جایگاه مکان در حافظه تاریخی یک شهر
درطراحی مبلمان شهری،باید ارسال پیام برای شهروندان باتوجه به زبان وشیوه خصیصه های فرهنگی وهویت هرجامعه باشد،تا برای شهروندان قابل لمس تر بوده وارتباط بصری ایجاد کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان؛ عقاب(هەڵۆ) نام میدانی است در مرکز شهر سقز در استان کردستان که به سبب ساخت و نصب پیکر نسبتا بزرگ یک عقاب بال گشوده رو به سمت خاوری میدان، به میدان عقاب(بەرهەڵۆ) شهرت یافت. تاریخ ساخت و نصب پیکر عقاب در این مکان به سال1349بر میگردد که عبدالله برادری و همکارش رضا جارچی هر دو از اهالی شهرستان سقز آن را ساخته و بر روی پایه ای از سنگ و سیمان به شکل قله ی کوه نصب کردند.
پیش از نصب این سازه میدان مذکور به سبب وجود آبنمایی بزرگ و پرآب و حاشیه ی چمن کاری محاط برآن که با پروژکتورهای زیرآبی و فوارههایی چند تجهیز شده بود به «فلکه» و «حوض» نام برده میشد.
احداث این فلکه و آبنمای آن درواقع یکی از نمادهای مدرنیزه کردن فضای شهری و نوسازی معابر و کالبد قدیمی تر شهر در اوایل دههی 1350خورشیدی بود که با فواصل نه چندان طولانی همراه با سازههای میدان آزادی فعلی (معروف به بەرگاراج) و میدان استقلال (یادبود سابق) به شیوهای جدید طراحی و بازسازی شده بودند.
مجسمهی عقاب و نام میدان منتسب به آن در این شهر سابقهای ویژه و خاطرهای تاریخی و حتا نوستالژیک برای نسلهای دهههای سی و چهل و پنجاه خورشیدی برجا گذاشته است که درطی دو د ههی اخیر نیز به نسلهای بعدی منتقل شده است. تبدیل این میدان به «مکانی نمادین» به تدریج از زمانی شروع شد که نخستین اعتراضات و اجتماعات شبانه در بهار و تابستان 1357 علیه حکومت سلطنتی در آن شکل گرفت و معترضان با رسیدن نیروهای پلیس و چماق به دستها متفرق میشدند. وجود این اثرحجمی و نقش تمثیلی آن که هم واجد ارزش هنری بود و هم بارمعنایی ویژهای داشت.
در خلال روزهای انقلاب و سالهای پس از آن نیز به میزان قابل توجهی در هویت بخشی و تبدیل این مکان به کانونی برای تجمع، برگزاری میتینگها، گفت وگو، نظاره کردن، مباحثات سیاسی و ایدئولوژیک و مکانی برای عرضه و فروش کتابهای جلد سفید و نشریات و نمایش فیگورهای مختلف فردی و گروهی، نقشی فراتر از یک اثر تزیینی و اِلمان شهری ایفا کرد.
اهمیت نمادین عقاب دراین میدان بیشتر به ماهیت سمبلیک و تمثیلی این پرندهی نیرومند بلند پرواز بر میگردد. پرندهای که پس از سیمرغ افسانهای و ققنوس اسطورهای هم مابه ازای واقعی در طبیعت دارد و هم در جهان ذهنی انسان کوردی به «سمبل» شجاعت ، سرفرازی و قدرت تبدیل شده است. پرویز ناتل خانلری و استاد هژار مکریانی و سوارهی ایلخانی زاده قلمرو آن را از آسمان ها و فرهنگ عامه تا عرصه ی ادبیات آهنگین سمبلیک و مبارزه جو وسعت بخشیدند.
پرندهی این سازه ی حجمی با وصفی که از آن ارایه شد اگرچه در دورهی مدرنیزه کردن بافت شهری سقز ساخته شد اما «سازهای مدرن» نبود بلکه عینی کردن و تجسم بخشیدن به جنبه های روایی و سمبولیک این پرنده بود و در حقیقت کارکرد هنری، بصری و معنایی ای فراتر از وجه «تمثیلی» و«نمادین» سنتی نداشت.
استاد هژار مکریانی در بخشی از منظومهی «عقاب پیر» گفته: نزد عقاب بلندپروازی که در اوج به شکار میپردازد، چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن!
لای هەڵۆی بەرزە فڕی بەرزە مژی
چۆن بژی شەرتە نەوەک چەندە بژی
ظاهرا حیات عقاب میدان شهر ما، مصداق این دو بیت بود و اگر چە کم (حدود14سال) اما نقش آفرین و تاثیرگذار زیست و در ابتدای دههی شصت همراه با پیکر دیو وپری پارک شهر برداشته و از دیدهها محو شد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انور معرفت
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه