بحث و گفت و گو بر اساس نظریات دکتر جینات؛

کودکان انسان اند

کودکان انسان اند
لازم است احساسات کودکان را با اهمیت بشماریم و تلاش کنیم در ارتباط با کودکان به آن ها، جهت درک احساسات خودشان و مهم شمردن آن ها کمک کنیم.
[

به نقل از پایگاه خبری تحلیلی باقرشهرنیوز؛ جلسه بحث و گفت و گو بر پایه موضوعات کتاب، کودک، خانواده، انسان، در مرکز تبادل کتاب تهران، برگزار شد.

,

اولین جلسه این دوره حول محور بخش اول کتاب با موضوع: کودکان انسان اند ( احترام به احساسات کودکان ) برگزار شد.

,

بخش خوانده شده ازکتاب:

,

ژانت، باورت نمی شود! امروز صبح بچه کوچکم خوابیده بود و راجو مرتب می دوید و پتوی او را از رویش کنار می زد. درست وقتی آماده بودم که یکی به پشتش بزنم و بگویم: ( تو دیگر پسر بزرگی هستی، باید بیش از این بفهمی! )، یادم آمد تو در این مورد گفته بودی: ( تا احساسات بدتخلیه نشود، احساس  خوب جانشین آن نمی شود. ) بنابراین فقط دستش را گرفتم و گفتم: ( ببین راجر، من تو این فکر بودم که حتما این بچه گاهی تورو ناراحت می کنه، حتی وقتی خوابه. شرط می بندم که حتی دیدن اون توی این خونه تورو عصبانی می کنه. ) نگاه ممتد و تشکرآمیزی به من انداخت و گفت: ( بچه سردش شده، روشو بپوشون! ) باورت می شه ؟!

,

براساس این نگاه لازم است احساسات کودکان را با اهمیت بشماریم و تلاش کنیم در ارتباط با کودکان به آن ها، جهت درک احساسات خودشان و مهم شمردن آن ها کمک کنیم.

,

صحبت شرکت کنندگان در سه بخش انجام گرفت:

,
  1.  چگونه در عین احترام به احساسات کودکان، احساسات و تصورات خود را به آن ها تلقین نکنیم.
  2.  تفاوت احساسات، رفتار، بازخورد و تعریفی که از آنها داریم چیست؟
  3.  آیا برای احساسات نظام خاصی در ذهن داریم و احساسات را به خوب و بد دسته بندی می کنیم؟
,
  •  چگونه در عین احترام به احساسات کودکان، احساسات و تصورات خود را به آن ها تلقین نکنیم.
  • ,
  •  تفاوت احساسات، رفتار، بازخورد و تعریفی که از آنها داریم چیست؟
  • ,
  •  آیا برای احساسات نظام خاصی در ذهن داریم و احساسات را به خوب و بد دسته بندی می کنیم؟
  • ,
    • بخش اول:
    ,
  • بخش اول:
  • ,

    _ هنگامی که رفتاری از کودکان سر می زند که ما را متوجه احساس خاصی در درون او می کند، سعی کنیم با ایجاد گفت و گو، کودک را با احساس خود(احساس خود کودک)، آشنا کنیم. این امر به احساس درک شدن و خروج احساسات درونی آزار دهنده کمک می کند.

    ,

    _ باید مراقب باشیم که هنگام گفت و گو با کودکان، احساسات فرضی خود را به آن ها تلقین نکنیم چرا که این امر می تواند نتیجه عکس داشته باشد.

    ,

    _ کودکان باید بدانند که احساسات آن ها پذیرفته شده است و آن ها باید به عنوان یک انسان به احساسات خود اطمینان داشته باشند.

    ,

    _ احساسات می توانند مانند یک چراق قوه یا سنسور عمل کنند و انسان را متوجه وجود نیازی، در درون خود کنند.

    ,

    _ در بعضی مواقع لازم است، تنها با گفت و گو در سطح کودکان، آن ها را با وجود انواع احساسات آشنا کنیم و استفاده از لغات و کلمات خاص برای احساسات را به زمان یادگیری طبیعی خود کودک بسپاریم. این امر می تواند از تلقین چارچوب های ارزشی در مورد احساسات جلوگیری کند.

    ,

    _ احساسات مانند زبان مشترکی بین انسان ها هستند و شناخت آن ها به تقویت هوش هیجانی کودک کمک می کند.

    ,
    • بخش دوم:
    ,
  • بخش دوم:
  • ,

    _ رفتار ها در واقع بازخوردهایی هستند که از احساسات بروز می کنند و می توانند رفتارهای منفی یا مثبتی باشند.

    ,

    _ اینکه تعریف مشخصی از احساسات داشته باشیم می تواند مارا در درک آن ها و انتقال این درک مناسب به کودکان یاری کند.

    ,

    _ رفتارهایی که کودکان از خود بروز می دهند، می توانند با احساساتی که دارند، متفاوت باشد. این امر می تواند دلایل متفاوتی مانند ناآگاهی و عدم درک احساسات خود و یا ترس از بروز احساسات واقعی و مقابله با آن باشد.

    ,

    _ تعاریفی که در زبان فارسی در مورد احساسات وجود دارد، محدودتر از تعاریف موجود در علم روانشناسی بوده و در نتیجه ما از واژه های یکسانی برای احساسات متفاوت استفاده می کنیم. انتقال این امر به کودکان نیز می تواند موجب سردرگمی آن ها در درک احساسات خود شود

    ,
    • بخش سوم:
    ,
  • بخش سوم:
  • ,

    _ اهتمام به درک و پذیرفتن احساسات کودکان به این معنی است که ما وجود انواع احساسات در کودکان را معمول بدانیم و این امر را نیز منتقل کنیم تا کودکان را از شرمساری های ناشی از چارچوب های ارزشی احساسات و در نتیجه عدم بروز آن ها، حفظ کنیم.

    ,

    _ در برخورد با کودکان و هر نوع ارتباط دیگر باید بدانیم که قصد ما بروز احساسات منفی جهت جایگزینی احساسات مثبت است. یا بطور کل مثبت یا منفی بودنی برای احساسات قائل نیستیم.

    ,

    _ دسته بندی احساسات بر اساس برخی متون روانشناسی به گونه ای است که برای هر احساس یک سر منفی و یک سر مثبت در نظر گرفته می شود. در نتیجه هیچ احساسی به خودی خود، خوب یا بد نیست و بروز رفتاری که ناشی از احساسات است می تواند آزاردهنده باشد یا خیر. به عنوان مثال، احساس حسادت، نقطه ی مقابل احساس غبطه است و یا افسردگی، نقطه ی مقابل ناراحتی.

    ,

    این امر بیان می کند که همه ی احساسات در روی مثبت خود می توانند به انسان جهت شناخت خود، احوال روحی، نیازها و خواسته هایش کمک کنند.

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه