پیرمردی که سرپناهش یک نیمکت سنگی است
کل وسایلی که از پیرد دیده میشد یک شامپوی تخممرغی، یک رادیو کوچک، دو زیرانداز، یک قابلمه روحی کوچک و یک کیف کوله وصلهپینه شده بود. به گفته خودش حدود 59 سال سن داشت و چند ماه دیگر بازنشست میشود کل درخواستش یک اتاق شش متری و یک شغلی بود که بتواند کار کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا بهنقل از اسلامشهر خبر ؛ محدوده پیادهروی بین خیابان امام محمدباقر (ع) و خیابان امام حسن مجتبی که محیطی دارای فضای سبز و گلدانهای بزرگ در مرکزش است علاوه بر زیبایی ممکن است دارای تصاویر و صحنههای زیبا نباشد. بخشی کوچکی از این پیادهرو مدتی است که سرپناه پیرمردی 59 ساله شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اسلامشهر خبر, اسلامشهر خبر,کل وسایلی که از او دیده میشود یک شامپوی تخممرغی، یک رادیو کوچک، دو زیرانداز، یک قابلمه روحی کوچک و یک کیف کوله وصلهپینه شده بود. به گفته خودش حدود 59 سال سن داشت و چند ماه دیگر بازنشست میشد کل درخواستش یک اتاق شش متری و یک شغلی بود که بتواند کار کند.
,شاید بسیاری از شهروندان هنگام تردد از پیادهروی محدودهی خیابان امام محمدباقر (ع) تا خیابان امام حسن مجتبی (ع) او را دیده باشند میگفت برخی از شهروندان لطف دارند و به او خوراکی تعارف میکنند و یا میخواهند پتویی، چیزی به او بدهند.
,در حین گفتوگو با این پیرمرد فرد مسئولی جلو میآید و خطاب به پیرمرد میگوید: جمش کن. منظورش سرپناهی بود که پیرمرد با استفاده از نیمکت سنگی موجود در فضای سبز ابتدای خیابان امام محمدباقر (ع) برای خود ساخته بود. سقفش یک نایلونی بود که ستون آن با یک آجر و یک چوب استوار بود. دیوارهای این سرپناه روزنامه بود. پیردمرد با اجبار مسئول حاضر در صحنه سقف پناهگاه خود را برداشت. مسئول مربوطه می گفت که نباید نیمکت را تبدیل به سرپناه کند چرا که برایشان مسئولیت دارد.
, ,
,
, خود پیرمرد میگفت چهار ماه در آن محدوده است اما مسئول حاضر در صحنه این موضوع را تکذیب کرد، تعدادی از رانندگان تاکسی نیز میگفتند حدود یک ماه است که در آن محدوده است. رانندگان تاکسی میگفتند که پیرمرد، فرد تمیز و باادبی است.
,میگفت از وقتی بیخانمان شده خانوادهاش او را ترک کردهاند متن زیر بخشی از اظهارات این پیرمرد است:
,سه سال است که روز خوش ندیدم و آوارهام و خانواده خود را از دست دادم. رفتم کمیته امداد و گفتم که زندگی من از هم میپاشد دو سال رفتم و آمدم فقط گفتن مدرک بیار و بانک حساب باز کن بعد از آن ... اگر کاری میکردند که به این روز نمیافتادم. من اختلاس نکردم ایرانیام یک اتاق 6 متری میخواهم اجارهای و یک کار که بتوانم کارکنم. موقع انتخابات جشن میگیرند دعوت میکنند و صندلی زیر پای آدم میگذارند ولی الآن ... . آن صندلی را الان بگذارند.
,میگفت که چندین نفر از او شماره تلفن گرفتهاند تا برای او کار پیدا کنند با تمام مشکلاتی که داشت اما امید خود را از دست نداده بود و امیدوار بود تا برایش سرپناه و کار پیدا شود.
,ممکن است تا زمان انتشار این گزارش پیرمرد دیگر در آن محدوده نباشد یا به این دلیل که برای او سرپناه مناسبی پیدا شده یا اینکه مجبور به نقلمکان به نقطهای دیگر شده است.
,انتهای پیام/ م
]
ارسال دیدگاه