بررسی ابعاد فعالیت بوکوحرام در نیجریه
گروه بوکوحرام طی چند سال اخیر و به ویژه طی ماههای گذشته اوضاع نیجریه را با بحران های بسیاری مواجه کرده است. بوکوحرام به معنای حرام بودن کتاب و تحصیلات غربی است و این گروه معتقد است باید تحصیلات غربی را کنار گذاشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، یکی از مسائلی که طی دو دهه اخیر منطقه خاورمیانه و افریقا را با چالش های بسیاری مواجه کرده است ظهور و رشد گروههای تروریستی است که سبب ایجاد بحران های امنیتی بسیاری برای کشورهای منطقه شده است. بسیاری از این گروهها وجوه اشتراک بسیاری دارند و علاوه بر این دارای ارتباط سازمانی با یکدیگر می باشند.القاعده، داعش و بوکوحرام از جمله این گروهها هستند که از نظر مبنا، اصول، اهداف، و منشا شکل گیری مشابهت های بسیاری با یکدیگر دارند. مهم ترین وجه اشتراک این سه گروه استفاده از خشونت سیاسی برای دستیابی به اهداف ملی، منطقه ای وبین المللی خود می باشد. گروه بوکوحرام طی چند سال اخیر و به ویژه طی ماههای گذشته اوضاع نیجریه را با بحران های بسیاری مواجه کرده است. بوکوحرام به معنای حرام بودن کتاب و تحصیلات غربی است و این گروه معتقد است باید تحصیلات غربی را کنار گذاشت. از این رو مهم ترین مکان هایی که توسط این گروه مورد حمله قرار گرفته اند مدارس و دانشگاهها هستند. مبارز به مظاهر غرب، اجرای شریعت و تشکیل خلافت اسلامی از مهم ترین اهداف این گروه است.درباره خاستگاه این گروه یعنی نیجریه باید گفت این کشور به دلایلی با سایر کشورهای آفریقا متمایز می باشد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,نیجریه پرجمعیتترین کشور قاره آفریقا است. در اواخر قرن نوزدهم، استعمار بریتانیا، این کشور را به تصرف خود درآورد و در سال ۱۹۱۴ با الحاق دو تحت الحمایه خود یعنی نیجریه شمالی و جنوبی، مستعمره نیجریه را ایجاد کرد.این کشور در سال ۱۹۶۰ دوباره استقلال خود را به دست آورد. در واقع مرزهای نیجریه کنونی را استعمار بریتانیا ترسیم کرد و کوشید ملتهای خودمختار و مستقل گذشته را زیر چتر یک ملت واحد گرد آورد، حاصل این اقدام تشکیل کشور نیجریه با ساختار متکثر چند قومی و چند مذهبی است؛این کشور دارای ۳۵۰ گروه نژادی با ۲۵۰ گویش مختلف می باشد. نیمی از جمعیت این کشور مسیحی و نیمی سنی (بیشتر سنی مالکی) هستند.لازم به ذکر است از سال ۱۹۸۰ م و بیشتر از سال ۱۹۹۵م گرایش به مذهب شیعه در این کشور گسترش پیدا کرده است.به گونهای که در حال حاضر تعداد شیعیان تا ۱۰ میلیون نفر برآورد شده است.
,علاوه بر وجود چندین گروه قومی و مذهبی؛ ساختار ضعیف دولت، فقر گسترده، شکاف طبقاتی، و فساد سیاسی حاکم بر کشور، سبب شده صلح و امنیت در این کشور شکننده باشد.
, ,
,
, بنابراین از لحاظ زیرساختی مجموعه ای از عوامل قومی،مذهبی و اقتصادی و اجتماعی دست به دست هم داده و شرایط برای تشکیل چنین گروهی را تسهیل کرده است. البته گروههای سلفی بسیاری در آفریقا و نیجریه فعالیت می کنند، اما آن چه سبب برجسته شدن گروه بوکوحرام شده استفاده از خشونت مفرط علیه شهروندان و گسترش ناامنی می باشد، سایر گروهها اغلب به صورت مسالمت آمیز فعالیت می کنند. البته بوکوحرام نیز در ابتدای شکل گیری یعنی در سال ۲۰۰۲ به صورت مسالمت آمیز فعالیت می کرد. اما از سال ۲۰۰۹ با کشتن محمد یوسف رهبر این گروه توسط نیروهای دولتی اقدامات آن ها وارد فاز نظامی واستفاده از خشونت علیه مردم و دولت شده است. در واقع می توان گفت از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ این گروه اقدام به جذب نیرو، آموزش و جمع آوری سلاح و ساماندهی فعالیت ها ی خود کرده است ، در هر حال اقدامات این جنبش پیامدهای امنیتی بسیاری در حوزه اجتماعی و اقتصادی برای این کشور به همراه داشته است. در رابطه با این گروه چند نکته قابل ذکر است:
,۱- بوکوحرام گروهی است که برای تحقق اهداف خود متوسل به هویت های قومی و مذهبی شده است.چندقومی و مذهبی بودن نیجریه زمینه بهره برداری سیاسی از هویت های قومی و مذهبی را برای این گروه تسهیل کرده است. این گروه بیان کرده است که به دنبال اجرای شریعت و ایجاد خلافت اسلامی است. اعلام خلافت اسلامی در شهر گوزا سبب تشدید فعالیت های تجزیه طلبانه در نیجریه و سایر کشورهای منطقه خواهد شد و تمامیت ارضی نیجریه را با مشکل مواجه خواهد کرد. علاوه بر این فعالیت های تجزیه طلبانه در سایر کشورها توسط گروههای متحد با بوکوحرام را تقویت خواهد کرد. به عبارت دیگر موفقیت این گروه سبب الگو شدن آنها برای سایر گروههای مشابه خواهد شد و گروههای تروریستی به سایر مناطق نیز سرایت خواهند کرد.
,۲- فعالیت بوکوحرام سبب ایجاد بحران مشروعیت سیاسی برای دولت فعلی نیجریه خواهد شد. چرا که مهم ترین کارویژه دولت ایجاد صلح و آرامش و امنیت برای شهروندان می باشد. دولت نیجریه تا کنون نتوانسته است فعالیت های این گروه را مهار کند و این نشانه ضعف دولت در برخورد با چنین گروههایی می باشد. با توجه به اینکه در سال ۲۰۱۵ انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد نحوه مدیریت این بحران تاثیر قابل توجهی بر روند انتخابات خواهد گذاشت.
,۳ – هر چند بوکوحرام ساختار تعریف شده ای ندارد اما فعالیت آن طی سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۴ در جذب نیرو، آموزش و ساماندهی بسیاری از اقدامات تروریستی هم چون حمله به مدارس، ربودن دختران و کشتن بسیاری از مردم و در نهایت تشکیل خلافت اسلامی نشان می دهد که این گروه طی این سالها از نظر توانایی و برنامه ریزی و هماهنگی اقدامات خود موفق عمل کرده است.البته نباید از نظر دور داشت که در صورت تشکیل خلافت اسلامی در ایجاد نظام سیاسی قابل قبول عامه مردم با مشکل مواجه خواهند شد.
,۴-حتی اگر بپذیریم که دولت های غربی و متحدان آن ها هم چون رژیم صهیونیستی در تشکیل چنین گروهی در نیجریه دخیل نبوده اند، اما این جنبش به دو دلیل منافع سیاسی بسیاری برای کشورهای غربی به همراه دارد: اول این که فرصت مداخله و حضور کشورهای غربی و اسرائیل را در نیجریه و کل منطقه را فراهم خواهد کرد. هر چه غرب آسیا و آفریقا با آشوب ها ی بیشتری درگیر باشد کشورهای غربی فرصت بیشتری برای بهره برداری از این مناطق در اختیار خواهند داشت و بر عکس صلح و آرامش در این مناطق دست کشورهای غربی از این مناطق را کوتاه خواهد کرد.در مورد نیجریه این مسئله نمود بیشتری دارد، چرا که نیجریه بزرگترین تولید کننده نفت در قاره افریقا می باشد و طی دهه اخیر نیز مناسبات اسرائیل با این کشور گسترش بیشتری پیدا کرده است ، بدیهی است فعالیت چنین گروههایی می تواند زمینه ساز حضور پررنگ اسرائیل و متحد استراتژیک آن یعنی ایالات متحده را فراهم کند. دلیل دوم به مبارزه غرب با اسلام سیاسی بر می گردد.اقدامات بوکوحرام و گروههای مشابه بهترین فرصت برای غرب است تا منشا شکل گیری چنین گروههایی را اسلام سیاسی معرفی کند و با استناد به نظریه برخورد تمدن ها بزرگترین دشمن غرب را اسلام سیاسی معرفی کرده و به این ترتیب از رشد و توسعه اسلام سیاسی به سایر کشورها و مناطق جلوگیری به عمل آورد.به ویژه آن که در حال حاضر شیعیان نیجریه پر جمعیت ترین گروه شیعی در قاره آفریقا هستند و بیش از هر جای دیگر متاثر از ایران هستند و رهبر آن ها زکزاکی با مراجع ایران ارتباط گسترده ای دارد.
,در نهایت باید گفت هر چند ظهور و رشد گروههای تروریستی مشابه بوکوحرام محصول استعمار در این مناطق است و هم چنان نیز به صورت مستقیم و غیر مستقیم در خدمت منافع استعماری کشورهای غربی است اما این موضوع قابل انکار نیست که رشد این گروهها در نهایت امنیت منطقه و نظام بین الملل و حتی کشورهای غربی را با چالش های بسیاری مواجه خواهد کرد.چرا که کنترل گروههای تروریستی غیردولتی که دارای ساختار تعریف شده نبوده و قلمرو جغرافیایی مشخصی ندارند بسیار دشوار خواهد بود.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه