تبریز مدیران فرهنگی قوی ندارد
رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی شمالغرب کشور گفت :تبریز مدیران فرهنگی قوی ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از تبریز بیدار ،دکتر عزیز جوانپور بعد از سال ها ریاست دانشگاه آزاد تبریز و ریاست دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات استان، این روزها همزمان با تدریس، یکاندار سازمانی هستند که کارش با میراث مکتوب است. علاوه بر این، دکتر جوانپور یک فعال سیاسی و فرهنگی نیز هست. گفت و گوی ما با ایشان در دو بخش تقدیم کاربران خواهد شد. در بخش دوم به سراغ سوالات سیاسی خواهم رفت. بخش اول تقدیمتان.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, تبریز بیدار, تبریز بیدار,,
آقای دکتر حالا قریب یکسال می شود که ریاست مجموعه اسناد ملی شمالغرب را عهده دار هستید؛ گزارشی از این مرکز، تعداد اسناد و عناوین برخی سندهای مهمی که در این مرکز نگهداری می شوند را بفرمایید.
, آقای دکتر حالا قریب یکسال می شود که ریاست مجموعه اسناد ملی شمالغرب را عهده دار هستید؛ گزارشی از این مرکز، تعداد اسناد و عناوین برخی سندهای مهمی که در این مرکز نگهداری می شوند را بفرمایید., آقای دکتر حالا قریب یکسال می شود که ریاست مجموعه اسناد ملی شمالغرب را عهده دار هستید؛ گزارشی از این مرکز، تعداد اسناد و عناوین برخی سندهای مهمی که در این مرکز نگهداری می شوند را بفرمایید.,سازمان اسناد ملی در کشور در سال 1349 شکل گرفت و قدمت بسیار بالایی ندارد این در حالی است که سایر کشور ها پیش تر از ما آرشیو ملی خود را تشکیل داده اند؛ سازمان اسنادملی به عنوان اولین شعبه استانی، در سال 71 شعبه خود را در تبریز بنا نمود. این شعبه مدیریت کل شمالغرب کشور و استان های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل را عهده دار است. به دلیل اینکه دیوان و نظام اداری در کشور ما دیر شکل گرفته و بایگانی اسناد دولتی در ایران از اواخر دوره قاجار شروع شده، بیشتر اسناد در خانه ها و بصورت خانوادگی نگهداری شده و اسناد بیشتر در دست افراد بوده است. سازمان اسنادملی مدیریت منطقه شمالغرب، بیشتر اسناد را از طریق خریداری یا به صورت اهدایی به دست آورده است. اسنادی از بدو تشکیل نظام اداری ایران در این مرکز موجود است که اکثرا اسناد بعد از دوران قاجار را شامل می شود. اسنادی نیز از دوران صفویه، زندیه، افشاریه و سایر دوران های تاریخی در مرکز شمالغرب موجود هستند که اکثرا یا خریداری شده اند و یا توسط دوستداران میراث مکتوب، اهدا شده اند.
,قدمت قدیمی ترین سند ما به دوره صفویه برمی گردد. کتاب های خطی نیز در سازمان ما موجود است که ممکن است قدمتی بیشتر از صفویه داشته باشد. اسناد مهمی مربوط به دوران صدارت امیرکبیر در اختیار داریم که از خانواده امیر کبیر خریداری شده اند؛ دست خط هایی هم از شیخ فضل الله نوری و میرزای شیرازی داریم که جزو اسناد با ارزش تاریخ معاصر ماست.
,اسناد مربوط به پهلوی اول و دوم اکثرا در تبریز هستند ولی اسناد مشروطیت و قاجار پیش تر به تهران منتقل شده اند؛ اکنون برآنیم تا این اسناد را به تبریز منتقل کرده و در تبریز نگهداری کنیم ولی متاسفانه به علت فقدان مکان و فضای مناسب قادر به این مهم نیستیم؛ در حال حاضر برای اسناد موجود هم جای کافی نداریم. اسناد بسیاری در دادگستری و سایر سازمان ها شناسایی شده ولی به علت کمبود جا امکان انتقال این اسناد را نداریم؛ طبق قانون باید تمام اسناد دولتی به جز اسناد وزارت اطلاعات و وزارت دفاع به سازمان اسناد ملی انتقال یابند.
,,

, ,
شما در سخنان اخیرتان از عقب ماندن تبریز در بحث اسناد ملی گفتید. وضعیت مدیریت شمالغرب مرکز اسناد ملی در مقایسه با سایر مراکز چگونه است؟
, شما در سخنان اخیرتان از عقب ماندن تبریز در بحث اسناد ملی گفتید. وضعیت مدیریت شمالغرب مرکز اسناد ملی در مقایسه با سایر مراکز چگونه است؟, شما در سخنان اخیرتان از عقب ماندن تبریز در بحث اسناد ملی گفتید. وضعیت مدیریت شمالغرب مرکز اسناد ملی در مقایسه با سایر مراکز چگونه است؟,کمبود کارشناس، امکانات، محل برای ذخیره داده ها و فضا از مشکلاتی است که مانع شده مرکز تبریز، در مقابل مراکز دیگر سازمان اسناد ملی مانند فارس و سیستان و بلوچستان عقب بماند؛ این مراکز نسبت به ما در رده های بالاتری هستند. برای مثال مرکز سیستان و بلوچستان توانسته با مساعدت مسئولین استان به تالار رقومی سازمان اسناد ملی مرکز متصل شود ولی آذربایجان شرقی فعلا چنین امکانی را ندارد. در استان ما محلی برای رجوع محققین و پژوهشگران وجود ندارد.
,در سازمانی که هویت و گذشته ما در آن نگهداری می شود وضعیت نا به سامانی وجود دارد. برای بزرگداشت ها و نکو داشت های مختلف میلیارد ها پول در تبریز خرج می کنیم ولی برای سازمانی که سبقه این بزرگداشت ها را نگهداری می کند هیچ امکاناتی را در نظر نگرفته ایم.
,از هفت میلیون سند موجود تنها یک میلیون سند طبقه بندی شده اند؛ اسنادی که در تهرانند و سایر اسنادی که روز به روز تل انبار می شوند، به علت کمبود جا و کمبود محل ذخیره داده های دیجیتال برای ما مشکلی عظیم شده اند. در بازدیدی که از استان فارس داشتیم آنها فقط مبلغ دو میلیارد برای ذخیره داده های دیجیتال خود هزینهکرده اند که این بودجه توسط استانداری فارس فراهم شده است. در تبریز که به عنوان شهری تاریخی و شهر اولین ها حساب می شود، باید استانداری و شهرداری به اسناد توجه ویژه ای داشته باشند؛ هر چند که در قول و صحبت اعلام آمادگی از سوی این نهاد ها شنیده میشود ولی گاهی این اعلام آمادگی صرفا برای سلب مسوولیت و رسانه ای کردن بوده و تا کنون به نتیجه ای ختم نشده است.
,در سال اقتصاد و فرهنگ وقتی استاندار و شهردار ادعای اهمیت دادن به مساله فرهنگ را دارند و هزینه های خوبی برای بزرگداشت تبریز می شود، انتظار ما نیز آن است که اسناد ملی از غربت خارج شده و توجه واقعی به آن شود. با این که تبریز را شهر اولین ها خطاب می کنند ولی در زمینه اسناد آخرین هستیم.
,,
چندمین ماه خدمت شما در اسناد ملی است؟
, چندمین ماه خدمت شما در اسناد ملی است؟, چندمین ماه خدمت شما در اسناد ملی است؟,اکنون بیشتر از یکسال است که بنده در اسناد ملی هستم. این هم دردی است که حضور بنده در این سازمان مصادف شد با اواخر دوران دولت قبلی و اوایل دولت فعلی و اواخر و اوایل مدیریت شهری سابق و جدید. در واقع ما در برزخ وارد سازمان شدیم. اما حالا که شهردار و استاندار کامل تثبیت شده و اکنون که مدیریت ها دیگر متزلزل نیستند امیدوار هستیم فعالیت های مثبتی صورت بگیرد و تا زمانی که این امید باشد بنده نیز در سازمان حضور خواهم داشت و الا بنده معلم دانشگاه هستم.
,,

, ,
ورود شما به سازمان اسنادملی شمالغرب همزمان شد با مقطعی که اخبار حاشیه ای از مدیریت این مجموعه شنیده می شد.
, ورود شما به سازمان اسنادملی شمالغرب همزمان شد با مقطعی که اخبار حاشیه ای از مدیریت این مجموعه شنیده می شد., ورود شما به سازمان اسنادملی شمالغرب همزمان شد با مقطعی که اخبار حاشیه ای از مدیریت این مجموعه شنیده می شد.,بعد از بازنشستگی آقای نقیب، سرپرستی با نام آقای قربان اوغلی به ریاست این مرکز منسوب شد که ز کارمندان سازمان اسناد و کنابخانه ملی بود. وی شناختی از اقتضاعات استان و شرایط مجموعه نداشت. همینطور در مدت تصدی سرپرستی کارهایی انجام داد که مناسب نبود که این کارها مورد اعتراض استاندار وقت و امام جمعه محترم تبریز واقع شد. آقای قربان اوغلی همچنین برخورد ناصحیحی نسبت به آقای نقیب داشت. تهمت هایی زده شد و سرهایی فاش شد. بعد ها که خواستند وی را به عنوان مدیر منسوب کنند با اعتراض مسئولین استان همراه شد. اسنادی دال بر عدم صلاحیت وی نیز منتشر شد که سازمان اسناد ملی نفرات دیگری را برای جایگزینی وی مطرح کرد. چند نفری نیز از استانداری معرفی شدند که یکی از آنها بنده بودم. در نهایت قرعه فال به نام بنده زده شد. من هم در این مدت سعی کرده ام حواشی را از سازمان جمع آوری کنم.
,,
وقتی این پیشنهاد را قبول کردید از حجم مشکلات آگاه بودید؟
, وقتی این پیشنهاد را قبول کردید از حجم مشکلات آگاه بودید؟, وقتی این پیشنهاد را قبول کردید از حجم مشکلات آگاه بودید؟,بنده نیز به عنوان شخصی علاقه مند به شهر وارد مجموعه شدم بنده به دنبال پست نبودم و حتی گاهی با اعتراض هایی هم مواجه شدم که چرا مدیریت مجموعه ای کوچک را قبول کردم. از وقتی هم که آمدم تلاشم بر آماده سازی بستر های مناسب بوده، همانطور هم که مشاهده می شود نقش اسناد ملی در محافل پررنگ تر شده و بحمد الله آثار و کتب مناسبی چاپ شده؛ سعی کرده ایم سازمان اسناد ملی پاتوقی برای محققین باشد با اینکه گاهی به علت امکانات کم شرمنده محققین می شویم.
,,
برخی ها معتقدند در آسیب شناسی حرکت های فرهنگی در تبریز به این می رسیم که بین دستگاه های متولی، همگرایی وجود ندارد؛ نظرتان را در این باره بفرمایید و اگر هم نظرید چگونه میتوان این مساله را حل کرد؟
, برخی ها معتقدند در آسیب شناسی حرکت های فرهنگی در تبریز به این می رسیم که بین دستگاه های متولی، همگرایی وجود ندارد؛ نظرتان را در این باره بفرمایید و اگر هم نظرید چگونه میتوان این مساله را حل کرد؟, برخی ها معتقدند در آسیب شناسی حرکت های فرهنگی در تبریز به این می رسیم که بین دستگاه های متولی، همگرایی وجود ندارد؛ نظرتان را در این باره بفرمایید و اگر هم نظرید چگونه میتوان این مساله را حل کرد؟,در تبریز و بالاخص در مسایل فرهنگی افراد قوی در راس فرهنگ قرار نگرفته اند و نتوانسته اند ارگان های فرهنگی را به شکل منسجم و قوی مجتمع کند؛ تبریز مدیران فرهنگی قوی ندارد. برخی ها هم میگویند تبریز شهر نخبه پروری است و چون نخبه در این شهر زیاد است فردی فوق نخبه برای جمع کردن افراد گرد هم لازم است که این در تبریز فعلا پیدا نشده؛ بعضا این تحلیل را برخی ها قبول نمی کنند. نگاه ما به فرهنگ بخشی است و جزیره ای؛ شورای فرهنگ عمومی استان باید در پازل فرهنگ، نقش هر ارگان را مشخص کند ولی تا کنون در این شورا نه استاندار و نه شهردار حضور یافته اند با اینکه این شورا با ریاست آیت الله مجتهد شبستری شکل می یابد کلا به فرهنگ توجهی نشده است؛ در دولت سابق و زمان آقای بیگی رویکرد فرهنگی وجود نداشت. بیشتر بودجه استان در مبحث عمرانی صرف می شد و توجهی به فرهنگ نشده؛ بودجه فرهنگ در دولت آقای احمدی نژاد صرف جاهای دیگر شد. کارگروه فرهنگی استان ما ضعیف ترین و بی خاصیت ترین کارگروه بود. افرادی هم که در اداره کارگروه ها بوده اند، نگاه جزیره ای به مسایل داشته اند. کارهای مثبت مقطعی به جریان بدل نشده است.
,,

, ,
شاید بشود نتیجه گرفت که تحریف تاریخ مشروطه ای که به نحو شهرهای دیگر دارد انجام می گیرد هم از این ضعف مدیریت فرهنگی ها ناشی می شود.
, شاید بشود نتیجه گرفت که تحریف تاریخ مشروطه ای که به نحو شهرهای دیگر دارد انجام می گیرد هم از این ضعف مدیریت فرهنگی ها ناشی می شود., شاید بشود نتیجه گرفت که تحریف تاریخ مشروطه ای که به نحو شهرهای دیگر دارد انجام می گیرد هم از این ضعف مدیریت فرهنگی ها ناشی می شود.,وقتی مشروطه ما سکولار معرفی میشود در حالی که ستارخان حمایتی از سکولار ها نداشته، ما جرات بیان این حقایق را نداشته ایم. ستار خان و باقر خان سرداران بنام ما هستند که ما قدرت حفظ آنها را نداشته ایم؛ اصلا اگر فرض کنیم ستار خان قبلا از مبارزات هر شغلی داشته؛ ستارخانی که در مشروطه نقش داشته ستارخان قبل مشروطه نبوده. اگر زندگی شهدا را بررسی کنیم خواهیم یافت بسیاری از این شهدا را جنگ متحول کرده و نمی توان این افراد را به خاطر پیشینه زندگی محکوم کرد. عملکرد فعلی اشخاص معیار ما برای سنجش است. ستار خان فردی بیسواد بوده و مفاهیم سخنان سکولاریست ها وی را تغییر نداده است بلکه با فتاوای علمای نجف وارد مشروطه شده است. بنده مطمئن هستم در یکصدمین سال رحلت ستارخان در تبریز اتفاقی نخواهد افتاد. مطمئن هستم با گفتن این حرف ها مورد حجمه قرار خواهم گرفت. زمانی که بنده مسئول بسیج دانشجویی بودم همایش مشروطه برگزار کردم و از آقای ولایتی دعوت کردم در آن زمان نیز بنده مورد حجمه بودم؛ همان زمان وقتی خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم در اولین دیدار مردم آذربایجان با معظم له در سالگرد قیام 29بهمن، دیدیم خود حضرت آقا تمجید هایی از ستارخان می کنند که منجر به تبریک گویی عده ای به بنده شد.
,درست است که کسروی و تقی زاده قابل حمایت نیستند ولی در نهایت آیا مردم تبریز در مشروطه با حرف کسروی و تقی زاده وارد صحنه شدند؟ پاسخ منفی است بلکه مردم تبریز با حلقه محکمی که با روحانیت داشتند وارد صحنه شدند.
,در 29 بهمن خواسته ما چه بود؟ آیا کسی جز آیت الله قاضی رهبری حرکت را بر عهده داشت؟ چگونه می توان گفت چندین سال پیش تر از آن تبریز تحت تاثیر سکولاریسم بوده؟ مگر بجز این است که مدرنیته بین مردم و دین فاصله می اندازد؟ پس گذشته قطعا دین دار تر از امروز بوده است. چگونه می توان اتهام سکولاریسم به مشروطه تبریز زد؟ امروزه باید در همایش ها این مسایل مطرح شود. در سال 1285 فرمان مشروطیت صادر شده و 29 بهمن نیز در سال 1356 بوده در این هفتاد و یک سال تفاوتی که تبریز یافته چه بوده اگر انقلاب اولی سکولار بود؟ اینها همه ناشی از عدم شناخت تبریز است.
,نباید ستارخان و باقر خان را از یاد ببریم چرا که این دو ملاقات های بسیاری با روحانیون داشته اند و اکثرا دین داری این دو مورد تایید محققین مشروطه است. افرادی نیز در انقلاب بودند که شاید سابقه خوبی نداشتند ولی در انقلاب با فتوی علما وارد صحنه شدند تصوری که گذشته افراد را بیان کنیم نادرست است. قطعا ستارخان با مشروطه خواهان انگلیس همکاری نداشته است. گاهی افرادی که شناخت ندارند نظر می دهند و افرادی که شناخت دارند در حاشیه قرار گرفته اند. تا کنون ملاحظه کاری کرده ایم ، حرف نزده ایم و این مناسب نیست.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه