در مراسم یادواره شهدا:

روایت خاطره ای توسط کارگردان سریال "آرام می گیریم"

روایت خاطره ای توسط کارگردان سریال "آرام می گیریم"
نویسنده و کارگردان سینما اهل شهرستان فامنین به خاطره ای در مورد تاثیر شهداء در زندگی دنیوی پرداخت و اظهار کرد: در سریال "آرام میگیریم" شخصیتی بنام مجتبی فامنین داشتیم که در پایان سریال این شخصیت به شهادت میرسد، تقریبا چند روز مانده بود به پخش سکانس شهادت مجتبی فامنین و من هنوزنتوانسته بودم آن سکانس را بگیرم در حالیکه سکانس های قبل و بعد آنرا آماده کرده بودم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روح اله سهرابی نویسنده و کارگردان سینما اهل شهرستان فامنین در گفتگو با آوای فامنین،گفت: کتاب هایی با عنوان "وجدان روشنفکر، تعصب وجدان، تگرگ در کویر، سوگند سکوت، خاک خورشید خدا و همچنین کارگردانی فیلم های سینمایی خاکستر و برف، محدوده ابری و نیز کارگردانی سریال 50 قسمتی "آرام می گیریم" که از شبکه دوم سیما پخش شد را در کارنامه هنری خود دارد وی ضمن فعالیت در عرصه های مختلف فرهنگی هنری به تدریس در زمینه کارگردانی و فیلمنامه نویسی نیز مشغول است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای فامنین,

روح الله سهرابی در مراسم یادواره شهدای روستای سناج از توابع شهرستان فامنین به خاطره ای در مورد تاثیر شهداء در زندگی دنیوی پرداخت و اظهار کرد: در سریال "آرام میگیریم" شخصیتی بنام مجتبی فامنین داشتیم که در پایان سریال این شخصیت به شهادت میرسد، تقریبا چند روز مانده بود به پخش سکانس شهادت مجتبی فامنین و من هنوزنتوانسته بودم آن سکانس را بگیرم در حالیکه سکانس های قبل و بعد آنرا آماده کرده بودم.

,

 استرس زیادی داشتم که این صحنه را اجرا کنیم چون هم امکانات کم بود و هم هوا بشدت سرد بود ما نیز بایستی در شهرک سینمایی برنامه را اجرا می کردیم و آنجا هم که دشت و بیابان بود سرما بسیار شدیدتر و سوزناکتر بود این شرایط سخت بر فیلم تاثیر منفی میگذاشت سه  روز مانده بود به پخش که ما باید سریال را به تدوین میرساندیم ،دستیار بنده تماس گرفت  و گفت که هوا برفی است و خیلی هم باریده و اصلا فکر نمیکنم بتوانیم برویم به شهرک سینمایی چه برسد به اینکه بتوانیم فیلم بگیریم.

,

 اعضای تیم گفتند چکار کنیم تعطیل کنیم فک کردم دیدم نمیشود و همه ی برنامه ها بهم میخورد و از طرفی اصلا" نمیخواستم فیلم خراب شود با خودم گفتم خدایا خودت شاهدی این سکانس از مهمترین سکانسهای سریال است و نمیخواهم ساده بگیرم بازیگرها تماس گرفتند که هوا برفی است آیا بیاییم؟ گفتم: بله! هوا هرطور باشد باید برویم و این سکانس را بگیریم.

,

با توکل به خدا به سمت شهرک سینمایی راه افتادیم جالب بود که در راه هوا برف و کولاک بود وقتی عوارضی قم را رد کردیم و به اطراف شهرک رسیدیم ،دیدم که هوا کم کم بهتر میشود وقتی به خود شهرک سینمایی رسیدیم انگار اصلا چند ماه است نباریده! همه تعجب کرده بودیم و من این را قلبا" از برکت و توجه شهدا دانستم چون برایم این سکانس بسیار بسیار مهم بود.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه