به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از پیک دانشجو ۲۰ دی ماه سالگرد شهادت میرزا تقی خان امیر کبیر است که در سال ۱۲۳۰ هجری شمسی به شهادت رسید.بی گمان به جرات می توان گفت کسی در ایران نیست که نام وی را نشنیده باشد،نقل های فراوانی از وی در خصوص تاثیرات بسزا در وضعیت کشور می باشد به طوری که برخی معتقدند در دوران خدمت امیر کبیر گویی زلزله موهبت های الهی در شهر رخ داده چرا که اصلاحات داخلی در زمینه اعتلای فرهنگ، تنظیم اقتصاد و تطهیر عرصه سیاست کشور، اقدام در جهت احیای دین و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب و استعمارگران،حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، ریشه کن نمودن فقر که طی سه سال و اندی صدارت میرزا تقیخان امیر کبیر انجام گرفت، همه قابل تحسین است و همه تنها گوشه ای از خدمات وی می باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک دانشجو, پیک دانشجو,افدامات امیرکبیر برای این مرز بوم به گونه ای است که تاریخ چنان او دوباره به خود ندیده و نخواهید دید و این ادعا مسئله ای است که تنها تاریخ و مطالعه آن می تواند آن را به اثبات برساند.اما متاسفانه باید در نظر داشت به علت سطح پایین مطالعه در خصوص این بزرگ مرد ایرانی شاید تنها تاسیس مدرسه دارالفنون از وی را در خاطر داشته باشیم ولی در این گزارش پیک دانشجو بر آن است تا مطالبی کامل،مفید و کوتاه در اختیار بازدیدگنندگان قرار دهد؛
, پیک دانشجو, پیک دانشجو,دیگر اقداماتی که امیرکبیر در دوران کوتاه خدمت رسانی وی برای مملکت خویش انجام داد بدین سان می باشد: تأسیس دارالفنون – نشر علوم جدید – ترویج صنایع جدید – فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات و تدریس در ایران – ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی – ایجاد روزنامه و انتشار کتب- مبارزه با فساد (که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود) – تقویت بنیه اقتصادی کشور- استخراج معادن – بسط کشاورزی و آبیاری – توسعه تجارت داخلی و خارجی- کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور – تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی- اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه- ایجاد امنیت و استقرار دولت – تنظیم و سر و سامان دادن به قشون ایران – ایجاد کارخانههای اسلحهسازی – اصلاح امور قضایی – تأسیس چاپارخانه – تاسیس بیمارستان و…
,در حقیقت این روحیه دلسوزی و مسئولیت پذیری وی بود که باعث شد این چنین تمام وجود خودش را برای کشور و ملت فدا کند،روحیه ای که شاید این روزها در بسیاری از مسئولین غریب باشد،چرا که بسیاری بر این باورند چون در راس نیستند بنابراین کاری از پیش نخواهند برد،برخی دیگر تنها به خود و خانواده خود می نگرند و برخی در دنیایی دیگر سیر می کنند،حال آنکه اگر هرکس در جایگاه خود به نحو احسن عمل کند قطع به یقین اوضاع کشور به ویژه در خصوص مسائل اقتصادی این چنین نمی ماند!
, در حقیقت این روحیه دلسوزی و مسئولیت پذیری وی بود که باعث شد این چنین تمام وجود خودش را برای کشور و ملت فدا کند،روحیه ای که شاید این روزها در بسیاری از مسئولین غریب باشد،چرا که بسیاری بر این باورند چون در راس نیستند بنابراین کاری از پیش نخواهند برد،برخی دیگر تنها به خود و خانواده خود می نگرند و برخی در دنیایی دیگر سیر می کنند،حال آنکه اگر هرکس در جایگاه خود به نحو احسن عمل کند قطع به یقین اوضاع کشور به ویژه در خصوص مسائل اقتصادی این چنین نمی ماند!,داشتن روحیه ملی گرایی و وطن پرستی می تواند مهم ترین ارثی باشد که از بزرگ مرد ایرانی میرزا تقی خان امیرکبیر به ارث می بریم چرا که اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر، این قهرمان مبارزه با استعمار، سبب شد که درباریان فاسد و خودخواه، از او سعایت کردند تا این که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه خودکامه گرفتند و او را در حمام فین کاشان به شهادت رساندند و بی شک کشور در نبود او شاهد خسرانی بود که بهار ملت را به پاییز بدل کرد.
,روحیه جدایی ناپذیری مسئولین از مردم کشور یکی دیگر از برجسته ترین ویژگی های این بزرگ مرد ایرانی بود،به طوری که وی تمام ایرانی ها را اولاد حقیقی خویش می دانست و در همین جا خاطره ای از وی نقل است در خصوص روزی که امیر کبیر به شدت گریست چرا که خود را مسئول مردم می دانست و لحظه ای پلک بر هم نمی نهاد.
, روحیه جدایی ناپذیری مسئولین از مردم کشور یکی دیگر از برجسته ترین ویژگی های این بزرگ مرد ایرانی بود،به طوری که وی تمام ایرانی ها را اولاد حقیقی خویش می دانست و در همین جا خاطره ای از وی نقل است در خصوص روزی که امیر کبیر به شدت گریست چرا که خود را مسئول مردم می دانست و لحظه ای پلک بر هم نمی نهاد.,در سال ۱۲۶۴ قمرى، نخستین برنامهى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان مىشود.
,هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باختهاند، امیر بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند یا از شهر بیرون مىرفتند
,روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مىشود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهاى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
,چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاىهاى مىگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچهى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند.
,امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ایرانىها اولاد حقیقى من هستند و من از این مىگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.
, امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ایرانىها اولاد حقیقى من هستند و من از این مىگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.,در انتها اگر بخواهیم اشاره ای خلاصه وار به چگونگی قتل وی داشته باشیم می توانیم بگوییم به سبب رشادت های امیر کبیر و برانگیخته شدن روحیه حسادت دشمنان وی، ناصرالدین شاه را دشمنان امیرکبیر محاصره فکری کردند همچنین می توانیم عوامل اصلی توطئه عبارت بودند از: مهدعلیا، میرزا آقاخان نوری، پسر دائیهای شاه از جمله شیرخان عین الملک ایلخان طایفه قاجار، و سردار محمدحسن خان ایروانی داماد محمد شاه بدانیم چرا که تمامی آنان همدست بودند.
,
بنابر آنچه از قول ناصرالدین شاه آورده اند، میرزا آقاخان نوری بود که فرمان قتل را از شاه گرفت و به حاج علی خان سپرد. مخبرالسلطنه می نویسد: از غلامحسین خان صاحب اختیار شنیدم که ناصرالدین شاه گفته بوده است که به قتل امیر راضی نبودم. میرزا آقاخان تدلیس کرد و دستخط را از من گرفت. دستخط دیگر فرستادم که میرزا علی خان نرود، گفت رفته است و معاذیر آورد.
روزگار تبعید به چهل روز رسید. جنایت بزرگ تاریخ روز جمعه هفدهم ربیع الاول ۱۲۶۸ (دهم ژانویه ۱۸۵۲) در حمام فین کاشان صورت گرفت.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه