همه روزهای بدون او؛

روایتی ساده ولی پردرد از اولین عید بدون بابا

روایتی ساده ولی پردرد از اولین عید بدون بابا
یکی از سرگرمی‌های کودکان، گرفتن عیدی از دست پدران است و البته عده‌ای از پدارن این لذت بهره نمی‌برند تا جامعه از امنیت لذت ببرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ کوچه‌های تو در تو و غالبا باریک و با بار ترافیکی بسیار بالا در گوشه‌ای از شهر مشهد، اسم قدیمی آن گلشهر است، محله‌ای که ثروت مردم آن دنیایی نیست و به قول یکی از افراد همان محله، کوچه‌ای نیست که شهید مدافع حرم به اسلام تقدیم نکرده باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,

پی از کلی گشتن به خانه‌ای که فقط یک طبقه همکف بود نمایان شد، ساده اما پر از زندگی، دختر بچه‌ای که به نظر منتظر میهمانان بود، از درِ خانه به بیرون کوچه سرک می‌کشید و به محض دیدن دوستان سریع به داخل خانه و پیش مادرش دوید.

,

همسر شهید برای خوش‌آمدگویی به حیاط خانه آمد و همه گروه را به داخل منزل دعوت کرد، هنوز بوی تازگی زندگی مشترک به مشام می‌رسید و تابلویی که به نظر تقدیمی شهید به همسرش بود، بر بلندی دیوار ورودی چشم نوازی می‌کرد.

,

وقتی از محل و نوع شهادت از همسر سوال پرسیده شد، او به ناگاه گریه کرد و خیلی منقطع و کوتاه گفت: انتحاری.

,

همسر با چشمانی پر از اشک دوری ولی مقتدر از صلابت شهید، گفت: وقتی به او گفتم که اگر شهید شدی ما در این مملکت غریب چه کنیم در جواب گفت«اگر توفیق شهادت داشتم، خدا از شما محافظت خواهد کرد.»

,

در این لحظه سکوتی پرمعنا به جمع حاکم شد.

,

شغل شهید قبل از رفتن بنایی بود

, شغل شهید قبل از رفتن بنایی بود,

قدری از بی‌مهری مسئولان امر که در ابتدای شهادت زیاد به او سر می‌زدند و الان دیگر این کار را انجام نمی‌دهند، ناراحت بود.

,

یکی دو هفته برای اولین بار که می‌خواست برود به من می‌گفت که رضایت بده تمامی دوستانم رفته‌اند و فقط من مانده‌اندم، به قدری شب و روز اصرار کرد که راضی شدم و از آن روز به بعد نیز چند مرتبه رفت و برگشت که در آخرین دوره که رفت بعد از دوهفته خبر شهادتش را آوردند.

,

کودکی به نام اسماء که دختر شهید بود، دائما در جنب و جوش بود، هر چند تمامی این کارها را با خجالت تمام انجام می‌داد؛ او اولین عید بدون بابا را تجربه می‌کرد و چه تجربه‌ای....

,

آرامش امروز اعیاد مردم مرهون کسانی است که از خانواده خود برای امنیت، آسایش و آرامش مردم جان و دل شستند خون خود را اهداء کردند ولی این روزها کمتر کسی از آن‌ها خبری می‌گیرد، به نظر همه سرگرم دنیای ماشینی خود شده‌اند و جایی برای این حرف‌ها دیگر ندارند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه