یادداشت/
خبرنگاری بس ناجوانمردانه سخت است
همه چیز از یک رسالت شروع شد، رسالتی نه چندان ساده، رسالتی که به تعبیری منبر رسول الله (ص) بود، رسالتی از جنس خبر. فاعل این امر را هم خبرنگار نامیدند، کسی که در کنار انسان بودن خیلی چیزها باید می بود: کم توقع، بدون وقفه، بی استراحت، امانت دار و…کسی که هیچ گاه دیده نشد ولی دیدنی ها و شنیدنی ها و خواندنی ها را به نمایش گذاشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از کیوسنا، مظلومیت این قشر به قدری است که گاه آه از نهاد آدمی برمی انگیزد. تحقیرها و تمسخرها و پشت درب به انتظار نشستن های این قشر ناگفته بماند بهتر است. اگر از باب سوم شخص شاهد به فعلیت رساندن رسالت این جامعه باشی تمام دغدغه ها و خود مشغولی ها را در دست فراموشی می سپاری.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, کیوسنا,کارشان برخلاف تصور برخی بزرگان بس ناجوانمردانه، جانکاه است و تلاششان بسیار ستودنی. شاید فکر کنید در ارتباط با یک فرمانده نظامی مبارزه های حساس سخن می گویم اما باید اعتراف کنم خبرنگار در مبارزه است، هم آشکار هم پنهان، فرمانده است گاه فرهنگی گاه سیاسی و گاه نظامی.
,اوست که با اندک دست مایه هایی حاضر به جان دادن در راه رسالتش است. حاضر است ندید گرفته شود، هدف زخم زبان ها قرار گیرد اما جامعه اش از آگاهی بازنماند. دغدغه از جمله دغدغه فرهنگی در تک تک رفتارها و گفتارهای این عزیزان زخم دیده ملموس می باشد از بس که این دوستان با فرهنگ هستند.
,چشمانشان از گردش روزگار جامعه شان و آدم های بی وفایش جا نمی ماند البته برخی دوستانه در لغت بی انصاف تلاش خبرنگار را بنا بر کنجکاوی های اضافی می گذارند اما آن ها نمی دانند این موجود مظلوم، کم سخن و پرتلاش که شاید تا پایان هستی نامی از او در خاطره ها نماند تا چه اندازه خود را موظف به آگاهی بخشی می داند. تا حدی که یکی نیست به آن ها بگوید بس است دیگر، آخر رسالت چقدر؟ بی پرده مسائل را بیان کردن تا چه اندازه؟ وظیفه تا چه زمان؟ دیگر زیادی جامعه را آگاه کردید، جامعه را در آگاهی غرق کردید ولی خب دوستان خبرنگار به یک چیز فکر می کنند آن هم این است که خود را در قبال مردم مسئول می دانند.
,خبرنگار یک نمونه کامل از عشاق جامعه ما است نه آن عشقی که در ذهن گذراندید، عشق به آگاهی بخشی، عشق به مردم، عشق به طعنه ها و کنایه های مسئولین، عشق به نادیده گرفته شدن، عشق به حقوق و دستمزد کم، عشق به همه ی این ها اورا تا حد جنون رسانده تا جایی که برخی از عزیزان را آماده پذیرش حضرت عزائیل کرده است.
,عشق است دیگر، تا عاشق نباشی نمی توانی روح و جان خود را هدف تیرهای بس برنده قرار دهی. شاید برخی گویند عشق هم حدی دارد اما چه می شود کرد خبرنگار است، رسالت دارد، عاشق است.
,
الا یا ایا الساقی ادرکاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
,
به قلم: مرضیه فلاح
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه