درد دلهای یک معلم؛
مصائب تدریس «سواد رسانه» در مدارس
امسال با نیروی مضاعف تصمیم داشتم این درس را در چند جا تدریس داشته باشم. اما متاسفانه بعد از گفتگو با چند مدیر و در آخر مسئول متوسطه دوم در اداره آموزش و پرورش شنیدم که این درس را به معاونهای مدارس محول کردهاند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول؛ علی پارسا/ کتاب تازه بود. محتوا و حتی تکالیفش برای دانشآموزان جذاب بود. خیلی زود بچه ها با آن کنار می آمدند و زنگ تفریح دانش آموزان شده بود و مانند درسهای دیگر، دانشآموز احساس نمیکرد که این کتاب به او دیکته شده است. واقعا حس نیاز به این کتاب در بین همه مخاطبان بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,اما مشکل اساسی مثل دیگر سیاست های داخل کشور این بود که ارائه درس، صرفا مربوط به کتاب نیست. گذاشتن این کتاب در لیست کتب درسی، ملزوماتی با خود به همراه داشت. از همراهی کادر مدارس و اداره آموزش و پرورش گرفته تا والدین و امکانات موجود در کلاس برای تدریس.
,دبیر و کادر مدیریتی مدرسه نیز باید بر محتوای مهم این کتاب که از موضوعات روز جهان است اشراف داشته باشند و نحوه تدریس متفاوت آن را درک کنند. یکی از دلایلی که باعث شد من به راحتی بتوانم این درس را انتخاب و تدریس کنم، نبود معلم برای این درس بود.
,کلاس این درس همیشه با پخش فیلم همراه است. اما تا شش ماه، بنده با نبود کلاس مناسب برای پخش فیلم مواجه بودم و در این میان، کادر مدیریتی مدرسه هم اصلا این مورد را درک نمی کرد.
,کلاس دیگر همین درس در همان مدرسه هم اصلا کتاب را تدریس نمی کرد و به جایش معلمی دیگر، انشا می گفت!
,این کتاب غیر از خود دانش آموز، والدین را هم به همکاری وا می دارد تا ذهنیت آنها را نسبت به رسانه اصلاح کند. در این میان بارها درخواست شد که در جلسات مدرسه با والدین، بنده در مورد این کتاب صحبت کنم که هیچ گاه در بین برنامههای کانون فرهنگی آموزش در مدرسه فرصت نشد.
,در انتهای سال، خروجی کتاب برای کلاس، انواع محصولات رسانهای بود، از مسئولان مدرسه درخواست کردم که به همراه مدیر یکی از سایتهای خبری تحلیلی شهر، به دیدن کارهای بچهها بیایند که تنها به اصرار زیاد من، یکی از معاونان مدرسه شرکت کرد که در آخر به کنایه به بنده میگفت امیدوارم این کارها سودی داشته باشد و ایشان کما فی السابق به گرفتن عکس دورهمی برای ارسال به سایت قلمچی اکتفا کرد.
,در کل تدریس این درس در سال قبل تمام شد، و حتی چند تن از بچهها تا آخر تابستان همراه من بودند و باهم جلساتی داشتیم.
,امسال با نیروی مضاعف تصمیم داشتم این درس را در چند جا تدریس داشته باشم. اما متاسفانه بعد از گفتگو با چند مدیر و در آخر مسئول متوسطه دوم در اداره آموزش و پرورش شنیدم که این درس را به معاونهای مدارس محول کردهاند!
,امسال در همان مدرسه قبلی، همان معاون یادشده، کتاب را تدریس خواهد کرد! در مدرسه فعلی هم درس نفشهکشی را برای اولین بار مجبور به تدریس هستم! معاون که خود طراحی و معماری خوانده، قرار است سواد رسانه تدریس کند! تا الان دوبار از من پاورپوینت و کلیپ برای کلاس گرفته است. امیدوارم موفق باشد.
,من اما هنوز در تمام کلاسهایم، زمانی را برای تفریح و تنوع، به گفتن سواد رسانه اختصاص میدهم…
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه