عضو هیات علمی دانشگاه گیلان:
واکاوی عملکرد ساکتین فتنه ۸۸ با خوانش دو عبارت از نهج البلاغه
برخی در فتنه ۸۸ در بین دو گروه طرفدار ولایت فقیه و آشوبگران، به امید سود جستن از شرایط بعد از فتنه، راه بیطرفی و سکوت را در پیش گرفتند که در اصطلاح سیاسی ساکتین فتنه ۸۸ نامگذاری شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، دکتر سید اسماعیل حسینی اجداد نیاکی، عضو هیات علمی دانشگاه گیلان در یادداشتی با عنوان « واکاوی عملکرد ساکتین فتنه ۸۸ با خوانش دو عبارت از نهج البلاغه » نوشته است؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر, روشن خبر, روشن خبر, واکاوی عملکرد ساکتین فتنه ۸۸ با خوانش دو عبارت از نهج البلاغه ,,
فتنه ۸۸ از سختترین شرایط بعد از انقلاب است و برخی در این شرایط در بین دو گروه طرفدار ولایت فقیه و آشوبگران، به امید سود جستن از شرایط بعد از فتنه، راه بیطرفی و سکوت را در پیش گرفتند که در اصطلاح سیاسی ساکتین فتنه ۸۸ نامگذاری شدند.
,,
نام گذاری فتنه ۸۸ از معنای عام فتن به معنای امتحان در شرایط سخت است. این معنا در آیه ۲ سوره عنکبوت نیز به زیبایی ذکر شده است؛ «أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا آمنا و هم لا یفتنون»؛ یعنی مردم بعد از ایمان خود مورد امتحان الهی واقع میشوند و بدون امتحان رها نمیشوند.
,,
,
این که تصور شود فتنه از معنای مشتبه شدن حق و باطل باشد، نادرست است. برخی تصور می کنند که این معنا از جمله معروف علی (ع) گرفته شده که فرمودند: «کُنْ فِی الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَب» (۱) ؛ در فتنه مثل شتر دو ساله ای باشید که قابل بهره برداری و سوءاستفاده دیگران نیست؛ یعنی اگر نر باشد به کسی سواری نمی دهد و اگر ماده باشد، قابل دوشیدن نیست.
,,
این عبارت امام(ع) به معنای بیتفاوتی در مسائل مهم سیاسی و اجتماعی نیست. برخی این طور توجیه معنایی کردند که در فتنهها باید ساکت و خاموش باشیم تا کسی نتواند از ما سوء استفاده کند (۲)
,,
حضرت علی(ع) نفرمودهاند که در هر فتنه و در هر حالی ساکت باش؛ به همین دلیل، ابن ابی الحدید در شرح این کلام میگوید: «مصداق این کلام حضرت وقتی است که فتنهای که بر پا شده، میان دو گروه باطل باشد، اما اگر میان حق و باطل باشد؛ مانند جنگ صفین و جمل، انسان باید جانب حق را بگیرد و در این راه قیام کند. (۳)
,,
بهترین دلیل بر این ادعا، نکوهش کنایه آمیز علی (ع) بر امثال سعد ابی الوقاص(۴) است که از بیعت با حضرت سرباز زد و هیچ وقت در جنگهای جمل، صفین و نهروان مشارکت نکرد. آری عبارت پرمغز”هم الذین خذلوا الـحـق و لـم یـنـصـروا الـبـاطل.”؛ تا همیشهی تاریخ، ننگی بر پیشانی ساکتین فتنه ماندگار خواهد بود, چرا که آنها هر چند باطل را یاری نکردند اما حق را خوار ساختند. همانهایی که بسان سعد ابیالوقاص در پی رسیدن به منافع خویش از ولایت دفاع نکردند و در بستر فتنه زمانه در جهت مطامع خویش دم فرو بستند!!!
,منابع:
,- صبحی صالح، نهج البلاغه، ص ۴۶۹، هجرت، قم، ۱۴۱۴ق.
- آمدی تمیمی، عبد الواحد، غرر الحکم و درر الکلم، شرح آقا جمال خوانسارى، ج ۴، ص ۶۰۷، دفتر تبلیغات، قم، ۱۳۶۶ش.
- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۸۲، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ق.
- سـعـد بـن ابـى وقـاص پـدر عمر سعد از کبار صحابه پیامبر (ص) و داراى موقعیت ممتاز اجـتماعى و یکى از شش نفرى نامزد خلافت، بود و در نـقـل فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام کوتاهى نمىکرد و هـنـگـامـى که در مکه دید اطرافیان معاویه مشغول دشنام دادن به على (ع) هستند، گریه کرد و گـفـت: در آن حـضرت، فضائلى است که اگر یکى از آنها در من بود، از دنیا و آنچه در آن است برایم بهتر بود. در سن هفده سالگى ایمان آورده و در سال ۵۰ یا ۵۵ به وسـیـلـه مـعـاویه مسموم گردید. وصیت کرد مرا در آن لباسى که در جنگ بدر به تن داشتم و با مـشـرکـیـن مـىجـنـگـیدم، دفن کنید. ر. ک . تاریخ الطبری، ترجمه، ج۴، ص۱۳۲
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه