تحلیلی بر اغتشاشات اخیر در کشور
فرقی نمیکند مشکلات اقتصادی و حواشی بودجه ۹۷ عامل آخر تجمعات بوده باشد یا تحریکهای احمدی نژاد یا حتی روحانی. هرچه بود همه جناح ها وشخصیت ها سر این مطلب توافق داشتند که اعتراض و نقد در این شرایط گرانی و رکود حق مردم است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرلنده، حجتالاسلام محسن قنبریان در تحلیلی به درس ها و عبرت های مهم از اغتشاشات اخیر پرداخت و نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرلنده،,این تجمعات اما درسها وعبرتهایی داشت:
۱-قابلیت وظرفیت گله مندی موجود در مردم سرمایه ای میشود که برخی آنرا تحریک و نیروی میدانی خودشان کنند و در جنگ قدرت سهم خود را بالا بکشند! یکی رقیبش در قوهای را چندین بار تهدید کند که ملت شما را نمیخواهند و بیرونتان میکند! یکی که خودش بودجه را تقدیم میکند بگوید جوانان پیگیر بودجه باشند و همزمان هم معاونش نقد بودجه را ممنوع کند! و...
*هزینه اول نجابت مردم این است که حقوقشان وجه المصالحه یا وجه المخاصمه سیاسیون پیقدرت شود.
۲- به هر عاملی(خودجوش یا با تحریک این وآن)وقتی به تجمع بیایند ومطالبه حقوق از دست رفته شان کنند زود عده ای فرصت طلب قاطی میشوند وعلیه مقدسات شعار می دهند قرآن وحسنیه وحوزه آتش بزنند وشعار علیه خود اسلام دهند! نتانیاهو وترامپ به کمک آنها بیایند وسرنگونی نظامشان را بخواهند!
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که باید بخاطر اسلام ونظام اسلامی مطالبه خود را باز رها وتجمعشان را به راهپیمایی علیه فتنه گران تبدیل کنند چون خوب می دانند هیچکس جز مردم وحضورهای میلیونی شان نمی تواند نظام اسلامی را حفظ وفتنه ها را خاموش کند.
۳-چون اتحادیه های صنفی ونهادهای مدنی مثل آن ضعیف است مطالبات به حق مضبوط صورت بندی نمیشود و متصدی معلوم برای برپایی یک تحصن یا تجمع نمی یابد تا بتواند کاررا گردن بگیرد و درون ساختارهای مقبول ومشروع انتقاد خود را سامان دهد. پس مجوزی داده نمیشود ومعترضین در دنیای مجازی همدیگر را پیدا و اول بار در محل تجمع همدیگر را میبینند!
ضعیف خواستن یا ساختن اتحادیه های صنفی و مانند آنرا نهادهای مدنی مذهبی هم جبران نمیکند. در اعتراضات اخیر فقط یکی دو امام جمعه را دیدیم که پیشتازی کرده خود رفتند درون معترضان وحرف حق آنها را تعقیب و به تبع مانع انحراف مطالبات به ساختار شکنی شدند.
بقیه ماندند تا مطالبه -به قول خودشان بحق- فتنه شود بعد مردم را علیه فتنه برای حفظ نظام و اسلام برانگیزند! درحالیکه نان هزاران خانواده کارگر هم حاشیه پرچمی است که آتش زده میشود. مردم هم چیزی غیر از نظام نیستند بلکه علت حدوث و بقائش هستند.
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که صاحب مطالباتشان، منتخبین خودشان یا زعماء و بزرگان بلادشان نیستند، کانالها وتوئیت ها باید صاحبشان شوند و جمع و جهتشان دهند! وچه نا امن کفیلی و وکیلی است مجاز و مجازی! چهار صبا بعدش معلوم شود فلان لیدر تجمع در مجازی آدم فلان قدرت طلب سیاسی بود یا نفوذی فلان سرویس بیگانه! از اینرو بسیاری از مردم نجیب از حقشان میگذرند تا به جریان مشکوکی نیافتند.
۴- می بینند همین اتفاقات اخیر عاقبت بی تاثیر نبود هم در کمیسیون تلفیق بودجه اثر فوری نهاد و برخی نرخها تعدیل شد؛ هم در دولت اثر کرد و طرح ضربتی اشتغال و... را جلو انداخت! انگار آنروز که محترمانه و با مجوز جلوی مجلس و فلان سازمان تجمع قانونی میشد و پلاکارت حمایت از نظام دستشان میگرفتند اثری نداشت تا چند آشوب طلب قاطی شوند، بانکی آتش زنند و خونی بریزند تا حسابی ببرند!
*بدترین هزینه نجابت این است که با نجابت کار حقت جلو نرود و اوباشیگری بخواهد! بامطالبه قانونی(درخواست وطومار و شکایت به دیوان عدالت اداری و...) بجایی نرسی با دم زدن از انقلاب و رهبر حرفت را جدی نگیرند چون میدانند نظام واسلام را بر حقوق خود ترجیح میدهی و اگر کاری نکردند به نفع انقلاب و نظام کوتاه میآیی! مگر زهرماری قاطیاش کنی تا تکان بخورند!
*نجیب را مخیر کردن بین مظلوم ماندن یا اوباش شدن بدترین هزینه برای نجابت است.
۵- میبینند لیدرهای سیاسی گلهمندی بخشی از مردم در ۸۸ را با "رأی من کجاست؟!" صورتبندی کردند و فراخوان تجمعات غیر قانونی را ادامه دادند و حتی صریحا اعمال خشونت در تجمعات هم تئوریزه کردند(مثل استفتاءاز آقای منتظری)! اما اینبار که تجمعات -ازبیرون یادرون- "حق من کجاست؟!" عنوان گذاری شد چون در دوره استقرار خودشان بود همه یک صدا برقانون واجازه قانونی رعایت اموال عمومی و... پا فشردند! بلکه تلاش کردند مطالبات را به چیزهایی از جنس ۸۸تاویل ببرند! بگویند فقط مشکلات اقتصادی نیست و...
*هزینه دیگر نجابت این است که بازیات بگیرند! یک روز باید بخاطر آنچه حقت میخوانندتا آشوب وخشونت وبه تبع تحمل زندان وبازداشت ترا بکشانند (ولو خود میانه روند وسرجایشان بمانند) اما یک روز حتی بجای تجمع، طومار مجازی برایت پیشنهاد کنند که اگر به صدهزار امضاء رسید دولت ومجلس پیگیرش شوند!
همه بیاندیشیم و همکاری کنیم تا مردم عزیزمان بانجابت وکرامتشان و در چارچوب نظام و انقلابشان به حقوقشان برسند.
انتهای پیام
این تجمعات اما درسها وعبرتهایی داشت:
۱-قابلیت وظرفیت گله مندی موجود در مردم سرمایه ای میشود که برخی آنرا تحریک و نیروی میدانی خودشان کنند و در جنگ قدرت سهم خود را بالا بکشند! یکی رقیبش در قوهای را چندین بار تهدید کند که ملت شما را نمیخواهند و بیرونتان میکند! یکی که خودش بودجه را تقدیم میکند بگوید جوانان پیگیر بودجه باشند و همزمان هم معاونش نقد بودجه را ممنوع کند! و...
*هزینه اول نجابت مردم این است که حقوقشان وجه المصالحه یا وجه المخاصمه سیاسیون پیقدرت شود.
۲- به هر عاملی(خودجوش یا با تحریک این وآن)وقتی به تجمع بیایند ومطالبه حقوق از دست رفته شان کنند زود عده ای فرصت طلب قاطی میشوند وعلیه مقدسات شعار می دهند قرآن وحسنیه وحوزه آتش بزنند وشعار علیه خود اسلام دهند! نتانیاهو وترامپ به کمک آنها بیایند وسرنگونی نظامشان را بخواهند!
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که باید بخاطر اسلام ونظام اسلامی مطالبه خود را باز رها وتجمعشان را به راهپیمایی علیه فتنه گران تبدیل کنند چون خوب می دانند هیچکس جز مردم وحضورهای میلیونی شان نمی تواند نظام اسلامی را حفظ وفتنه ها را خاموش کند.
۳-چون اتحادیه های صنفی ونهادهای مدنی مثل آن ضعیف است مطالبات به حق مضبوط صورت بندی نمیشود و متصدی معلوم برای برپایی یک تحصن یا تجمع نمی یابد تا بتواند کاررا گردن بگیرد و درون ساختارهای مقبول ومشروع انتقاد خود را سامان دهد. پس مجوزی داده نمیشود ومعترضین در دنیای مجازی همدیگر را پیدا و اول بار در محل تجمع همدیگر را میبینند!
ضعیف خواستن یا ساختن اتحادیه های صنفی و مانند آنرا نهادهای مدنی مذهبی هم جبران نمیکند. در اعتراضات اخیر فقط یکی دو امام جمعه را دیدیم که پیشتازی کرده خود رفتند درون معترضان وحرف حق آنها را تعقیب و به تبع مانع انحراف مطالبات به ساختار شکنی شدند.
بقیه ماندند تا مطالبه -به قول خودشان بحق- فتنه شود بعد مردم را علیه فتنه برای حفظ نظام و اسلام برانگیزند! درحالیکه نان هزاران خانواده کارگر هم حاشیه پرچمی است که آتش زده میشود. مردم هم چیزی غیر از نظام نیستند بلکه علت حدوث و بقائش هستند.
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که صاحب مطالباتشان، منتخبین خودشان یا زعماء و بزرگان بلادشان نیستند، کانالها وتوئیت ها باید صاحبشان شوند و جمع و جهتشان دهند! وچه نا امن کفیلی و وکیلی است مجاز و مجازی! چهار صبا بعدش معلوم شود فلان لیدر تجمع در مجازی آدم فلان قدرت طلب سیاسی بود یا نفوذی فلان سرویس بیگانه! از اینرو بسیاری از مردم نجیب از حقشان میگذرند تا به جریان مشکوکی نیافتند.
۴- می بینند همین اتفاقات اخیر عاقبت بی تاثیر نبود هم در کمیسیون تلفیق بودجه اثر فوری نهاد و برخی نرخها تعدیل شد؛ هم در دولت اثر کرد و طرح ضربتی اشتغال و... را جلو انداخت! انگار آنروز که محترمانه و با مجوز جلوی مجلس و فلان سازمان تجمع قانونی میشد و پلاکارت حمایت از نظام دستشان میگرفتند اثری نداشت تا چند آشوب طلب قاطی شوند، بانکی آتش زنند و خونی بریزند تا حسابی ببرند!
*بدترین هزینه نجابت این است که با نجابت کار حقت جلو نرود و اوباشیگری بخواهد! بامطالبه قانونی(درخواست وطومار و شکایت به دیوان عدالت اداری و...) بجایی نرسی با دم زدن از انقلاب و رهبر حرفت را جدی نگیرند چون میدانند نظام واسلام را بر حقوق خود ترجیح میدهی و اگر کاری نکردند به نفع انقلاب و نظام کوتاه میآیی! مگر زهرماری قاطیاش کنی تا تکان بخورند!
*نجیب را مخیر کردن بین مظلوم ماندن یا اوباش شدن بدترین هزینه برای نجابت است.
۵- میبینند لیدرهای سیاسی گلهمندی بخشی از مردم در ۸۸ را با "رأی من کجاست؟!" صورتبندی کردند و فراخوان تجمعات غیر قانونی را ادامه دادند و حتی صریحا اعمال خشونت در تجمعات هم تئوریزه کردند(مثل استفتاءاز آقای منتظری)! اما اینبار که تجمعات -ازبیرون یادرون- "حق من کجاست؟!" عنوان گذاری شد چون در دوره استقرار خودشان بود همه یک صدا برقانون واجازه قانونی رعایت اموال عمومی و... پا فشردند! بلکه تلاش کردند مطالبات را به چیزهایی از جنس ۸۸تاویل ببرند! بگویند فقط مشکلات اقتصادی نیست و...
*هزینه دیگر نجابت این است که بازیات بگیرند! یک روز باید بخاطر آنچه حقت میخوانندتا آشوب وخشونت وبه تبع تحمل زندان وبازداشت ترا بکشانند (ولو خود میانه روند وسرجایشان بمانند) اما یک روز حتی بجای تجمع، طومار مجازی برایت پیشنهاد کنند که اگر به صدهزار امضاء رسید دولت ومجلس پیگیرش شوند!
همه بیاندیشیم و همکاری کنیم تا مردم عزیزمان بانجابت وکرامتشان و در چارچوب نظام و انقلابشان به حقوقشان برسند.
انتهای پیام
این تجمعات اما درسها وعبرتهایی داشت:
۱-قابلیت وظرفیت گله مندی موجود در مردم سرمایه ای میشود که برخی آنرا تحریک و نیروی میدانی خودشان کنند و در جنگ قدرت سهم خود را بالا بکشند! یکی رقیبش در قوهای را چندین بار تهدید کند که ملت شما را نمیخواهند و بیرونتان میکند! یکی که خودش بودجه را تقدیم میکند بگوید جوانان پیگیر بودجه باشند و همزمان هم معاونش نقد بودجه را ممنوع کند! و...
*هزینه اول نجابت مردم این است که حقوقشان وجه المصالحه یا وجه المخاصمه سیاسیون پیقدرت شود.
۲- به هر عاملی(خودجوش یا با تحریک این وآن)وقتی به تجمع بیایند ومطالبه حقوق از دست رفته شان کنند زود عده ای فرصت طلب قاطی میشوند وعلیه مقدسات شعار می دهند قرآن وحسنیه وحوزه آتش بزنند وشعار علیه خود اسلام دهند! نتانیاهو وترامپ به کمک آنها بیایند وسرنگونی نظامشان را بخواهند!
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که باید بخاطر اسلام ونظام اسلامی مطالبه خود را باز رها وتجمعشان را به راهپیمایی علیه فتنه گران تبدیل کنند چون خوب می دانند هیچکس جز مردم وحضورهای میلیونی شان نمی تواند نظام اسلامی را حفظ وفتنه ها را خاموش کند.
۳-چون اتحادیه های صنفی ونهادهای مدنی مثل آن ضعیف است مطالبات به حق مضبوط صورت بندی نمیشود و متصدی معلوم برای برپایی یک تحصن یا تجمع نمی یابد تا بتواند کاررا گردن بگیرد و درون ساختارهای مقبول ومشروع انتقاد خود را سامان دهد. پس مجوزی داده نمیشود ومعترضین در دنیای مجازی همدیگر را پیدا و اول بار در محل تجمع همدیگر را میبینند!
ضعیف خواستن یا ساختن اتحادیه های صنفی و مانند آنرا نهادهای مدنی مذهبی هم جبران نمیکند. در اعتراضات اخیر فقط یکی دو امام جمعه را دیدیم که پیشتازی کرده خود رفتند درون معترضان وحرف حق آنها را تعقیب و به تبع مانع انحراف مطالبات به ساختار شکنی شدند.
بقیه ماندند تا مطالبه -به قول خودشان بحق- فتنه شود بعد مردم را علیه فتنه برای حفظ نظام و اسلام برانگیزند! درحالیکه نان هزاران خانواده کارگر هم حاشیه پرچمی است که آتش زده میشود. مردم هم چیزی غیر از نظام نیستند بلکه علت حدوث و بقائش هستند.
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که صاحب مطالباتشان، منتخبین خودشان یا زعماء و بزرگان بلادشان نیستند، کانالها وتوئیت ها باید صاحبشان شوند و جمع و جهتشان دهند! وچه نا امن کفیلی و وکیلی است مجاز و مجازی! چهار صبا بعدش معلوم شود فلان لیدر تجمع در مجازی آدم فلان قدرت طلب سیاسی بود یا نفوذی فلان سرویس بیگانه! از اینرو بسیاری از مردم نجیب از حقشان میگذرند تا به جریان مشکوکی نیافتند.
۴- می بینند همین اتفاقات اخیر عاقبت بی تاثیر نبود هم در کمیسیون تلفیق بودجه اثر فوری نهاد و برخی نرخها تعدیل شد؛ هم در دولت اثر کرد و طرح ضربتی اشتغال و... را جلو انداخت! انگار آنروز که محترمانه و با مجوز جلوی مجلس و فلان سازمان تجمع قانونی میشد و پلاکارت حمایت از نظام دستشان میگرفتند اثری نداشت تا چند آشوب طلب قاطی شوند، بانکی آتش زنند و خونی بریزند تا حسابی ببرند!
*بدترین هزینه نجابت این است که با نجابت کار حقت جلو نرود و اوباشیگری بخواهد! بامطالبه قانونی(درخواست وطومار و شکایت به دیوان عدالت اداری و...) بجایی نرسی با دم زدن از انقلاب و رهبر حرفت را جدی نگیرند چون میدانند نظام واسلام را بر حقوق خود ترجیح میدهی و اگر کاری نکردند به نفع انقلاب و نظام کوتاه میآیی! مگر زهرماری قاطیاش کنی تا تکان بخورند!
*نجیب را مخیر کردن بین مظلوم ماندن یا اوباش شدن بدترین هزینه برای نجابت است.
۵- میبینند لیدرهای سیاسی گلهمندی بخشی از مردم در ۸۸ را با "رأی من کجاست؟!" صورتبندی کردند و فراخوان تجمعات غیر قانونی را ادامه دادند و حتی صریحا اعمال خشونت در تجمعات هم تئوریزه کردند(مثل استفتاءاز آقای منتظری)! اما اینبار که تجمعات -ازبیرون یادرون- "حق من کجاست؟!" عنوان گذاری شد چون در دوره استقرار خودشان بود همه یک صدا برقانون واجازه قانونی رعایت اموال عمومی و... پا فشردند! بلکه تلاش کردند مطالبات را به چیزهایی از جنس ۸۸تاویل ببرند! بگویند فقط مشکلات اقتصادی نیست و...
*هزینه دیگر نجابت این است که بازیات بگیرند! یک روز باید بخاطر آنچه حقت میخوانندتا آشوب وخشونت وبه تبع تحمل زندان وبازداشت ترا بکشانند (ولو خود میانه روند وسرجایشان بمانند) اما یک روز حتی بجای تجمع، طومار مجازی برایت پیشنهاد کنند که اگر به صدهزار امضاء رسید دولت ومجلس پیگیرش شوند!
همه بیاندیشیم و همکاری کنیم تا مردم عزیزمان بانجابت وکرامتشان و در چارچوب نظام و انقلابشان به حقوقشان برسند.
انتهای پیام
این تجمعات اما درسها وعبرتهایی داشت:
۱-قابلیت وظرفیت گله مندی موجود در مردم سرمایه ای میشود که برخی آنرا تحریک و نیروی میدانی خودشان کنند و در جنگ قدرت سهم خود را بالا بکشند! یکی رقیبش در قوهای را چندین بار تهدید کند که ملت شما را نمیخواهند و بیرونتان میکند! یکی که خودش بودجه را تقدیم میکند بگوید جوانان پیگیر بودجه باشند و همزمان هم معاونش نقد بودجه را ممنوع کند! و...
*هزینه اول نجابت مردم این است که حقوقشان وجه المصالحه یا وجه المخاصمه سیاسیون پیقدرت شود.
۲- به هر عاملی(خودجوش یا با تحریک این وآن)وقتی به تجمع بیایند ومطالبه حقوق از دست رفته شان کنند زود عده ای فرصت طلب قاطی میشوند وعلیه مقدسات شعار می دهند قرآن وحسنیه وحوزه آتش بزنند وشعار علیه خود اسلام دهند! نتانیاهو وترامپ به کمک آنها بیایند وسرنگونی نظامشان را بخواهند!
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که باید بخاطر اسلام ونظام اسلامی مطالبه خود را باز رها وتجمعشان را به راهپیمایی علیه فتنه گران تبدیل کنند چون خوب می دانند هیچکس جز مردم وحضورهای میلیونی شان نمی تواند نظام اسلامی را حفظ وفتنه ها را خاموش کند.
۳-چون اتحادیه های صنفی ونهادهای مدنی مثل آن ضعیف است مطالبات به حق مضبوط صورت بندی نمیشود و متصدی معلوم برای برپایی یک تحصن یا تجمع نمی یابد تا بتواند کاررا گردن بگیرد و درون ساختارهای مقبول ومشروع انتقاد خود را سامان دهد. پس مجوزی داده نمیشود ومعترضین در دنیای مجازی همدیگر را پیدا و اول بار در محل تجمع همدیگر را میبینند!
ضعیف خواستن یا ساختن اتحادیه های صنفی و مانند آنرا نهادهای مدنی مذهبی هم جبران نمیکند. در اعتراضات اخیر فقط یکی دو امام جمعه را دیدیم که پیشتازی کرده خود رفتند درون معترضان وحرف حق آنها را تعقیب و به تبع مانع انحراف مطالبات به ساختار شکنی شدند.
بقیه ماندند تا مطالبه -به قول خودشان بحق- فتنه شود بعد مردم را علیه فتنه برای حفظ نظام و اسلام برانگیزند! درحالیکه نان هزاران خانواده کارگر هم حاشیه پرچمی است که آتش زده میشود. مردم هم چیزی غیر از نظام نیستند بلکه علت حدوث و بقائش هستند.
*هزینه دیگر نجابت مردم این است که صاحب مطالباتشان، منتخبین خودشان یا زعماء و بزرگان بلادشان نیستند، کانالها وتوئیت ها باید صاحبشان شوند و جمع و جهتشان دهند! وچه نا امن کفیلی و وکیلی است مجاز و مجازی! چهار صبا بعدش معلوم شود فلان لیدر تجمع در مجازی آدم فلان قدرت طلب سیاسی بود یا نفوذی فلان سرویس بیگانه! از اینرو بسیاری از مردم نجیب از حقشان میگذرند تا به جریان مشکوکی نیافتند.
۴- می بینند همین اتفاقات اخیر عاقبت بی تاثیر نبود هم در کمیسیون تلفیق بودجه اثر فوری نهاد و برخی نرخها تعدیل شد؛ هم در دولت اثر کرد و طرح ضربتی اشتغال و... را جلو انداخت! انگار آنروز که محترمانه و با مجوز جلوی مجلس و فلان سازمان تجمع قانونی میشد و پلاکارت حمایت از نظام دستشان میگرفتند اثری نداشت تا چند آشوب طلب قاطی شوند، بانکی آتش زنند و خونی بریزند تا حسابی ببرند!
*بدترین هزینه نجابت این است که با نجابت کار حقت جلو نرود و اوباشیگری بخواهد! بامطالبه قانونی(درخواست وطومار و شکایت به دیوان عدالت اداری و...) بجایی نرسی با دم زدن از انقلاب و رهبر حرفت را جدی نگیرند چون میدانند نظام واسلام را بر حقوق خود ترجیح میدهی و اگر کاری نکردند به نفع انقلاب و نظام کوتاه میآیی! مگر زهرماری قاطیاش کنی تا تکان بخورند!
*نجیب را مخیر کردن بین مظلوم ماندن یا اوباش شدن بدترین هزینه برای نجابت است.
۵- میبینند لیدرهای سیاسی گلهمندی بخشی از مردم در ۸۸ را با "رأی من کجاست؟!" صورتبندی کردند و فراخوان تجمعات غیر قانونی را ادامه دادند و حتی صریحا اعمال خشونت در تجمعات هم تئوریزه کردند(مثل استفتاءاز آقای منتظری)! اما اینبار که تجمعات -ازبیرون یادرون- "حق من کجاست؟!" عنوان گذاری شد چون در دوره استقرار خودشان بود همه یک صدا برقانون واجازه قانونی رعایت اموال عمومی و... پا فشردند! بلکه تلاش کردند مطالبات را به چیزهایی از جنس ۸۸تاویل ببرند! بگویند فقط مشکلات اقتصادی نیست و...
*هزینه دیگر نجابت این است که بازیات بگیرند! یک روز باید بخاطر آنچه حقت میخوانندتا آشوب وخشونت وبه تبع تحمل زندان وبازداشت ترا بکشانند (ولو خود میانه روند وسرجایشان بمانند) اما یک روز حتی بجای تجمع، طومار مجازی برایت پیشنهاد کنند که اگر به صدهزار امضاء رسید دولت ومجلس پیگیرش شوند!
همه بیاندیشیم و همکاری کنیم تا مردم عزیزمان بانجابت وکرامتشان و در چارچوب نظام و انقلابشان به حقوقشان برسند.
انتهای پیام
این تجمعات اما درسها وعبرتهایی داشت:
,۱-قابلیت وظرفیت گله مندی موجود در مردم سرمایه ای میشود که برخی آنرا تحریک و نیروی میدانی خودشان کنند و در جنگ قدرت سهم خود را بالا بکشند! یکی رقیبش در قوهای را چندین بار تهدید کند که ملت شما را نمیخواهند و بیرونتان میکند! یکی که خودش بودجه را تقدیم میکند بگوید جوانان پیگیر بودجه باشند و همزمان هم معاونش نقد بودجه را ممنوع کند! و...
,*هزینه اول نجابت مردم این است که حقوقشان وجه المصالحه یا وجه المخاصمه سیاسیون پیقدرت شود.
,۲- به هر عاملی(خودجوش یا با تحریک این وآن)وقتی به تجمع بیایند ومطالبه حقوق از دست رفته شان کنند زود عده ای فرصت طلب قاطی میشوند وعلیه مقدسات شعار می دهند قرآن وحسنیه وحوزه آتش بزنند وشعار علیه خود اسلام دهند! نتانیاهو وترامپ به کمک آنها بیایند وسرنگونی نظامشان را بخواهند!
,*هزینه دیگر نجابت مردم این است که باید بخاطر اسلام ونظام اسلامی مطالبه خود را باز رها وتجمعشان را به راهپیمایی علیه فتنه گران تبدیل کنند چون خوب می دانند هیچکس جز مردم وحضورهای میلیونی شان نمی تواند نظام اسلامی را حفظ وفتنه ها را خاموش کند.
,۳-چون اتحادیه های صنفی ونهادهای مدنی مثل آن ضعیف است مطالبات به حق مضبوط صورت بندی نمیشود و متصدی معلوم برای برپایی یک تحصن یا تجمع نمی یابد تا بتواند کاررا گردن بگیرد و درون ساختارهای مقبول ومشروع انتقاد خود را سامان دهد. پس مجوزی داده نمیشود ومعترضین در دنیای مجازی همدیگر را پیدا و اول بار در محل تجمع همدیگر را میبینند!
,ضعیف خواستن یا ساختن اتحادیه های صنفی و مانند آنرا نهادهای مدنی مذهبی هم جبران نمیکند. در اعتراضات اخیر فقط یکی دو امام جمعه را دیدیم که پیشتازی کرده خود رفتند درون معترضان وحرف حق آنها را تعقیب و به تبع مانع انحراف مطالبات به ساختار شکنی شدند.
,بقیه ماندند تا مطالبه -به قول خودشان بحق- فتنه شود بعد مردم را علیه فتنه برای حفظ نظام و اسلام برانگیزند! درحالیکه نان هزاران خانواده کارگر هم حاشیه پرچمی است که آتش زده میشود. مردم هم چیزی غیر از نظام نیستند بلکه علت حدوث و بقائش هستند.
,*هزینه دیگر نجابت مردم این است که صاحب مطالباتشان، منتخبین خودشان یا زعماء و بزرگان بلادشان نیستند، کانالها وتوئیت ها باید صاحبشان شوند و جمع و جهتشان دهند! وچه نا امن کفیلی و وکیلی است مجاز و مجازی! چهار صبا بعدش معلوم شود فلان لیدر تجمع در مجازی آدم فلان قدرت طلب سیاسی بود یا نفوذی فلان سرویس بیگانه! از اینرو بسیاری از مردم نجیب از حقشان میگذرند تا به جریان مشکوکی نیافتند.
,۴- می بینند همین اتفاقات اخیر عاقبت بی تاثیر نبود هم در کمیسیون تلفیق بودجه اثر فوری نهاد و برخی نرخها تعدیل شد؛ هم در دولت اثر کرد و طرح ضربتی اشتغال و... را جلو انداخت! انگار آنروز که محترمانه و با مجوز جلوی مجلس و فلان سازمان تجمع قانونی میشد و پلاکارت حمایت از نظام دستشان میگرفتند اثری نداشت تا چند آشوب طلب قاطی شوند، بانکی آتش زنند و خونی بریزند تا حسابی ببرند!
,*بدترین هزینه نجابت این است که با نجابت کار حقت جلو نرود و اوباشیگری بخواهد! بامطالبه قانونی(درخواست وطومار و شکایت به دیوان عدالت اداری و...) بجایی نرسی با دم زدن از انقلاب و رهبر حرفت را جدی نگیرند چون میدانند نظام واسلام را بر حقوق خود ترجیح میدهی و اگر کاری نکردند به نفع انقلاب و نظام کوتاه میآیی! مگر زهرماری قاطیاش کنی تا تکان بخورند!
,*نجیب را مخیر کردن بین مظلوم ماندن یا اوباش شدن بدترین هزینه برای نجابت است.
,۵- میبینند لیدرهای سیاسی گلهمندی بخشی از مردم در ۸۸ را با "رأی من کجاست؟!" صورتبندی کردند و فراخوان تجمعات غیر قانونی را ادامه دادند و حتی صریحا اعمال خشونت در تجمعات هم تئوریزه کردند(مثل استفتاءاز آقای منتظری)! اما اینبار که تجمعات -ازبیرون یادرون- "حق من کجاست؟!" عنوان گذاری شد چون در دوره استقرار خودشان بود همه یک صدا برقانون واجازه قانونی رعایت اموال عمومی و... پا فشردند! بلکه تلاش کردند مطالبات را به چیزهایی از جنس ۸۸تاویل ببرند! بگویند فقط مشکلات اقتصادی نیست و...
,*هزینه دیگر نجابت این است که بازیات بگیرند! یک روز باید بخاطر آنچه حقت میخوانندتا آشوب وخشونت وبه تبع تحمل زندان وبازداشت ترا بکشانند (ولو خود میانه روند وسرجایشان بمانند) اما یک روز حتی بجای تجمع، طومار مجازی برایت پیشنهاد کنند که اگر به صدهزار امضاء رسید دولت ومجلس پیگیرش شوند!
,همه بیاندیشیم و همکاری کنیم تا مردم عزیزمان بانجابت وکرامتشان و در چارچوب نظام و انقلابشان به حقوقشان برسند.
,انتهای پیام
,]
ارسال دیدگاه