهت پخش پیام‌های خود از تلویزیون ایران برای هر ثانیه در طبقه یک، دو‌ هزار تومان و در طبقه ۳۵ که بالاترین طبقه آگهی‌هاست، یک‌میلیون‌ و ۸۰‌ هزار‌ تومان هزینه صرف می‌کنند که در میان برای برخی از برنامه‌های بسیار پرمخاطب، به آخرین طبقه، ‌درصدی هم اضافه می‌شود.

,

تا این قسمت ماجرا تبلیغات تلویزیونی یک پارامتر مفید برای رشد اقتصادی شرکت‌ها و درنتیجه پیشرفت یک کشور به‌حساب می‌آید اما این کار دارای نقاط ضعف بزرگی است که در ادامه بدان می‌پردازیم.

,

فرهنگ‌سازی‌های بی‌قاعده

,

با توجه به اینکه جذابیت و نوآوری در تبلیغات باعث افزایش جلب‌توجه مخاطبان می‌شود بسیاری از شرکت‌ها برای تبلیغ محصول خود روی به مواردی می‌آورند که حتی بعضاً با بسیاری از آرمان‌ها و ارزش‌های ما مغایرند به‌طوری‌که در برخی پیام‌های تجاری تلویزیون از تبلیغات شیوه زندگی غربی تا اسطوره‌سازی برخی اشخاص غیر ایرانی و بعضاً زیر سؤال بردن بخشی از ارکان نظام جمهوری اسلامی به جزئی جدایی‌ناپذیر از آنان تبدیل‌شده است.

,

معاوضه فرهنگ با سود در تبلیغات

,

اسراف و مصرف‌گرایی: ازآنجاکه عمده‌ترین هدف تبلیغات تلویزیونی و آگهی‌های تجاری، ایجاد انگیزه مصرف در مخاطبان است نتایج تحقیقات کارشناسان نشان می‌دهد که آگهی‌های تجاری، به نحوی غیرمستقیم، سبب برانگیختن و ترویج مصرف‌گرایی در میان مخاطبان می‌شوند که این نقطه دقیقاً مقابل فرهنگ اسلامی – ایرانی ماست که هرگونه اسراف و مصرف بی‌رویه را غیرقابل‌قبول می‌داند.

, ،,

متأسفانه در برخی از تبلیغات تلویزیونی مشاهده می‌شود که برای نمایش خیره‌کننده بودن یک محصول خاص میزهای آن‌چنانی با چندین مدل غذا تنها برای دو یا سه نفر تهیه‌شده یا برای نمایش کیفیت دروغین محصول خود اقدام به نمایش خرید باورنکردنی آن کالا توسط افراد می‌کند.

,

تغییر سبک زندگی: در حقیقت ارائه «سبک زندگی» مهم‌ترین کارکرد پنهانی است که تبلیغات تلویزیونی بر عهده‌دارند و ناخودآگاه با رسوخ در لایه‌های خصوصی زندگی هر فرد، منجر به تغییر در جامعه می‌شوند.

,

اسطوره‌سازی‌های پوشالی: ایران مهد اسطوره‌های ملی و دینی است که متأسفانه با بی‌مهری برخی از مسئولین در گوشه کتابخانه‌ها می‌توانیم سراغی از آن‌ها بگیریم اما درست در چنین کشوری برای نمایش تبلیغات به دنبال اسطوره‌های غربی رفته و از مارکوپولو تا مسی و رونالدو را به‌عنوان افرادی مهم در جهان معرفی می‌کنند که مهم‌ترین نتیجه این عمل دقیقاً قرین می‌شود با پایین آمدن سطح اعتمادبه‌نفس در جامعه و دیگر نمی‌توان گفت ما می‌توانیم بلکه باید گفت تنها آن‌ها توانستند.

,

مخالفت با اتحاد ملی: چندی پیش در آگهی تلویزیونی که به‌صورت گسترده‌ای پخش می‌شد با استفاده از زبان ترکی استانبولی اقدام به شعرخوانی می‌کردند و آن را زبان قوم ترک‌زبان شمال غربی کشور معرفی می‌کردند که این دقیقاً مصداق مقابله با امنیت و اتحاد ملی به‌حساب می‌آمد و متأسفانه مسئولین مربوطه در صداوسیما نیز در این مورد سهل‌انگاری کرده بودند.

,

ایجاد جنگ روانی در مخاطبان: برخی از پیام‌ها با القای اینکه اگر محصولی خاص را نداری یعنی هیچ نداری و به‌آرامی و با مرور زمان در روحیه مخاطبان تأثیر گذاشته و باعث سرشکستگی آنان می‌شود ضمن اینکه اگر عده‌ای محدود تنها توانایی خرید برخی محصولات را دارند این دلیلی نمی‌شود که این قشر بی‌بضاعت به‌نوعی تحقیر شوند.

,

نام‌های خارجی پرچم‌دار ما نمی‌توانیم: متأسفانه اخیراً شرکت‌های داخلی اقدام به استفاده از نام‌های خارجی برای محصولاتشان می‌کنند که این کار در راستای القای شعار ما نمی‌توانیم است و اعتماد مردم از کالاهای داخلی را سلب می‌کند.

,

تحقیر چهره ایرانی: قاعدتاً در تبلیغات تلویزیونی سعی می‌شود بهترین چهره‌ها انتخاب شوند و زمانی که برای تبلیغ یک کالای ایرانی از صورت خارجی یا شبیه آن استفاده شود آیا چیزی جز تحقیر چهره‌های خودمان به‌عنوان یک ایرانی استنباط می‌شود؟

,

عدم رضایت بینندگان: عموماً مردم زمانی که مردم با اشتیاق به تماشای برنامه محبوب خود می‌پردازند درزمانی که تمام توجهشان جلب می‌شود تا متوجه شوند که نتیجه آن برنامه چه می‌شود، با سوءاستفاده از همین موقعیت تبلیغات پخش می‌شود که موجبات نارضایتی را به وجود می‌آورد.

,

نظر چند کارشناس

,

دکتر کریم لهسانی استاد علوم اجتماعی می‌گوید: «در کشورهای درحال‌توسعه، مصرف‌گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم می‌شود و همین مسئله مصرف‌گرایی را تشدید می‌کند و وسایل ارتباط‌جمعی نیز به مهم‌ترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاهای مصرفی تبدیل می‌شوند.»

,

دکتر بهمن امامی، استاد علوم ارتباطات و مدرس دانشگاه نیز به نحوه تبلیغ کالاها در ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از شگردهای خاص شرکت برای عرضه محصول تولیدی‌شان ایجاد شور و شوق خرید در مخاطب است و از همین ترفند به شیوه‌ای استفاده می‌کنند که امروزه می‌بینیم دو ماراتن عجیبی برای فروش کالاهای تولیدی در میان مردم ایجاد کرده‌اند و خیلی‌ها به فکر تعویض مثلاً گوشی تلفن همراه خود هستند و دوست دارند آخرین‌مدل گوشی را بخرند، نتیجه همین تبلیغات که در سال‌های اخیر دامنه وسیعی را به خود اختصاص داده این می‌شود که مردم توان پس‌انداز ندارند، نداشتن پس‌انداز نیز باعث می‌شود دولت در زیرساخت‌های خرد و کلان اقتصادی تنها باشد و کم‌کم چرخه اقتصادی کشور به‌کندی حرکت کند.»

,

دکتر محمدرضا حیدری، روانشناس و استاد دانشگاه می‌گوید: «یکی از زمینه‌های ترویج و گسترش فرهنگ مصرف‌زدگی که جامعه را به سمت غرب‌زدگی پیش می‌برد ترویج مدهای غربی آن‌هم توسط وسایل ارتباط‌جمعی داخلی است. به‌عنوان‌مثال پخش فیلم‌ها و سریال‌هایی که به تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی بها می‌دهند و به نشر چنین فرهنگی می‌پردازند در درازمدت همین مسئله در جامعه اثر می‌گذارد و به‌تدریج تجمل‌گرایی به‌صورت فرهنگ خودی درمی‌آید و حساسیت‌های آن نیز به‌تدریج از میان می‌رود، ازاین‌رو مشارکت بافرهنگ بیگانگان در انتخاب مد و الگوهای تجملاتی زندگی خود زمینه مصرف‌گرایی را در جامعه رواج می‌دهد.»

,

حجت‌الاسلام رضاییان، کارشناس امور خانواده می‌گوید: «آنچه جامعه را به سمت هلاکت نزدیک می‌کند زندگی تجملی است و مصداق روشن زندگی تجملی اسراف در مصرف است؛ دنیای مادی غرب با همین تفکر مصرف‌زدگی و تجمل‌گرایی به دنیای مادیت بیشتر برای کسب لذت گرفتار آمده و در این دنیا هویت ارزشی و انسانی خود را فراموش کرده و تمامی ارزش‌ها و کرامت‌های معنادار انسانی را بی‌معنا و پوچ قلمداد می‌کند، ما نیز باید مواظب باشیم در این میدان هلاکت گرفتار نشویم.»

,

«رضا ملکشاهی» کارشناس مسائل اجتماعی می‌گوید: «بسیاری از شرکت‌های تولیدی داخلی و شرکت‌هایی که به واردات کالاهای خارجی می‌پردازند به فکر سود بیشتر هستند تا کیفیت محصول، از همین رو مردم باید به این نکته توجه کنند که هر کالایی باید از مرغوبیت و استانداردهای لازم برخوردار باشد و هیچ‌گاه تبلیغات بازگوکننده مرغوبیت واقعی اجناس نیست.»

,

وی می‌افزاید: «مصرف‌زدگی به تجمل‌گرایی دامن می‌زند و سبب گسترش زرق‌وبرق‌های کاذب در زندگی می‌شود و گویا در جامعه کنونی ما تبلیغات کالاهای موجود از هیچ قاعده و قانونی تبعیت نمی‌کند.»

,

و کلام آخر...

,

به نظر می‌رسد سازمان صداوسیما با تشکیل یک گروه از نظریه‌پردازان و افراد مجرب می‌تواند با نظارت محتوایی بر آگهی‌های بازرگانی آن‌ها را به سمت مسیر صحیح خود هدایت کنند و علاوه بر پویایی اقتصادی تا حد بسیاری از معضلات ذکرشده کاسته شود.

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه