گفتگو با پرستار هنرمند:
هنر پرستاری؛ نقاشی لبخند بر بوم درد است
ماندانا خاتمی گفت: وقتی که درد با تمام توان پنجه های قویش را می فشارد و نفس بیمار را به شماره می اندازد ، پرستار تنها کسی است که در تنهایی بیمارستان دستهای گرم و چشمهای مهربانش می تواند آرامبخش باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نگارانه؛ "وقتی که درد با تمام توان پنجه های قویش را می فشارد و نفس بیمار را به شماره می اندازد ، پرستار تنها کسی است که در تنهایی بیمارستان دستهای گرم و چشمهای مهربانش می تواند آرامبخش باشد ."این بخشی از سخنان ماندانا خاتمی از پرستاران بیمارستان امام خمینی کرج است که در ذیل شرح مصاحبه با ایشون را به مناسبت ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار می خوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نگارانه؛,ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال است در حرفه پرستاری مشغول به کار هستید؟
, ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال است در حرفه پرستاری مشغول به کار هستید؟,ماندانا خاتمی هستم و ازسال 1378 بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده پرستاری لاهیجان , مشغول خدمت در این حرفه هستم و اکنون در بیمارستان امام خمینی کرج در حرفه پرستاری به بیماران خدمت می کنم.
,علت نامگذاری ولادت حضرت زینب به عنوان روز پرستار از نظر شما چیست؟
, علت نامگذاری ولادت حضرت زینب به عنوان روز پرستار از نظر شما چیست؟,از نظر من صبر، جسارت و مدیریت بحران در میدان واقعه , سه دلیل ممکن برای انتخاب ولادت ایشان برای روز پرستار است.
,یک پرستار خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
, یک پرستار خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟,پرستاری به دلیل اینکه پیوند مستقیم با درد و رنج افراد طبقات مختلف جامعه دارد و از انجاییکه اقشار مختلف در شرایط حاد و بحران زده ، واکنش های متفاوتی دارند و حتی گزارش هایی ازعدم کنترل بر رفتار و بروز واکنش های تند وجود دارد ,یکی از پر خطر ترین مهارت هاست .
,پرستاران با توجه به ضعف مدیریت ها، دچار مشکلات مالی شدید و حتی مسایل جسمی و روانی زیادی شده اند و توزیع فشرده شیفت که قسمت زیادی از فشارآن حتی بر دوش خانواده و خصوصا فرزندانشان است ,می تواند اسیب زیادی در مراقبت و رفع نیاز های بهداشتی نیازمندان و در نهایت صدمه به محصول سیستم بهداشتی ناحیه و کشور وارد کند .
,در نهایت من و همکارانم بیشتر با تکیه بر اخلاق و احترام به کرامت و حقوق انسانها و بدون در نظر گرفتن مزد ناچیز، پا به این حرفه گذاشته ایم و سعی ما این است که تسکین دردهای مردم باشیم .
,

, برای ورود شما به رشته پرستاری چه عاملی بیشترین نقش را داشت علاقه یا چیز دیگری ؟
, برای ورود شما به رشته پرستاری چه عاملی بیشترین نقش را داشت علاقه یا چیز دیگری ؟,هرگز شناختی از این رشته نداشتم از انجاییکه پدر و مادرم فرهنگی بودند من هم با سیستم درمان فقط در حدی که برای معالجه مراجعه کرده بودم ،اشنا بودم .در زمان کودکی،خانم پرستار مهربانی وقتی با نوازش ، سوختگی های پایم را ترمیم میکرد، ذهنیت خوبی از این رشته در ذهنم ایجاد کرد و در نهایت انتخاب من تنها بر اساس تطبیق رشته با رتبه ی قبولی ام بود .هرچند که پس از مدتی نقش امدادرسانی ام در سراسر زندگی شخصی و کاری ، ان را از یک وظیفه ی شغلی به یک مسوولیت اجتماعی تبدیل کرد .
,به عنوان یک پرستار موفق عامل ارتباط موثر یک بیمار با پرستار را در چه می بینید؟
, به عنوان یک پرستار موفق عامل ارتباط موثر یک بیمار با پرستار را در چه می بینید؟,ایجاد امنیت و دور کردن ازترس و قرار دادن افراد در فضایی دور از هر گونه نگرانی های جانبی که سد راه ارامش و اطمینان خاطر باشد و نیز مهمترین قسمت؛ عمل بر اساس وجدان و بدون قضاوت انسانهاست .
,اگر پرستار نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کردید؟
, اگر پرستار نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کردید؟,به رشته های مترجمی ، نویسندگی و روزنامه نگاری علاقه زیادی دارم .
,به چند نمونه از مشکلاتی را که پرستاران با آن مواجه هستند اشاره کنید؟
, به چند نمونه از مشکلاتی را که پرستاران با آن مواجه هستند اشاره کنید؟,مشکلات مالی و حقوقی که در پی سیاست های توزیع نا عادلانه پول در سیستم بهداشت و درمان ایجاد شد .
,خستگی های پی در پی و تشدید قوا به جای امکان تجدید قوا و اضافه کاری های اجباری که بار عصبی زیادی به دوش ما و خانواده هایمان وارد می کند .
,خانم خاتمی شنیده ایم در کنار پرستاری کار هنری هم انجام می دهید؟ داستا ن نویسی انجام می دهید و دو تا از آثارتان در جشنواره بین المللی برگزیده شده؟ میشه توضیح دهید؟
, خانم خاتمی شنیده ایم در کنار پرستاری کار هنری هم انجام می دهید؟ داستا ن نویسی انجام می دهید و دو تا از آثارتان در جشنواره بین المللی برگزیده شده؟ میشه توضیح دهید؟,بله از قبل از پرستاری به کار نوشتن مشغول بودم و برنامه هایی را در رادیو گیلان پیش می بردم و در روزنامه ها ی محلی و محافل ادبی رشت فعالیت می کردم.
,تا کنون داستانهای کوتاه زیادی نوشته ام و اخیرا یکی از داستانها در جشنواره بین المللی هزار و یک شب صاحب رتبه ی سوم شده است .
,یک نمونه از داستانهایتان را برای مخاطبان ما بخوانید؟
, یک نمونه از داستانهایتان را برای مخاطبان ما بخوانید؟,داستان شکایت
,مرد گفت:
,“خانوم من نمی فهمم از چی حرف می زنی منظورت چیه که …”
,زن به میان حرفهایش دوید و گفت :
,” هر روز صبح که از خواب بیدار میشم یک جای خالی روی لثه ام پیدا می شه حتی یک روز تمام دندانهایم بدون انکه خون بیاد شبیه دگمه های لق این لباس کنده شد و روی پیش بندم ریخت “.
,سرش را نزدیک مرد برد تا با انگشت اشاره ردیف خالی لثه ی پایینش را نشان دهد .
,مرد بدون انکه سرش را بلند کند کاغذها ی زیر دستش را طوری روی هم چید که یکدست شد و انها را در زونکن خاکستری گذاشت و گفت :
,“متوجهم اما این چیزها ممکنه برای هرکسی پیش بیاد “.
,این جمله زن را به عقب کشاند به پشتی صندلی تکیه کرد. با دهان باز اهی کشید و شانه هایش افتاد سپس سعی کرد محل ریزش موهای سرش را نشان دهد و باز هم از جرم حرف بزند.
,چند ثانیه بعد , سپیدی زودرس موهایش را به چنگ گرفت تا لکه ی خون مرده زیر گردنش را نمایان کند .
,انگاه انگشتش را به نقطه ای روی گردنش برد و گفت :
,” چیزی هم اینجا مانده و شما نمی دانید وقتی حرف می زنم چطور خودش را وسط حرفهایم می اندازد و انقدر سرفه ام می گیرد تا لال شوم “.
,مرد تلفن را نزدیکتر اورد و دستش را روی گوشی گذاشت و مکثی کرد وگفت :
,“خانم شما باید به دکتر مراجعه کنی “.
,زن صدایش را به زیر انداخت و گفت : “اما من مریض نیستم امده ام شکایت بنویسم”.
,مرد از پشت میز بلند شد و تمام اوراقی را که در زونکن گذاشته بود با احتیاط در قفسه ی پشت سرش گذاشت و میان حرفهایش دوید و گفت :
,“بسیار خب اگر فرمایش دیگه ای نیست تشریف ببرین من باید اینجا را تعطیل کنم ” .
,زن بلند شد مانند جانوری نا رام ، صندلی را به وسط اتاق هل داد کاغذها و قلمدان را روی سرامیک کف اتاق انداخت و به میز خیره شد . بعد دستهایش را از بالای لباسش به دو طرف کشید و میان نیمه های از هم گسیخته ی لباسش عریان شد .
,دگمه ها روی میز , چرخشی زدند و کنار سایه ی مرد روی شیشه ی تاریک ان بی حرکت ماندند .
,مرد ایستاد . یک قدم به عقب رفت .دستهایش را به دیوار پشت سر چسباند و با چشمهایی وحشتزده به تیزی خون الود خنجری نگاه کرد که از درون سینه ی زن بیرون مانده بود .
,هنر و پرستاری : چگونه توانستید بین هنر و پرستاری ارتباط برقرار کنید؟
, هنر و پرستاری : چگونه توانستید بین هنر و پرستاری ارتباط برقرار کنید؟,پرستاری و نوشتن برای من دو زندگی متفاوت و حتی باید بگویم دوزندگی ناسازگار بود. مشکلات بسیاری بر سر راه هنر است و در برابر هنر و این شغل مشکلات به مراتب بیشتر بوده و بر همین اساس کم کم قاعده ی خاصی در زندگی ام ایجادکردم که بر اساس ان من در تمام اوقات زندگی ام خود را به نقشی در برابر خود تبدیل کرده و ازهمان نقش است که تا کنون نوشته ام .
,صحبت پایانی تان را بفرمایید؟
, صحبت پایانی تان را بفرمایید؟,تا به اینجا به این نتیجه رسیده ام که تنها عشق و مهربانی می تواند انسانها را نجات دهد و از دردها کم کند پس بیاییدکمی بیشتر با هم مهربان باشیم .
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه